اسمهای شکلاتی
معرفی کتاب
این داستان درباره دو کودک به نامهای حامد و هانیه است که میخواهند با اسامی خداوند مثل جبار، عزیز و... آشنا شوند. قصههای این کتاب حال و هوایی کودکانه و صمیمی دارد و در میان جمع خانواده و مدرسه میگذرد. نویسنده علاوه بر معرفی اسمهای خداوند، درباره مباحث دیگری همچون شطرنج و اصطلاحات آن نیز توضیح میدهد و کودکان را با آنها آشنا میکند.
مزد کارگرها
معرفی کتاب
این کتاب درباره پرداختن حق بهموقع و منصفانه کارگر است. ماجرا از جایی آغاز میشود که غلام منزل امام رضا (ع) کارگری را به خانه میآورد اما با او مبلغ دستمزد را هماهنگ نمیکند. امام(ع) که این موضوع را میشنود، بسیار ناراحت میشود و میگویند باید با کارگر دستمزدش را قطعی و در نهایت مبلغ بیشتری به او پرداخت کنید تا راضی و خوشحال باشد. داستان حاضر بر اساس حدیثی از امام رضا (ع) با مضمون پرداخت به موقع حق کارگر بازگو شده است.
کلاغ گرسنه
معرفی کتاب
داستان حاضر بر پایه یک پیام اخلاقی و دینی عنوان شده است: «شکر نعمت، نعمتت افزون کند» و قصد دارد به کودکان اهمیت شکرگزاری و قدردانی از نعمتها را یادآوری کند.
ماجرا از این قرار است که کلاغ قصه پس از اینکه مدتهای زیاد زیر آفتاب سوزان دنبال غذا گشته بود، یک گردوی کوچک پیدا و از این بابت خدا را خیلی شکر میکند. حیوانات جنگل که جملات او را میشنوند از اینهمه شادی و شکرگزاری کلاغ تعجب میکنند. هیچکدام از آنها نمیدانستند چرا یک گردو برای کلاغ آنقدر مهم است؟ کلاغ که قدر آن گردو را خوب میدانست شروع کرد به تعریف کردن ماجرای خود...
نویسنده با بازگوکردن داستان کلاغ گرسنه، به کودکان کمک میکند تا قدر داشتههای خود را بیشتر بدانند و در همهحال پروردگار را سپاس بگویند.
ماجرا از این قرار است که کلاغ قصه پس از اینکه مدتهای زیاد زیر آفتاب سوزان دنبال غذا گشته بود، یک گردوی کوچک پیدا و از این بابت خدا را خیلی شکر میکند. حیوانات جنگل که جملات او را میشنوند از اینهمه شادی و شکرگزاری کلاغ تعجب میکنند. هیچکدام از آنها نمیدانستند چرا یک گردو برای کلاغ آنقدر مهم است؟ کلاغ که قدر آن گردو را خوب میدانست شروع کرد به تعریف کردن ماجرای خود...
نویسنده با بازگوکردن داستان کلاغ گرسنه، به کودکان کمک میکند تا قدر داشتههای خود را بیشتر بدانند و در همهحال پروردگار را سپاس بگویند.
کلمهی جادویی
معرفی کتاب
این داستان درباره اهمیت عذرخواهی است.
ماجرا از این قرار است که خرگوش کوچولویی به نام پیلی پیلی، زمانی که مشغول بازیکردن روی صخرهها بود، از آن بالا سُر میخورد و درست روی لاکِ عمو لاکپشت فرود میآید. عمو لاکپشت خیلی ناراحت میشود. خرگوش کوچولو هم خجالت میکشد اما حرفی نمیزند. او نمیداند که باید از یک کلمه جادویی استفاده کند تا ناراحتی عمو لاکپشت را از بین ببرد. آن کلمهی جادویی چیست؟ .....
ماجرا از این قرار است که خرگوش کوچولویی به نام پیلی پیلی، زمانی که مشغول بازیکردن روی صخرهها بود، از آن بالا سُر میخورد و درست روی لاکِ عمو لاکپشت فرود میآید. عمو لاکپشت خیلی ناراحت میشود. خرگوش کوچولو هم خجالت میکشد اما حرفی نمیزند. او نمیداند که باید از یک کلمه جادویی استفاده کند تا ناراحتی عمو لاکپشت را از بین ببرد. آن کلمهی جادویی چیست؟ .....
توپیتو
معرفی کتاب
قصه این کتاب در یک جنگل کوچک رخ میدهد و درباره توپیتو، کرم کوچک قصه است که مشغول خوردن برگها و میوههاست و از نعمتهای طبیعی استفاده میکند. او با کمک دوستانش متوجه میشود برگهای سبز چطور رشد میکنند و خداوند به او لطفهای بیشمار کرده است.
