غول بیابونی
معرفی کتاب
جلد نخست از کتاب «پهلوان پشه»، حاوی ۱۳ داستان کوتاه به هم پیوسته است. «بیبی گلنسا» روز و شب کار میکند تا شکم «حسنکچل» را سیر کند. حسن خیلی تنبل است و تن به کار نمیدهد و بیبی از این موضوع بسیار ناراحت است. همسایهها به کمک بیبی میآیند و نقشهای میکشند تا حسنکچل را از خانه بیرون کنند... . حسن به بیابان میرود و زیر درختی دراز میکشد؛ ولی هفت پشه از راه میرسند و یکییکی روی سر کچل حسن، سُر میخورند. حسن در یک حرکت، همه آنها را میکُشد و همانموقع حاکم و سربازانش از راه میرسند.
جودی دمدمی در دردسر حیوانهای خانگی
معرفی کتاب
در جلد پنجم از مجموعه «جودی دمدمی و دوستان»، گیاه ونوسِ حشرهخوار «جودی» که نامش «آروارهها»ست، حال و روز خوبی ندارد و پژمرده شده است. جودی هر کاری میکند ؛ اما حال آروارهها خوب نمیشود تا اینکه جودی «موشی»، گربه خانواده، را میبیند که کاغذی به پنجهاش چسبیده است و سعی میکند نظر جودی را جلب کند. جودی با خواندن آن کاغذ، راه درمان آروارهها را پیدا میکند.
فرانک پِرل در مسابقه جنجالی شیرینیپزی
معرفی کتاب
در جلد سوم از مجموعه «جودی دمدمی و دوستان»، «فرانک پرل» دلخور است از اینکه تا به حال در هیچ مسابقهای برنده نشده است. او تصمیم میگیرد در مسابقه تردستی با یویو برنده شود! او میخواهد با یویوی جدید مدل ۵۰۰۰، سگچرانی کند! اما برنده نمیشود. فرانک در مسابقه «طوطی کلوچه» شرکت میکند، طوطی سخنگویی که برعکس آموختههای فرانک حرف میزند؛ اما باز هم برنده نمیشود. فرانک برای آخرینبار در مسابقه درست کردن «وافل» (نوعی ساندویچ) کلاس سومیها شرکت میکند و باید ایدههایی نو برای تزئین وافل داشته باشد. آیا ممکن است فرانک در این مسابقه برنده شود؟
پینوکیو
معرفی کتاب
«پینوکیو» قهرمان این داستان، یک پسربچه معمولی نیست. او نه معمولی است و نه پسربچه. پینوکیو یک عروسک چوبی است که پیرمردی تنها و مهربان به نام پدر «ژپتو» آن را ساخته است. پینوکیو مثل همه پسربچهها دوست دارد پستی و بلندیهای زندگی را تجربه کند، به حرف بزرگترها گوش ندهد، از مدرسه فرار کند و... ؛ اما مشکل اینجاست که از تجربههایش درس نمیگیرد.
کارآگاه پادی در جنگل بلوط
معرفی کتاب
کارآگاه «پادی» تلفن همراهش را کنار تختش میگذارد تا به خواب زمستانی برود؛ اما ناگهان تلفن خانه به صدا درمیآید! رئیس کارآگاه، او را برای مأموریتی مهم و سّری احضار میکند. گزارشها حاکی از این است که بیشتر درختان جنگل بلوط خشک و سنجابها ناپدید شدهاند! محیطبانها میگویند این اتفاق، کار گرازهای «ماشوان» است. پادی به سرعت حرکت میکند تا در نقش محیطبان مأموریت جدیدش را انجام دهد.
آدم بدها در عملیات حلمه به زیتنها
معرفی کتاب
در جلد چهارم از مجموعه «آدمبدها »، «تیفانی فلایت»، گزارشگر شبکه ۶ تلویزیون، خبر میدهد که دانشمند میلیونر دیوانه، «رابرت مارمالاد»، لشکری از گربههای زامبی، معروف به «زتینها» را رها کرده است و هیچکس در امان نیست! گروه آدمبدها میخواهند دنیا را از دست هیولاهای میومیوکننده دکتر مارمالاد نجات دهند. آنها برای این کار به پادزهر زامبی احتیاج دارند و میخواهند آن را به کمک مأمور روباه باهوش به دست آورند. آیا آنها موفق میشوند این کار را انجام دهند؟
آدم بدها در عملیات مرغپرانی
معرفی کتاب
گروه آدمبدها از آقای گرگ، مار، کوسه و «پیرانا» تشکیل شده است. آنها بدجنس هستند و کارهای خیلی بدی کردهاند؛ اما میخواهند قهرمان باشند! در این داستان آنها تصمیم گرفتهاند ۱۰۰۰ مرغ را از یک مرغداری خیلی پیشرفته نجات دهند؛ ولی گروه آدمبدها مشکلات زیادی دارند؛ لیزر جزغالهکننده، چندپای پر جنب و جوش و آقای مار، یعنی همان رفیق خودشان که به جوجهقورتبده معروف است! آیا آنها میتوانند این مرغها را نجات دهند؟
آدم بدها در عملیات نجات سگها
معرفی کتاب
آدم بدها ترسناک و خطرناک هستند؛ اما میخواهند قهرمان باشند. آقای گرگ، آقای مار، آقای «پیرانا» و آقای کوسه، اعضای این گروه هستند که دوست دارند کارهای خوب انجام دهند. به پیشنهاد آقای کوسه، آنها تصمیم میگیرند تا به افرادی که نیاز دارند، کمک کنند. در اولین مأموریتشان، آنها میخواهند ۲۰۰ تولهسگ را نجات دهند که پشت دیوارهای سنگی و میلههای آهنی زندانی هستند و ۲۰ نگهبان از آنها محافظت میکنند؛ اما آیا آنها موفق میشوند؟
سنگ بکس
معرفی کتاب
«نُری» به مدرسه جادوی دولتی، به نام «دانویدل» میرود. همه بچهها جادوی معمولی ندارند، مثل نُری. مدرسه جدید برای حل این مشکل، کلاس دیگری راه میاندازد به نام کلاس «وارونه». بَکس یکی از بچههای این کلاس، بدون اینکه بخواهد، به تختهسنگ تبدیل میشود. تبدیلیهای دیگر وقتی به شکل حیوان درمیآیند، ذهن انسانیشان نیز کار میکند؛ اما بکس اینطور نیست و هیچ کنترلی ندارد. او چطور میتواند این مشکل را حل کند؟
حیوان ترکیبی
معرفی کتاب
فردا روز امتحان ورودی مدرسه «دانا» است. مدرسه دانا که یک مدرسه جادو است، کسی را قبول نمیکند، مگر اینکه استعدادهای شگفتآوری داشته باشد. «نُری» باید در این امتحان قبول شود؛ چون برادر و خواهرش آنجا درس میخوانند و پدرش مدیر آن است. او برای هیچ مدرسه دیگری امتحان نداده است. نُری سعی میکند تا خودش را به شکل بچهگربه دربیاورد. جادوی او قوی است؛ اما بعضیوقتها چَپَکی عمل میکند. اینبار او تبدیل به یک سگگربه میشود! آیا نری در امتحان قبول میشود؟