Skip to main content

دوستی مدادرنگی‌ها

معرفی کتاب
این کتاب داستان علی کوچولو و نقاشی نیمه‌کارش را روایت می‌کند. مدادرنگی‌ها تصمیم می‌گیرند نقاشی را تکمیل کنند، اما میان خود بر سر اولویت هر رنگ و جایگاه آن در طبیعت اختلاف پیدا می‌کنند. سرانجام پاک‌کن با یادآوری اینکه هر رنگ بخشی از طبیعت است و همه می‌توانند سهم خود را داشته باشند، اختلاف‌ها را حل می‌کند و نقاشی به زیبایی کامل می‌شود.

هیولاها در موزه

معرفی کتاب
اولین بار است که بیلی به اردوی مدرسه می‌رود و دلش شور می‌زند. برای همین هیولای فسقلی تصمیم می‌گیرند همراهش بروند. آن‌ها مثل همیشه می‌گویند: «قول می‌دهیم دردسر درست نکنیم...» پس به‌‌هم‌ریختن سالن جک‌وجانورهای موزه کار کیست؟ چرا اسکلت دایناسور غرش می‌کند؟ و بدتر از همه اینکه چرا بیلی نمی‌تواند فکر آن مومیایی‌های مصری را از سرش بیرون کند؟

چه می شد اگر بدن دایناسور را داشتی

معرفی کتاب
این کتاب با نگاهی خیال‌انگیز، در هر صفحه یکی از اندام‌های انسان را با ویژگی شگفت‌انگیز یک دایناسور جایگزین می‌کند و نشان می‌دهد اگر بخشی از بدن انسان شبیه آن موجودات باستانی بود، چه توانایی‌هایی پیدا می‌کرد و اطلاعاتی روشن و ساده درباره تاریخ زندگی دایناسورها، اندازه و قدرتشان، و دوره‌هایی که میلیون‌ها سال پیش در آن می‌زیستند ارائه می‌شود. کتاب یادآور می‌شود که این جانوران عظیم‌الجثه امروز دیگر وجود ندارند، اما شناخت آن‌ها دریچه‌ای تازه به دنیای علم و شگفتی‌های گذشته برای کودکان باز می‌کند.

دوست داشتید در یونان باستان بودید؟

معرفی کتاب
این کتاب خواننده را به دنیای شگفت‌انگیز یونان باستان می‌برد و با ارائه داستان‌ها و موقعیت‌های تعاملی، امکان تجربه زندگی مردم آن زمان را فراهم می‌کند. در صفحات آن با ورزشکاران المپیک، فلاسفه، مهندسان، بازرگانان و قهرمانان یونانی آشنا می‌شوید و می‌توانید تصمیم بگیرید چه نقشی در این تمدن داشته باشید. هدف کتاب، آموزش جذاب و سرگرم‌کننده درباره فرهنگ، دستاوردها و زندگی روزمره یونانیان باستان است و خواننده را به سفری هیجان‌انگیز در تاریخ دعوت می‌کند.

اسب ابری

معرفی کتاب
ابر اسبی آن قدر رفت تا به یک جای تاریک رسید. مرجان ترسید و به ابر گفت برگردد. ابر اسبی برگشت، اما هر چه رفت، به آسمان روشن تابلو نرسید...مرجان و ابر اسبی در سفری خیالی به آسمان می‌روند، اما در میان تاریکی و سرما گم می‌شوند. تلاش می‌کنند راه بازگشت را پیدا کنند، اما همه‌چیز ترسناک و ناشناخته می‌شود تا جایی که مرجان با نگرانی مادرش را صدا می‌زند.

مهمانی بشقاب خالی

معرفی کتاب
کتاب «مهمانی بشقاب خالی» داستان مهمانی گربه‌ها است. در مهمانی از خوراکی خبری نیست، اما پر است از خیال‌های خوب که گربه‌ها دلشان می‌خواهد آن را با هم تقسیم کنند، اما نه همه‌ی گربه‌ها... در کتاب می‌خوانیم: «گربه‌ی خال‌خالی خمیازه‌ای کشید و گفت: «کاشکی همین حالا خوراک غاز چاق خوشمزه‌ای توی بشقابم بود.» آن‌وقت یک لقمه‌ی چپش می‌کردم همه‌ی گربه‌ها میاوووووو میاوووووو فریاد کشیدند: «ما هم می‌خواهیم ما هم می‌خواهیم اگر راست راستکی یک خوراک غاز چاق خوشمزه داشتی به ما هم می‌دادی؟»

