آسمانشناس: سرگذشت و خاطرات شهید حسن آبشناسان
معرفی کتاب
کتاب "آسمانشناس" به شرح روایتهای خانواده، یاران و همرزمان شهید حسن آبشناسان پرداخته است. این کتاب در ابتدا با مصاحبه و گفتوگو با خانواده شهید شروع و در ادامه با مصاحبه با یاران و همرزمان و فرماندهان ارتش و سپاه ادامه یافت و در آخر نیز با دریافت و الصاق عکسها و دستنوشتههای این شهید والامقام، کتاب آسمانشناس آماده شد. امید است که با خوانش این کتاب، یاد آن شهید والامقام و شجاع را گرامی داشته و این خدمت مقبول درگاه خداوند و عنایت شهید عزیز واقع گردد.
شمع محفل: چند روایت کوتاه از سبکزندگی آیتالله حاجآقا مجتبی تهرانی
معرفی کتاب
«شمع محفل» روایت سبک زندگی و تلاشهای علمی و عملی عالمِ عامل و وارستهای است که قریب چهل سال در عرصۀ سیاست حضور مؤثر و مفیدی داشت و در "بنبست"ها و بزنگاههای دشوار دوران مبارزه با رژیم پهلوی، نقشآفرینی و گرهگشایی کرد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تمام وقت و انرژی خود را در عرصۀ دشوار تعلیم و تربیت مصروف داشت زیرا حیاتیترین و مهمترین نیاز کشور را تربیت نیرو و در یک کلام «انسانسازی» میدانست.
پوتینهای خونین: خاطرات امیر سرتیپ آزاده، حسین یاسینی
معرفی کتاب
این کتاب حاوی خاطرات امیر سرتیپ آزاده حسین یاسینی است. مردی که در چهار سالگی سایه پدر را از دست میدهد و شیرزنی به نام مادر آنقدر او را حمایت میکند تا بتواند روی پای خود بایستد و به خوبی به این موضوع در کتاب اشاره شده است. حسین یاسینی در ارتش سوابق درخشانی دارد. ایشان بیش از دو سال در اسارت نیروهای بعثی بوده و چون افسر ارتش جمهوری اسلامی ایران بوده، بدترین و سخت ترین شکنجهها را متحمل شده است؛ ایشان جزء معدود افرادی است که خوش خلقی، متانت، ادب، خوشبرخوردی و خوشزبانی را با هم دارد، امیر سرتیپ یاسینی در ورزش نیز توانمندی خاصی داشتند و تلاشهایش در این عرصه نیز، در کتاب بیان شده است.
آقاداماد
معرفی کتاب
این کتاب دربرگیرندۀ ماجرای جوانی است که در اخلاق و رفتار الگو بود. شهید عباس دانشگر شهید مدافعحرمی بود که توانست بسیار زود بدرخشد و روحش را به قد و قواره لباس شهادت برساند. او از کودکی به مسائل دینی توجه داشته و دیگران نیز او را همواره در لباس جوانی باادب و خوشاخلاق میدیدند. او برای ادامه راه زندگی تصمیم میگیرد تا لباس سبز پاسداری را بر تن کند. همزمان تحصیلات و مطالعاتش را با جدیت ادامه میدهد و بسیار زود به یک نیروی کارآمد و موفق تبدیل میشود. او هنگامی که به تازگی با دختر عمویش نامزد کرده درخواست اعزام به سوریه میدهد و در دفاع از حرم به شهادت میرسد. این کتاب در قالب قصههای کوتاه و شیرین سیره اخلاقی و تربیتی این شهید عزیز را به کودکان ایرانی نشان میدهد و زیبایی زندگی یک جوان مومن انقلابی را به تصویر میکشد.
آقامصطفی
معرفی کتاب
این کتاب حاوی قصههای کوتاهی در مورد شهیدمصطفی صدرزاده است که مقام معظم رهبری ایشان را الگوی نسل جوان دانستند. مصطفی جوان دهه شصتی بود که فعالیت در خط انقلاب و رهبری، اولویت اول زندگیاش بود. او در قالب بسیج و مسجد تلاش داشت تا نوجوانان شهرش را از آسیبهای اجتماعی و اخلاقی حفظ کند و با اجرای فعالیتهای مختلف روح و جسم آنها را پرورش دهد. شوق جهاد و مبارزه در راه حق باعث گشت تا به هر طریق که شده خود را به معرکه سوریه برساند و در آنجا به یکی از فرماندهان قابلِ لشکر فاطمیون تبدیل شود. او سرانجام در همین راه جانش را فدای حضرت زینب و مکتب اهل بیت (علیهم السلام) نمود. در این کتاب به همراه تصویرگریهای زیبا، کودکان را با رفتار و اخلاق این شهید والامقام آشنا میگرداند.
