Skip to main content

فرانکلین به بیمارستان می‌رود

معرفی کتاب
در این کتاب «فرانکلین» گذراندن یک عمل جراحی و یک روز ماندن در بیمارستان را تجربه می‌کند. فرانکلین یک لاک‌پشت کوچک است. او گاهی سرما می‌خورد، گاهی هم بدنش زخمی می‌شود. او سال یک‌بار برای معاینه کامل پیش پزشک می‌رود اما... . در این کتاب، مراحل یک عمل جراحی برای کودک توضیح داده می‌شود. این کتاب، برای کودکانی که از رفتن به مطب می‌ترسند و مضطرب‌اند، مناسب است.

فرانکلین فرار می‌کند

معرفی کتاب
«فرانکلین»، روز خوبی را نگذرانده بود و احساس می‌کرد دیگر کسی دوستش ندارد و کسی به او اهمیت نمی‌دهد. او تصمیم گرفت از خانه فرار کند و دوستان و مدرسه و خانه‌ی جدیدی برای خودش پیدا کند، اما... . لازم به یادآوری است که انتخاب یک لاک‌پشت به‌عنوان شخصیت اصلی این داستان، نشان‌دهنده حرکت آرام و مستمر والدین در کنار کودک در مسیر رشد است. نوع بازگویی مفاهیم در داستان کاملا غیرمستقیم است و نتیجه‌گیری نهایی در متن داستان نهفته است و از دادن پیام‌های نصیحت‌آمیز به کودکان خودداری می‌کند.

فرانکلین و خواهر کوچولویش

معرفی کتاب
«فرانکلین» به خواهرش «هریت» در انجام برخی از کارها کمک می‌کند و از این‌که برادر بزرگ‌تر است، لذت می‌برد. یک روز که فرانکلین، هریت را برای بازی می‌برد، لباس‌های هریت گِلی شده و گریه می‌کند. فرانکلین برای آرام کردن هریت، سگِ اسباب‌بازی‌اش را به او می‌دهد و... . در این داستان، کودکان متوجه می‌شوند که باید وسایلشان را با خواهر و برادر خود تقسیم کنند و همیشه مراقب آن‌ها باشند.

ناخن جویدن خرسی

معرفی کتاب
خواهرخرسی با مامان و بابا و برادرخرسی توی یک خانه‌ی درختی پایین جاده، توی شهر خرس‌ها زندگی می‌کرد. حالا دیگر خواهرخرسی بزرگ شده و به مدرسه می‌رود. توی مدرسه، خواندن و نوشتن و خیلی چیزهای دیگر یاد ‌می‌گیرد؛ تازه بازی هم می‌کند، اما گاهی موقع درس خواندن کلافه می‌شود و ناخن‌هایش را می‌جود. مامان به ناخن‌های خواهرخرسی چسب می‌زند اما دست‌هایش به این‌طرف و آن‌طرف گیر می‌کند و... . کودکان در این داستان، یاد می‌گیرند که چگونه استرس‌شان را کنترل کنند.

من هنوز آماده نیستم!

معرفی کتاب
روز اول پیش‌دبستانی، جغدکوچولو پشتِ‌سرِهم بهانه می‌آورد؛ آماده نیستم، دارم پرهایم را شانه می‌کنم، کوله‌پشتی‌ام را پیدا نمی‌کنم، ولی بالاخره آماده شد و رفت پیش‌دبستانی و آن‌قدر به او خوش گذشت که... .

اگر یک غریبه ببینی…

معرفی کتاب
اگر یک غریبه بخواهد شما را با ماشینش به خانه برساند باید چه‌ کار کنید؟ اگر یک غریبه بخواهد به شما خوراکی یا هدیه بدهد چطور؟ اگر یک غریبه بخواهد با شما صحبت کند چطور؟ با مطالعه این کتاب، کودکان با موقعیت‌های خطرناک آشنا می‌شوند و آمادگی پیدا می‌کنند که در هر موقعیت تصمیم مناسب بگیرند و با غریبه‌ها چطور رفتار کنند و مراقب خودشان باشند.

خرگوش کوچولو و خانواده‌اش

معرفی کتاب
خرگوش‌کوچولو، عاشق خانواده‌اش است. وقتی مشکلی برایش پیش می‌آید، مامان و بابا او را راهنمایی می‌کنند. خیلی وقت‌ها دور هم جمع می‌شوند و خیلی به آن‌ها خوش می‌گذرد. تازه خیلی هم هوای یکدیگر را دارند. خب برای همین، خرگوش‌کوچولو این‌قدر خانواده‌اش را دوست دارد... . در این داستان، کودکان با معنای ساده مثبت‌اندیشی و تمایل به خوش‌بینی و امیدواری، آشنا می‌شوند.

بداخلاقوزوروس

معرفی کتاب
«گریسی بداخلاقوزوروس» یک دایناسور بداخلاق است. مدام بهانه می‌گیرد، نِق می‌زند و به حرف گوش نمی‌کند و دوست دارد هر کاری که دلش می‌خواهد بکند. برای همین همه از دستش کلافه می‌شوند؛ تااینکه... . در این داستان با روش‌هایی آشنا می‌شوید که کودکان می‌توانند با به‌کارگیری آن‌ها بر احساس بدخلقی‌شان غلبه کنند.

باشه، می‌گم لطفا!

معرفی کتاب
«شازده‌ فرفره» می‌گوید: «من شامم را می‌خواهم، من این را می‌خواهم، من آن را می‌خواهم»؛ ولی باید یاد بگیرد که بگوید لطفا... . در این داستان، کودکان می‌آموزند که هرگاه درخواستی از کسی دارند از واژه‌های مؤدبانه مانند «لطفا» استفاده کنند.

فقط، مامانم رو می‌خوام!

معرفی کتاب
«شازده فرفره»، مُدام بهانه می‌گیرد و مادرش را می‌خواهد. دوست دارد همیشه پیش مادرش باشد؛ موقع بازی، نقاشی‌کردن، خوابیدن، حتی زمان‌هایی که زمین می‌خورد و می‌ترسد، ناراحت می‌شود، و گریه و زاری می‌کند. تا‌اینکه روزی به یک مهمانی می‌روند و... . این داستان به کودکان می‌آموزد که چگونه بدون حضور والدینشان زندگی کنند و با دیگران ارتباط برقرار کنند.