Skip to main content

قرار بازی در ساعت 3

معرفی کتاب
این داستان با هدف تقویت مهارت خواندن و نیز ایجاد فرصت گفت‌و‌گوی فلسفی میان والدین و کودکان نگاشته شده است. نویسنده در روایتی که میان فرانس و دوستانش رخ می‌دهد، عشق به همنوع، ارتباط سالم، رعایت نظم در زندگی و توجه به بهداشت فردی و عمومی را به کودکان آموزش می‌دهد.

حسن کچل و مزه دسترنج

معرفی کتاب
در این داستان حسن‌کچل به سفارش مادرش برای تهیه غذا راهی قصر پادشاه می‌شود؛ اما در طی مسیر با پیرزنی آشنا شده و در روستای او مشغول به کار می‌شود. حسن با پولی که از دسترنج خود به دست آورده است، غذا تهیه می‌کند و به خانه باز می‌گردد و مادرش را خوشحال می‌کند.

حسن کچل و راز خرس

معرفی کتاب
حسن‌کچل با اتفاقی عجیب متوجه می‌شود که دوستش «بولوت»، گلابی‌های خرس جنگل را دزدیده و خرس از دست بولوت عصبانی است. حسن با پیشنهادی سبب می‌شود تا بولوت متوجه اشتباه خود بشود. حفاظت از محیط زیست و رفتار صحیح در مواجهه با کارهای اشتباه از آموزه‌های این داستان است.

حسن کچل و دستگیری دزدها

معرفی کتاب
روزی دزدها به روستای حسن‌کچل حمله می‌کنند و مرغ‌ها و تخم‌مرغ‌های آن‌ها را می‌دزدند. این اتفاق تکرار می‌شود، تا اینکه با نقشه‌ای که حسن می‌کشد، دزدها دستگیر می‌شوند. کمک به یکدیگر و عاقلانه تصمیم گرفتن از نکات مطرح در این داستان است.

حسن کچل در مسابقه دهکده

معرفی کتاب
در این داستان حسن کچل به سفارش مادرش و اهالی روستا در مسابقه‌ای که پادشاه برای یافتن پسر باهوش ترتیب داده است، شرکت می‌کند و در طی مراحل مسابقه که عجیب هم به نظر می‌رسد، برنده می‌شود. انسانیت و دوستی از نکات اخلاقی مطرح شده است.

حسن کچل و تخم مرغ‌های گچی

معرفی کتاب
در این داستان حسن کچل زیرک و باهوش به سفارش مادرش برای فروش تخم‌مرغ‌ها راهی بازار می‌شود؛ اما در بین راه با شیطنت یکی از دوستانش تخم‌مرغ‌های اصلی با تخم‌مرغ‌های گچی جابه‌جا می‌شود. فکر کردن و گرفتن تصمیم درست به دور از هیجان، در مواقع دشوار از آموزه‌های این داستان است.

حسن کچل و بیماری همه گیر

معرفی کتاب
حسن کچل پسری از روستاهای آذربایجان بود که هوش زیادی داشت و توانست بسیاری از مشکلات مردم روستا را حل کند. روزی مادر حسن بیمار شد و تنها راه نجات او یافتن گیاهی خاص بود. در این داستان شجاعت حسن کچل و دوستانش برای به دست‌آوردن این گیاه بیان شده است.

حسن کچل در دهکده دیوها

معرفی کتاب
حسن کچل پسری از روستاهای آذربایجان بود که به دلیل هوش و ذکاوت و البته کچلی سرش، میان همه معروف بود. یک روز حسن کچل طبق عادت همیشه به ماهیگیری رفت و متوجه شد که روخانه خشک شده است. کشف علت این موضوع داستان را شکل می‌دهد. کمک به همنوع مهم‌ترین نکته مطرح در این داستان است.

حسن کچل و بچه آ‌هو

معرفی کتاب
در این داستان حسن‌کچل در جنگل متوجه بچه‌آهویی می‌شود که مادرش را گم کرده است. او به‌دنبال مادر بچه‌آهو می‌گردد و او را در یک چاله بزرگ پیدا می‌کند و نجات می‌دهد. کمک کردن به دیگران از آموزه‌های این داستان است.

حسن کچل و علفزار

معرفی کتاب
حسن‌کچل پسر باهوش و مهربانی است که در این داستان برای کمک به یکی از اهالی روستا برای از بین بردن علف‌های هرز، به سراغ «بابا حکمت»، دانای روستا می‌رود؛ اما هنگام استفاده از سم مخصوص برای از بین بردن علف‌ها بی دقتی می‌کند و مقداری از آن روی زمین می‌ریزد و یکی از اهالی مسموم می‌شود. عذرخواهی به هنگام اشتباه از نکات مطرح در این کتاب است.