به ما نگاه کن (مجموعه داستان)
معرفی کتاب
کتاب «به ما نگاه کن»، مجموعهای از داستانهای برگزیده جشنواره خاتم است که با روایتی نو و خلاقانه، به معرفی سیره پیامبر اسلام (ص) میپردازد. این کتاب شامل داستانهایی از نویسندگان مختلف است که هر یک از زاویهای متفاوت، زندگی و منش پیامبر (ص) را روایت میکنند. همچنین ارزشهای اخلاقی و انسانی را در قالب داستانهای کوتاه به تصویر میکشد. در کتاب میخوانیم: «محمّد مانند خورشیدی درخشان از غار رفت و همه جا تاریک شد. با رفتنش قلبِ کوچکِ من هم همراه او رفت. ای کاش زودتر او را میشناختم تا از خاک راهش برای چشمانِ کمسویم سرمه میکشیدم. وقتی که میرفت، برگشت و نگاهم کرد. با نگاهش از من تشکر کرد. طوری رفت که حتی یک تار هم از پودش جدا نشد. این روزها من باز هم میبافم. باید ببافم. دوباره اضطراب به سراغم آمده است. شاید برگردد. شاید دوباره در این غار خورشیدی طلوع کند. شاید آن صبح برسد که چشمهایم را زودتر از هر روز دیگر بگشایم و ببینم خورشیدی بر دم غار ایستاده است. منتظرم. باید حواسم جمع باشد. ایندفعه نباید در خواب بمانم.»
مثل خائف
معرفی کتاب
در این مجموعه با عنوان «مثل خائف»، پنج داستان با هدف ترویج سیره پیامبر اسلام (ص) با داستاننویسیِ خلاقانه و هنری آمده است. مثل خائف، با نثری ادبی و تصویری، داستانی است آمیخته با نور، رنج، ایمان و رهایی. فضای داستان با عناصر طبیعت، اشارات معنوی و توصیفاتی شاعرانه، حالوهوایی خاص و روحانی دارد. برخلاف روایتهای مستقیم و سنتی از سیره نبوی، این اثر تلاش میکند با زبان داستان و ادبیات معاصر، مخاطب را به تجربهای حسی و شخصی از معنویت و نور نزدیک کند. در بخشی از داستان آمده است: «حس میکردی تمام دنیا در دستانت است. حس میکردی خدا را داری. زمین و آسمان را، برگ و بار، باد و باران، قوس و قزح، رنگینکمان، چراغ چراغ نور. سرانجام شب به سر آمده بود. شب بیپایان درد و غم به پایان رسیده بود؛ همانگونه که میخواستی. باران رحمت خداوند و پیامبرش چه زیبا بر تو باریده بود. چه زیبا تو را از تاریکی به نور و روشنایی گذر داده بود.»
چتری برای پیامبر (ص)
معرفی کتاب
در کتاب «چتری برای پیامبر» پیامبر در تپههای سوزان مدینه به همراه نمازگزاران از خداوند طلب باران میکنند و خداوند درخواست آنها را اجابت میکند و باران میبارد. این داستان سرگذشت ابری را بیان میکند که بر آنان بارید. ابری که علیرغم میل باطنیش برای ادامهی حیات و دیدن زیباییهای دنیا، به دلیل درخواست پیامبر با اینکه مدت زمان کوتاهی از تولدش میگذشت از خودگذشتگی و ایثار میکند و بر آنان میبارد و در رودهای بهشتی جاری میشود. در قسمتی از این کتاب میخوانیم: «ما بالاخره باید بباریم، چه بهتر که اینجا بباریم. جایی بهتر از اینجا نیست. بگذارید بر مردمی بباریم که مشغول نماز خواندن هستند. بگذارید بر چهرهی این مرد ببارم».
سیاه، سفید
معرفی کتاب
کتاب «سیاه، سفید» داستانی نمادین درباره تحول درونی و بازگشت به ارزشهای انسانی است. کتاب داستان زندگی یک عنکبوت به نام «سیاه» را روایت میکند که در ابتدا بدجنسترین، تنبلترین و سنگدلترین موجود شناخته میشود. او زندگیاش را با تنیدن تار، شکار و خواب سپری میکند تا زمانی که صدای یک فرشته الهی او را به انجام مأموریتی خاص دعوت میکند و او به محافظت از بزرگترین انسان تبدیل میشود.
