کلاه اشرفی (داستان نوجوان)
معرفی کتاب
این داستان بلند درباره نوجوانی به نام محمد است که مادرش را از دست داده و با مادربزرگ، پدر و نامادریاش زندگی میکند. مادر محمد قبل از مرگ برای او یک کلاه اشرفی به ارث گذاشته بود. پدر و نامادری محمد که نمیتوانستند از فکر و طمع آن کلاه بگذرند، از هیچ آزار و اذیتی نمیگذشتند تا محمد و مادربزرگش را از زندگیشان بیرون کنند و آن کلاه اشرافی را به دست آورند، اما دست سرنوشت حوادث را به گونهای دیگر رقم زد و حوادثی غیرمنتظرهای پیش آمد که خواننده را شگفتزده میکند.
یک عالمه هویج
معرفی کتاب
این داستان درباره خرگوشی است که هویج را بیشتر از هر چیزی دوست دارد و هرجا که هویج میبیند، آن را میکند و در لانهاش نگهمیدارد. به مرور زمان خانه خرگوش دیگر جایی برای خود او نداشت و خرگوش مجبور شد مهمان خانه دوستانش شود؛ اما خانه دوستانش هم کوچکتر از چیزی بودند که خرگوش در آن جا شود!
خرگوش باید چطوری این مشکل را حل میکرد؟ ....
خرگوش باید چطوری این مشکل را حل میکرد؟ ....
دیو خالخالی
معرفی کتاب
در این کتاب سه داستان از مرزبان نامه برای کودکان بازنویسی شده است. "دیو خال خالی"، "جمعه در شهر عجیب"و "مارمهربان" عنوان این داستانهاست. در داستان دیو خال خالی، "شیرزاد" مردی است که به سفر می رود. او در شهری سرراهش یک چاه می بیند که دیوی داخل آن زندانی است. شیرزاد دیو را نجات می دهد و بعد برای شیرزاد ماجراهایی پیش می آید و ....
درویش طمعکار
معرفی کتاب
کتاب مصوّر حاضر، چهارمین جلد از مجموعة شش جلدی «قصههای تصویری از گلستان» است که حاوی داستانهای آموزنده، برگرفته شده از «گلستان سعدی» است. در داستان «درویش طمعکار» میخوانیم: حاکمی به جای علاقه به تیراندازی، به شعر و شاعری علاقه دارد. روزی مرد درویشی با خواندن شعری توجه حاکم را جلب کرد. حاکم به او کیسهای پول و لباسی فاخر بخشید. او تمام پولهایش را خرج کرد، دوباره به این فکر افتاد که با خواندن شعر تازهای از شاه پول بگیرد. آن روز شاه خشمگین بود و به مرد کمک نکرد. وزیر به حاکم گفت که باید به این گونه افراد کمکم پول بدهد تا یکدفعه خرج نکنند. در این صورت حاکم نیز مجبور نیست آنها را از خود براند...
وردهای دزدگیر
معرفی کتاب
کتاب وردهای دزدگیر یکی از داستانهای جذاب و آموزندهی مجموعه «شکرستان و یک داستان» است که با روایتی ساده و روان و تصاویری رنگی و جالب برای کودکان ارائه شده است.وردهای دزدگیر روایتگر کشاورزی به اسم بستور است که هر سال محصولش را به شکرستان میبرد و میفروخت و با پولش یک سال زندگی میکرد. اما روز دزدی طمعکار تصمیم گرفت سکههای بستور را بدزد. این کتاب تأثیر طمعکاری و چشم به مال دیگران داشتن را به کودکان نشان میدهد.