نویسنده سعی دارد مفهوم شکرگزاری را که از مهمترین فرایض اسلامی است را در قالب داستانی کوتاه که از زبان شخصیتهایی مثل کرم، خورشید و ابر بازگو کند و برای کودکان شرح دهد.
نویسنده سعی دارد مفهوم شکرگزاری را که از مهمترین فرایض اسلامی است را در قالب داستانی کوتاه که از زبان شخصیتهایی مثل کرم، خورشید و ابر بازگو کند و برای کودکان شرح دهد.
خوشه طلایی
معرفی کتاب
این داستان درباره بخشندگی و مهربانی است. قصه از جایی آغاز میشود که خوشه گندم کوچک مزرعه بعد از چند ماه صبرکردن برای آسیابشدن و تبدیلشدن به نان، از خواب بیدار میشود و میبیند که تنها مانده و همه خوشهها زودتر از او به آسیاب رفتهاند. گندم باید به تنهایی خودش را به آسیاب برساند. او در این مسیر با حیوانات گوناگونی مواجه میشود که از او کمک میخواهند. گندم باید در این وضعیت چه کار کند؟ از دانههایش قرض بدهد یا آنها را برای آسیابشدن نگه دارد؟ ماجرای این سفر را در کتاب حاضر خواهید خواند.
فیفیلو
معرفی کتاب
این کتاب مجموعهای از داستانهای کودکانه است که شخصیتهای اصلی آنها حیوانات گوناگون با چالشهای مختلف هستند. مثلاً یکی از این قصهها درباره فیفیلو است. او فیل کوچولویی تنها است که بلد نیست با کسی دوست شود. پرپری که پرندهای مهربان بود به او یاد داد تا با گفتن «سلام» به بقیه، با حیوانات جنگل ارتباط برقرار کند و با آنها دوست شود.
این قصهها سعی دارند آداب اجتماعی و رفتاری را به کودکان بیاموزند تا در اجتماع زندگی بهتری داشته باشند.
این قصهها سعی دارند آداب اجتماعی و رفتاری را به کودکان بیاموزند تا در اجتماع زندگی بهتری داشته باشند.
قصههای بندانگشتی
معرفی کتاب
این کتاب 10 قصه کوتاه مناسب کودکان و متناسب با سؤالات و افکار آنها دارد. موضوعات داستانهای حاضر اغلب مربوط به اتفاقات زندگی روزمره هستند و به کودک کمک میکنند تا با پدیدههای گوناگون به شکلی خیالانگیز و داستانی روبهرو شود؛ مانند میوههای کرمزده، روییدن شکوفهها و رسیدن بهار، گفتوگو با آدم برفی و... .
پنجره نامرئی
معرفی کتاب
این داستان درباره دوستی و ارتباط با آدمهاست.
آقای شمس مردی است که روی صندلی چرخدار مینشیند و به خاطر مشکل حرکتیاش از خانه بیرون نمیرود. او همه آدمها را از پنجره کوچک خانهاش میبیند و درباره آنها خیال میبافد و داستان میسازد؛ تا اینکه یک روز دختر کوچولویی با صندلی چرخدار جلوی پنجره آقای شمس مینشیند. دختر تنهاست و به برفها نگاه میکند...
آقای شمس مردی است که روی صندلی چرخدار مینشیند و به خاطر مشکل حرکتیاش از خانه بیرون نمیرود. او همه آدمها را از پنجره کوچک خانهاش میبیند و درباره آنها خیال میبافد و داستان میسازد؛ تا اینکه یک روز دختر کوچولویی با صندلی چرخدار جلوی پنجره آقای شمس مینشیند. دختر تنهاست و به برفها نگاه میکند...
سؤال پیچونک و فراموشخان
معرفی کتاب
تا بهحال از خودتان پرسیدهاید فراموشی به چه دردی میخورد؟ به خوبیهای آن هم فکر کردهاید؟
این داستان قصد دارد به همین پرسش پاسخ دهد. سؤال پیچونک مدام در سر پسر کوچولوی قصه سؤالات گوناگونی را مطرح میکند و حتی جوابشان را هم میگیرد، اما بعد از مدت کوتاهی، فراموشخان که آن هم در سر پسرک بود، همه آنها را از یاد میبرد!
پسر کوچولوی این قصه همیشه از دست فراموشخان عصبانی بود اما روزی اتفاقی برای دوستش افتاد که او را با فراموشخان آشتی داد...
این داستان قصد دارد به همین پرسش پاسخ دهد. سؤال پیچونک مدام در سر پسر کوچولوی قصه سؤالات گوناگونی را مطرح میکند و حتی جوابشان را هم میگیرد، اما بعد از مدت کوتاهی، فراموشخان که آن هم در سر پسرک بود، همه آنها را از یاد میبرد!
پسر کوچولوی این قصه همیشه از دست فراموشخان عصبانی بود اما روزی اتفاقی برای دوستش افتاد که او را با فراموشخان آشتی داد...