نیکولا کوچولو، مسابقه فوتبال
معرفی کتاب
«نیکولا» و دوستانش در مدرسه تیم فوتبال تشکیل دادهاند. او و «کلوتر» تصمیم گرفتهاند در مسابقه پیروز شوند تا بتوانند توپ را نزد خو نگه دارند. پدر نیکولا، به عنوان مربی به بچهها کمک میکند؛ اما هنگام بازی، اوضاع تغییر میکند. نیکولا و دوستانش تصمیم میگیرند که مشکل را به گونهای دیگر حل کنند.
اردشیر و پسرش
معرفی کتاب
«اردشیر» پادشاه بزرگ و قدرتمندی است. همسرش با ریختن زهر در غذای او قصد جانش را میکند؛ ولی اردشیر از این موضوع آگاه شده و دستور قتل زن را میدهد. فردی که مأمور کشتن زن است، متوجه میشود که او باردار است و دلش به رحم میآید. چند ماه بعد نوزاد به دنیا میآید، درحالیکه هیچکس از وجودش باخبر نیست.
روباهی که میترسید
معرفی کتاب
روباهی که به دنبال شکار است، تکه گوشت بزرگی را میبیند. روباه گرسنه بدون فکر به طرف گوشت حمله میبرد و در دام میافتد. روباه به فکر نجات است که صیاد از راه میرسد. روباه خودش را به مردن میزند. صیاد که روباه را مرده میبیند، یکی از گوشهای او را میبُرد. روباه بیچاره که یک گوش خود را از دست داده، به فکر فرار است که مرد دیگری از راه میرسد و... .