فراموشم نکن!
معرفی کتاب
داستان این کتاب درباره افرادی است که به بیماری آلزایمر دچار میشوند. «لوک» بهترین دوست مادربزرگش است. آنها به پارک میروند، بازی میکنند، میچرخند و قدمزنان تا مدرسه لوک میروند؛ اما همه این کارها قبل از بیماری مادربزرگ است. بعد از آن همه چیز تغییر میکند. مادربزرگ حتی اسم لوک را هم فراموش میکند.
بر یال اسب سفید
معرفی کتاب
در این شعرواره داستانگونه که نگاهی تحلیلی به ماجرای داستان دارد، پشت یال اسب سفیدی، شکوفههای گیلاس روییده است. صاحبش گیلاسهای رسیده را میچیند. سپس میوههای دیگری بر پشت اسب میروید و صاحب اسب دوباره میوهها را میچیند تا اینکه اسب به دریا میرود و صاحبش منتظر بازگشت او میماند. امیدواری یکی از مهمترین نکات مطرح در این داستان است.
از این طرف نگاه کن
معرفی کتاب
شیر به تابلوی نقاشیای میرسد و خود را در آن میبیند. دیگر دوستان شیر نیز هر یک نقاشی خود را در تصویر مییابند. این داستان به این نکته اشاره میکند که داشتن نگرشی فعال و مثبت میتواند آدمی را به هدفش برساند. همچنین گویای این مسئله است که گاهی برای درک متقابل، باید از زاویه دید آن شخص به موضوع نگاه شود.
به حرفم اعتماد کنید، جک خیلی وروجک بود! داستان جک و لوبیای سحرآمیز از زبان غول
معرفی کتاب
این داستان ماجرای «جک و لوبیای سحرآمیز» است که از زبان غول بزرگ روایت میشود. برخلاف اصل داستان، جک و مادرش فقیر نیستند. جک مخفیانه به خانه غول میرود و او و همسرش را اذیت میکند. به علاوه تخمهای طلای غول را هم میدزدد. غول میگوید، غول بودن کار سختی است، آدمها خیلی اذیت میکنند. او دلش میخواهد که کسی کاری به کارش نداشته باشد.