Skip to main content

بلوط طلایی

معرفی کتاب
ماجرا در یک جنگل سرسبز می‌گذرد و سنجاب کوچولو می‌خواهد در مسابقه دویدن که جایزه آن یک بلوط بزرگ است، شرکت کند. سنجاب دوست دارد به تنهایی در این مسابقه برنده شود اما جزو شرایط مسابقه این است که گروهی در آن شرکت کنند. سنجاب در دویدن از همه دوستانش جلو می‌افتد و به بلوط می‌رسد، اما تنهایی زورش نمی‌رسد بلوط را تکان دهد و آن را ببرد.
حالا سنجاب باید چه کار کند؟
این کتاب درباره اهمیت کار گروهی و دوستی است. نویسنده قصد دارد به کودکان بگوید نمی‌توان تمام کارها را تنهایی انجام داد و باید از دیگران کمک گرفت.

گورکن و راسو: خانه‌ سنگی

معرفی کتاب
این داستان درباره یک دوستی عجیب و غریب است. دوستی بین یک گورکن جواهرنشان و یک راسوی بازیگوش.
راسو به خانه نیاز داشت و باید سرپناهی برای خود پیدا می‌کرد اما گورکن بسیار منزوی بود و کار جواهرشناسی نیز به تمرکز احتیاج داشت. راسو برای هم‌خانه‌شدن با گورکن تمام تلاشش را کرد اما گورکن دست بردار نبود و حاضر نبود راسو را بپذیرد. به‌نظر شما حق با راسو است یا گورکن؟ کدام یک موفق می‌شوند به خواسته‌شان برسند؟

ستاره‌ای برای همه

معرفی کتاب
این داستان درباره ستاره‌ای است که از آسمان سقوط می‌کند و هرقدر محبوب‌تر می‌شود، درخشش نیز بیشتر خواهد شد. اولین حیوانی که آن را پیدا می‌کند خرس جنگل بود. او ستاره را به دوستانش نشان می‌دهد. ستاره مدام بزرگ‌تر و پرنورتر می‌شود. این قصه نشان می‌دهد عشق و دوستی در زیبا نگاه کردن و خوب دیدن وقایع چقدر مؤثر است.

ما با هم دوستیم

معرفی کتاب
مجموعه مهارت‌های زندگی با موضوعات متعدد و مورد نیاز، رشد فردی و اجتماعی کودکان را مدنظر قرار داده است.
این کتاب درباره دوستی است و برای نشان‌دادن دوستی و اهمیت این موضوع، از پدیده‌های طبیعت مثال‌هایی آورده است، مثل ابر و باران و رنگین‌کمان که باهم دوست هستند و همیشه در کنار هم می‌مانند. در انتهای کتاب از کودک خواسته شده تا برای هرکدام از تصویرهای ابر و خورشیدها داستانی کوتاه بنویسد و سپس تصویرهای بی‌رنگ را رنگ‌آمیزی کند.

وقتی مهربانم

معرفی کتاب
این کتاب از طریق داستان‌گویی کودک را با درک احساس مهربانی آشنا می‌کند. کودک می‌آموزد که مهربانی چیست؟ چه احساسی دارد و چگونه می‌توان آن را نشان داد. کودک داستان گلی مهربان را دنبال می‌کند تا مهربانی و احساسش را با دیگران تقسیم کند. در این کتاب کودک می‌آموزد چگونه محبت کند و از آن در ارتباطات روزمره‌اش استفاده کند؛ همچنین می‌تواند هوش هیجانی کودک را افزایش داده و احساس شادی و مهربانی را در او تقویت کند.

قانون ششم

معرفی کتاب
مجموعه‌ی 4 جلدی داستان‌های پاپاپا، با بیانی ساده نکات اخلاقی را در قالب قصه‌های شیرین و شنیدنی به کودکان یادآوری می‌کند.« دوستی و مهربانی، راستگویی، خوش اخلاقی، قدردانی و تشکر، انجام وظایف، همکاری و اجازه گرفتن...» از جمله موضوعات این کتاب‌هاست. در کتاب حاضر با مسئله قهر و آشتی مواجه هستیم. پاپاپا با دوست خود بوتی بوتی قهر می‌کند و پس از آن با قوانین قهر آشنا می‌شود. قوانینی که همه را ملزم می‌کند خیلی زود قهر را به پایان برسانند و با دوست خود آشتی کنند.

کلمه‌‌ی جادویی

معرفی کتاب
این داستان درباره اهمیت عذرخواهی است.
ماجرا از این قرار است که خرگوش کوچولویی به نام پیلی پیلی، زمانی که مشغول بازی‌کردن روی صخره‌ها بود، از آن بالا سُر می‌خورد و درست روی لاکِ عمو لاک‌پشت فرود می‌آید. عمو لاک‌پشت خیلی ناراحت می‌شود. خرگوش کوچولو هم خجالت می‌کشد اما حرفی نمی‌زند. او نمی‌‌داند که باید از یک کلمه جادویی استفاده کند تا ناراحتی عمو لاک‌پشت را از بین ببرد. آن کلمه‌ی جادویی چیست؟ .....

خوشه طلایی

معرفی کتاب
این داستان درباره بخشندگی و مهربانی است. قصه از جایی آغاز می‌شود که خوشه گندم کوچک مزرعه بعد از چند ماه صبرکردن برای آسیاب‌شدن و تبدیل‌شدن به نان، از خواب بیدار می‌شود و می‌بیند که تنها مانده و همه خوشه‌ها زودتر از او به آسیاب رفته‌اند. گندم باید به تنهایی خودش را به آسیاب برساند. او در این مسیر با حیوانات گوناگونی مواجه می‌شود که از او کمک می‌خواهند. گندم باید در این وضعیت چه کار کند؟ از دانه‌هایش قرض بدهد یا آن‌ها را برای آسیاب‌شدن نگه دارد؟ ماجرای این سفر را در کتاب حاضر خواهید خواند.

پنجره نامرئی

معرفی کتاب
این داستان درباره دوستی و ارتباط با آدم‌هاست.
آقای شمس مردی است که روی صندلی چرخ‌دار می‌نشیند و به خاطر مشکل حرکتی‌اش از خانه بیرون نمی‌رود. او همه آدم‌ها را از پنجره کوچک خانه‌اش می‌بیند و درباره آن‌ها خیال می‌بافد و داستان می‌سازد؛ تا اینکه یک روز دختر کوچولویی با صندلی چرخ‌دار جلوی پنجره آقای شمس می‌نشیند. دختر تنهاست و به برف‌ها نگاه می‌کند...

تیغ‌تیغو

معرفی کتاب
این داستان درباره تغییر است؛ تغییر تیغ‌تیغو. او با تیغ‌هایش همه را اذیت می‌کرد و می‌ترساند. یک روز صبح که از خواب بیدار شد، دید که دیگر تیغ ندارد. تیغ‌تیغو به موجودی صورتی و نرم مثل مارشملو تبدیل شده بود. دیگر مثل سابق کسی از او نمی‌ترسید و نمی‌‌توانست بقیه را اذیت کند. کسی می‌داند تیغ‌تیغو حالا باید چه‌کار کند؟