خاک بهار بچههاست و سه قصهی دیگر
معرفی کتاب
مجموعه «یه کوچولو قصه» مجموعهای از قصههای کوتاه و آموزنده برای کودکان است که با هدف سرگرم کردن و آموزش مفاهیم اخلاقی و تربیتی به کودکان تولید شده است. این مجموعه شامل داستانهای متنوعی با موضوعات مختلف است که با زبانی ساده و روان برای کودکان روایت میشوند. در این مجموعه، مفاهیمی مانند دوستی، صداقت، کمک به دیگران، شجاعت و ... از طریق داستانها به کودکان آموزش داده میشود. در کتاب «خاک بهار بچههاست» پیامبر (ص) روی سنگی نشسته بود و برای مسلمانانی که دو رو برش جمع شده بودند، حرف میزد. همه سراپا گوش بودند که ناگهان شتری سلانه سلانه به جمع آنها نزدیک شد. یک نفر که احساس کرد جای شتر در جمع آنها نیست، از جا بلند شد تا شتر را از دورو بر خودشان دور کند، اما پیامبر (ص) اشاره کرد که بنشیند و مزاحم شتر نشود...
رستاخیز
معرفی کتاب
کتاب «رستاخیز»، اقتباسی از فیلمنامهٔ «رستاخیز» به نویسندگی و کارگردانی «احمدرضا درویش» است. این کتاب داستان مکاشفه عزیر نبی از رستاخیز انسان را روایت میکند و به موضوعاتی چون تاریخ، دین و تجربه نزدیک به مرگ میپردازد. داستان در مورد «عزیر» است که از خواب یکصدساله بیدار میشود. او شهر خراب و ویرانی را که در آن خوابیده بود، آباد و ساختهشده میبیند. عزیر با تعجب از اینکه چه اتفاقی افتاده، وارد شهر میشود و میبیند که سرزمین آبا و اجدادی به تصرف رومیها درآمده و قوم یهود فرقهفرقه و منحرف شده است. گروه اندک یکتاپرستان یهود یا زندانی هستند و یا در خفا و ترس و وحشت از دستگیری زندگی میکنند. رشوه و رباخواری و مالاندوزی یهودیان را بلعیده و همه از بندگان شیطان شدهاند. عزیر در چنین وضعی بهدنبال خانوادهٔ خود میگردد؛ بلکه نوهای، نوادهای یا فرزندی از او باقی مانده باشد. «عزیر» پیامبری است که طبق قرآن و برخی منابع تاریخی، در جوانی به امر خدا روح از بدنش جدا شد و پس از صد سال به زندگی بازگشت. این داستان در آیهٔ 259 سورهٔ بقره ذکر شده است.
بزها و مزرعه سبزی
معرفی کتاب
این مجموعه کتاب، بازآفرینیِ داستانهای قرآنی پیامبران است که به صورت دو زبانه و به صورت تصویری طراحی شده تا کودکان با مفاهیم ارزشمند دینی و اخلاقی آشنا شوند. هر داستان با زبانی ساده و کودکانه روایت شده است و علاوه بر تقویت مهارتهای زبانی کودکان کمک میکند تا آنها به درک عمیقتری از ارزشهای الهی و انسانی دست یابند. این داستان «بزها و مزرعه سبزی» میباشد که با محور ارزشهای اخلاقی نگارش شده است.
قربانی کردن گاو
معرفی کتاب
این مجموعه کتاب، بازآفرینیِ داستانهای قرآنی پیامبران است که به صورت دو زبانه و به صورت تصویری طراحی شده تا کودکان با مفاهیم ارزشمند دینی و اخلاقی آشنا شوند. هر داستان با زبانی ساده و کودکانه روایت شده است و علاوه بر تقویت مهارتهای زبانی کودکان کمک میکند تا آنها به درک عمیقتری از ارزشهای الهی و انسانی دست یابند. عنوان این داستان «قربانی کردن گاو» میباشد که داستان گاو بنیاسرائیل را با زبان کودکانه روایت میکند.
داستانهای مشهور: معجزه چهار پرنده
معرفی کتاب
این مجموعه کتاب، بازآفرینیِ داستانهای قرآنی پیامبران است که به صورت دو زبانه و به صورت تصویری طراحی شده تا کودکان با مفاهیم ارزشمند دینی و اخلاقی آشنا شوند. هر داستان با زبانی ساده و کودکانه روایت شده است و علاوه بر تقویت مهارتهای زبانی کودکان کمک میکند تا آنها به درک عمیقتری از ارزشهای الهی و انسانی دست یابند. این داستان «معجزه چهار پرنده» میباشد که یکی از داستانهای حضرت ابراهیم علیهالسلام است.
موریانهها مرگ سلیمان را آشکار کردند
معرفی کتاب
این مجموعه کتاب، بازآفرینیِ داستانهای قرآنی پیامبران است که به صورت دو زبانه و به صورت تصویری طراحی شده تا کودکان با مفاهیم ارزشمند دینی و اخلاقی آشنا شوند. هر داستان با زبانی ساده و کودکانه روایت شده است و علاوه بر تقویت مهارتهای زبانی کودکان کمک میکند تا آنها به درک عمیقتری از ارزشهای الهی و انسانی دست یابند. عنوان این داستان «موریانهها مرگ سلیمان را آشکار کردند» میباشد که داستان مرگ حضرت سلیمان علیهالسلام را روایت میکند.