ناخدا و اژدهای قرمز

معرفی کتاب
در سرزمینی به نام دریای بدون باد، زندگی آرام و ساکتی جریان دارد. در این جزیره، بادی نمی‌وزد، موجی نیست و مردم به سکوت عادت کرده‌اند. ناخدا پوف، پسری غمگین و رؤیایی، با پدر و مادرش در این جزیره زندگی می‌کند. پدرش ماهیگیری است که برای فرمانروای شکمو ماهی می‌گیرد و ناخدا پوف آرزو دارد روزی باد بیاید و زندگی یکنواخت آن‌ها را تغییر دهد. یک روز، ناخدا پوف بادبادکی قرمز و اژدهاگونه در انبار خانه پیدا می‌کند. مادرش به او هشدار می‌دهد که با آن بازی نکند، اما او شیفته‌ آن می‌شود و در رؤیایش اژدهای قرمز را می‌بیند که در آسمان پرواز می‌کند. ناخدا پوف در نبود پدر و مادرش، بادبادک را برمی‌دارد و سعی می‌کند آن را به پرواز درآورد، اما موفق نمی‌شود. پدرش متوجه می‌شود و تصمیم می‌گیرد بادبادک را در دریا غرق کند تا از شر آن خلاص شود. ناخدا پوف مخفیانه به قایق پدر می‌رود و شاهد ماجرایی می‌شود که زندگی آن‌ها را برای همیشه تغییر می‌دهد. در میان دریا، اتفاقی غیرمنتظره رخ می‌دهد، باد شروع به وزیدن می‌کند و طوفانی شدید به‌پا می‌شود. هنگامی که ناخدا پوف بادبادک را به هوا می فرستند تبدیل به اژدهایی قرمز می‌شود.

مغناطیس سیاه؛ فرمان تاسیوس

معرفی کتاب
کتاب «مغناطیس سیاه: فرمان تاسیوس»، جلد اول از یک مجموعه شش جلدی فانتزی است. این کتاب داستان سه شاهزاده نوجوان را روایت می‌کند که متوجه می‌شوند حقیقت در سرزمینشان پنهان شده و در پی کشف آن برمی‌آیند. آنها سفری پرخطر را آغاز می‌کنند تا پنج نشانه‌ی نقشه‌ی زرین را پیدا کنند و چراغ‌دان گمشده‌ای را بیابند که کلید نجات سرزمینشان است. داستان با فرار پیرمردی که حامل رازی مهم است، در جنگلی مه‌آلود آغاز می‌شود. او قطرات عرق و نفس‌های سنگینش نشان از اضطراب و تلاشی برای حفظ یک راز دارد. در ادامه، مخاطب با سه شاهزاده نوجوان آشنا می‌شود که در سرزمین تارسیا زندگی می‌کنند و متوجه می‌شوند که حقیقت در سرزمینشان پنهان شده و تاریکی همه چیز را احاطه کرده است. آنها تصمیم می‌گیرند برای یافتن حقیقت، سفری پرماجرا را آغاز کنند و در این راه با نیروهای خبیث و موانع بسیاری روبرو می‌شوند. در این سفر، آنها باید پنج نشان از نقشه‌ی زرین را پیدا کنند و چراغ‌دان گمشده‌ای که کلید نجات آنها و سرزمینشان است را بیابند.

چشم بازیگوش من

معرفی کتاب
کتاب «چشم بازیگوش من» یک داستان تصویری برای کودکان است که به بررسی تخیل و دیدگاه متفاوت از دنیای اطراف می‌پردازد. داستان درباره دختری کوچک به نام جنی سو است که با وضعیت پزشکی به نام «چشم تنبل» روبه‌رو است. در حالی که چشم دیگرش دنیای معمولی را می‌بیند، چشم بازیگوش او قادر است که اشیاء و محیط اطراف را به شیوه‌های غیرمعمول و خلاقانه‌ای تصور کند. به‌طور مثال، درخت‌ها به هیولاهای پشمالو، قلعه‌های باشکوه یا موجودات فضایی عجیب و غریب تبدیل می‌شوند. این چشم بازیگوش به جنی سو کمک می‌کند تا دنیا را به عنوان یک زمین بازی خلاقانه ببینید و زندگی روزمره‌اش را با ماجراجویی و هیجان پر کند. از طریق این داستان، کودکان می‌آموزند که می‌توانند به جای دیدن جهان به صورت معمول، آن را از زاویه‌ای متفاوت و جالب‌تر تماشا کنند. تخیل به‌عنوان یکی از مفاهیم کلیدی کتاب برجسته می‌شود و قدرت آن را در ایجاد دنیایی پر از شادی و سرگرمی نشان می‌دهد.

کشتی پرنده

معرفی کتاب
«کشتی پرنده» یک رمان تخیلی است. این کتاب داستان چهار دوست را روایت می‌کند که یک کشتی کوچک دارند که می‌تواند پرواز کند و آنها را به سفرهای خیال‌انگیز ببرد. کشتی می‌تواند به قدری بزرگ شود که کودکان در آن سوار شوند و به هر جایی که آرزو دارند سفر کنند و وقتی به آن نیازی ندارند دوباره کوچک شود تا در جیبشان جا بگیرد. این کتاب به مخاطب کمک می‌کند تا رؤیاپردازی کنند و به کشف دنیاهای جدید بپردازند. در داستان می‌خوانیم: «کشتی کوچکی است در حدود شش اینچ که با چوبی کهنه و تیره تراشیده شده... «فکر می‌کنید من می‌‌توانم آن را بخرم؟» سپس پیرمردی حرف عجیبی می‌زند... وقتی پیتر کشتی کوچک را پشت ویترین مغازه می‌بیند آرزو می‌کند از همه‌ی جهان، فقط این کشتی مال او باشد، اما این کشتی، معمولی نیست و پیتر و بقیه را به سفرهای زیادی می‌برد، هرجا که بچه‌ها آرزویش را می‌کنند. آنها دور جهان پرواز می‌کنند. به گذشته می‌‌روند، رابین‌هود و یکی از فراعنه‌ی مصر را ملاقات می‌کنند.