رازداری
معرفی کتاب
این داستان درباره مایا کوچولو است که دوست دارد رازداری کند اما هیچ رازی ندارد. مایا میگردد تا رازی پیدا کند اما او چیزهای زیادی باید یاد بگیرد تا بتواند فرق راز خوب (مثل وقتی که دوستمان درباره مشکلش به ما میگوید) یا راز بد را تشخیص بدهد و در این راه باید از مادر و پدرش کمک بگیرد.
این قصه سعی دارد کودکان را با چگونگی و اهمیت تعهد و رازداری آشنا کند.
این قصه سعی دارد کودکان را با چگونگی و اهمیت تعهد و رازداری آشنا کند.
بدون ترمز، از تپه وحشت!
معرفی کتاب
مجموعه کتابهای ماجراهای ماروین، ماجراهای پسر بچهای است که سعی میکند از پس اتفاقاتی که در مدرسه، در خانه و در راه برایش میافتد برآید. در این کتاب، دوستان، خانواده و حتی برادر بزرگتر ماروین فکر میکنند او قرار است با دوچرخه از تپه پایین بیاید و همگی مشتاقاند او را تماشا کنن. اما حقیقت این است که ماروین حتی نمیتواند درست روی زین دوچرخه بشیند! حالا ماروین باید چه کند؟ ...
چطور میتوانم رؤیاهایم را بسازم؟
معرفی کتاب
این کتاب درباره امید و تلاش است. داستان پسربچهای است که میخواهد مجسمهساز شود اما از شکستخوردن میترسد. او به اصرار مجسمهساز کار را شروع میکند. مدام بین امید و ناامیدی سرگردان میشود اما مجسمهساز نمیگذارد ناامیدی پسرک را شکست بدهد و او را به سوی پیشرفت سوق میدهد. در انتهای قصه پسرک پیرمرد و مجسمهساز بزرگی شده است و کودکی خردسال، همچون کودکیهای خودش، با پرسش«چطور این کار را میکنی؟ » برای مجسمهسازی به کارگاه او میآید.
روز تولدم منو دزدیدن؟
معرفی کتاب
مجموعه کتابهای ماجراهای ماروین، ماجراهای پسر بچهای است که سعی میکند از پس اتفاقاتی که در مدرسه، در خانه و در راه برایش میافتد برآید. ماروین همیشه حس میکرد با خانوادهاش جور نیست. برای همین وقتی شنید که شاهزادهای گم شده و درست شبیه او هم بوده است، فهمید اوضاع از چه قرار است. حالا فقط باید به مامان و بابا بگوید که وقتش رسیده پیش پدر و مادر واقعیاش در یک قلعه برگردد...
جدال مداد رنگیها: داستانی با رویکرد خلاقیتی
معرفی کتاب
این کتاب درباره گفتگویی نه چندان دوستانه بین مدادهای جعبه ششتایی مدادرنگی است. داستان حاضر از نگاه یک کودک روایت و نکات اخلاقی و انسانی از دیدگاه آن کودک بیان میشوند.
آغاز داستان با این پرسش است که :«تا به حال فکر کردهاید مهمترین رنگ دنیا چه رنگی است؟ » و باقی داستان براساس این سؤال جلو میرود.
آغاز داستان با این پرسش است که :«تا به حال فکر کردهاید مهمترین رنگ دنیا چه رنگی است؟ » و باقی داستان براساس این سؤال جلو میرود.
خیابان و همه خطرهایش
معرفی کتاب
یکی از موضوعاتی که درباره رعایت آن همیشه به کودکان توصیه میکنیم، این است که «هنگام عبور از خیابان، مراقب باشند با ماشینها و موتورها برخورد نکنند».
داستانهای کوتاه این کتاب نیز درباره همین مشکل است. مورچه کوچولو که شخصیت اصلی قصههای پیشروست، در خیابان با چالشهای زیادی مواجه است و خطر موتور و ماشینها که در این قصهها به هیولا تشبیه شدهاند او را تهدید میکنند. مورچه با نکات ایمنی که بلد است، سعی میکند با این چالشها مقابله کند.
داستانهای کوتاه این کتاب نیز درباره همین مشکل است. مورچه کوچولو که شخصیت اصلی قصههای پیشروست، در خیابان با چالشهای زیادی مواجه است و خطر موتور و ماشینها که در این قصهها به هیولا تشبیه شدهاند او را تهدید میکنند. مورچه با نکات ایمنی که بلد است، سعی میکند با این چالشها مقابله کند.
ما از ویروس قویتریم
معرفی کتاب
این داستان از زبان ویروسها(مانند کرونا) بیان شده است. ویروسها همچون سربازان تلاش میکنند وارد بدن انسان بشوند اما موفق نمیشوند. زمانی که دلیل ناموفقبودنشان را جستوجو میکنند متوجه میشود آدمها خیلی به رعایت موازین بهداشتی پایبند شدهاند، دستهایشان را مرتب میشورند، فاصله اجتماعی را رعایت میکنند و... به همین دلایل ویروسها نمیتوانند وارد بدنشان شوند.
نویسنده در این کتاب سعی میکند راههای مبتلانشدن به بیماریها و جلوگیری از ورود ویروسها به بدن انسان را با بیانی کودکانه بازگو کند.
نویسنده در این کتاب سعی میکند راههای مبتلانشدن به بیماریها و جلوگیری از ورود ویروسها به بدن انسان را با بیانی کودکانه بازگو کند.
گرگی که میخواست رنگ عوض کند
معرفی کتاب
این کتاب درباره گرگ خاکستریای است که رنگ خودش را دوست ندارد. او فکر میکند خاکستری رنگ غمگینی است و دیگران هم از آن خوششان نمیآید. برای همین تصمیم میگیرد رنگش را عوض کند. گرگ با زحمت رنگهای مختلف را امتحان میکند و بدنش را به رنگهای دیگر درمیآورد. خودش را به رنگهای مختلف رنگ میکند اما هیچکدام از اینها راضیاش نمیکند تا اینکه...
کیف خیلی بزرگ مامان
معرفی کتاب
کیف مامان خیلی بزرگ است و هرجا که مشکلی باشد، وسیلهای برای حل آن در کیف مامان وجود دارد؛ از لباسهای تمیز و نو گرفته تا غذای برای حیوانات. در هر صفحه نمونه جدیدی از قهرمانبودن کیف مامان نشان داده میشود، اما بچهها در نهایت متوجه میشوند قهرمان اصلی، خود مامان است که همیشه با فرزندانش مهربان است و برای خوشحالی و کمک به آنها تلاش میکند.
نویسنده سعی دارد توجه کودکان را به محبتها و کارهایی که مادرشان برای آنها انجام میدهد جلب کند.
نویسنده سعی دارد توجه کودکان را به محبتها و کارهایی که مادرشان برای آنها انجام میدهد جلب کند.