آقای خوشتیپ
معرفی کتاب
کتاب حاضر حاوی داستان زندگی یکی از شهدای مدافعحرم است، بابک نوری هریس جوان تحصیل کرده و ورزشکاری از شهر رشت بود. هرکس ظاهر بابک را میدید خیال نمیکرد که او یک بسیجی فعال و خاکی باشد. او در جوانی دامنش را از گناه پاک نگه داشت و تلاش کرد با تمام انرژی و توانش خادم کشور و دینش باشد. در زمانه جنگ با داعش تمام تلاشش را کرد تا فرماندهان را راضی کند و بتواند در این جهاد با دشمن اسلام حضور پیدا کند و سرانجام موفق شد. در این کتاب کودکان با اخلاق و رفتار این جوان نخبه و باصفا آشنا میشوند.
خلبان اف14
معرفی کتاب
کتاب حاضر روایتی از قصه یکی دیگر از قهرمانهای بزرگ این سرزمین است که با وجود داشتن بهترین موقعیتها همواره مراعات تقوا و مردم را میکرد. شهید عباس بابایی از جمله فرماندهان نیروی هوایی ایران بود که در جریان دفاعمقدس به مقام شهادت نائل آمد. او از دوران کودکی حامی مستضعفین و جریان حق بود و با اینکه توانست به واسطه هوش سرشارش به آمریکا برود و آموزش خلبانی ببیند اما هیچگاه از باورها و ارزشهایش کوتاه نیامد و همچون خادمی متواضع و مردمی به کشور و دینش خدمت نمود. فعالیتهای شایستهاش سبب شد تا در زمان جنگ به عنوان معاون عملیات نیرویهوایی ارتش منصوب شود و سرانجام مزد یک عمر مجاهدت خود را در روز عیدقربان گرفت.
بچهها! بهنام
معرفی کتاب
بهنام محمدی که یک نوجوان13 ساله خرمشهری بود بر اثر برخورد ترکش خمپاره در اولین سال جنگ تحمیلی در خرمشهر، شهید شد. از کارهایی که آن مبارز شجاع انجام میداد میتوان به رساندن تسلیحات به سایر رزمندگان اسلام اشاره کرد. کتاب «بچهها! بهنام»، روایت زندگی این شهید نوجوان 13 ساله است که در دوران جنگ ایران و عراق شجاعانه در مقابل دشمن ایستادگی کرد و به یکی از نمادهای مقاومت تبدیل شد. این کتاب که از مجموعه «قهرمان من» است، با زبانی ساده و روان، داستان زندگی و رشادتهای بهنام را برای کودکان و نوجوانان روایت میکند و به آنها درس ایستادگی، ایمان و شجاعت میآموزد.
درسهای مجید: روایت زندگی منصوره بهمنی، مادر شهید مجید سیفی
معرفی کتاب
خانواده سیفی، خانوادهای است که در عین معمولی بودن، به خاطر معنویت و نگاهشان به زندگی، خاص هستند. ماجراهایی که در این کتاب برای این خانواده در روستا اتفاق میافتد، جذاب و پر از هیجان و تعلیق است. مجید در خانوادهای رشد میکند که بیش از هر چیزی، مسئولیتپذیری و محبت است که سکان زندگی را حرکت میدهد. مسئولیتپذیری و محبت به اعضای خانواده و فرزندان، مسئولیتپذیری فامیل، مسئولیتپذیری و محبت نسبت به روستا و همینطور به کشور و دین و اسلام. این خانواده برای ما انقلاباسلامی را رمزگشایی میکنند و پیروزی در مقابل استکبار را به نمایش میگذارند.
من مادرم، فرید!: زندگی شهید سیدفریدالدین معصومی به روایت فاطمه صابری، مادرشهید
معرفی کتاب
«من مادرم، فرید» روایت زندگی نخبهای گمنام است که در اوج سالهای جوانی برای تحصیل به کشوری غیر همسو با دین و مذهب خود میرود، اما لحظهای از یاد خدا غافل نمیشود؛ دانشمند جوانی که فقط و فقط به عشق وطن و آرمانهایش به تمام پیشنهادهای مادی و رفاهی کشورهای خارجی پشت پا میزند، تا در ایران سرافراز افتخار بیافریند. این کتاب عاشقانهای مادرانه است که زندگی «سید فریدالدین معصومی» را از تولد تا شهادت در حرم شاهچراغ (ع)، پیشِ روی نگاه خواننده میگذارد. برشی از کتاب: مگر تو خبر داشتی فرید؟ ! مگر تو میدانستی قرار است چه اتفاقی برایت بیفتد؟ ! آن هم اینقدر دقیق! تو میدانستی فرید، میدانستی خوب زندگی کردن و خوب بندگی کردن تو را به آرزویت میرساند. این را دوستانت هم فهمیده بودند. فهمیده بودند که وقتی تقید به نماز اول وقتت را دیده بودند، گفته بودند: «همین نماز اول وقت، آخرش تو را شهید میکنه.» نماز اول وقتی که حتی در نیوزلند هم ترک نشد.