Skip to main content

مو‌مو

معرفی کتاب
دخترکی به نام "مومو"در حاشیه شهری بزرگ در خرابه های یک آمفی تئاتر زندگی می کند. او فقط با چیزهایی که در گوشه و کنار شهر پیدا می کند روزگار می گذراند، اما استعدادی عجیب و غریب در شنیدن درددل های آدمها دارد.
روزی سر و کله عالیجنابان خاکستری پیدا می شود. آنها می خواهند وقت ارزشمند آدم ها را بدزدند و برای همین هر روز که می گذرد زندگی آدمها یکنواخت تر و بی روح تر می شود . در این میان مومو تنها کسی است که حاضر شده جلوی عالیجنابان سینه سپر کند....

گامی به سوی آرامش

معرفی کتاب
صلح، دوستی و آرامش از نیازهای جوامع امروزی محسوب می‌شود. کتاب حاضر در این زمینه تدوین شده‌است و می‌کوشد راه‌هایی برای به دست آوردن آرامش معرفی کند. نویسنده مصداق‌های ساده‌ای از صلح را مثال می‌زند تا خواننده را به فکر وادارد.

برایم شمع روشن کن

معرفی کتاب
مادر «سارا» دچار مرگ مغزی شده و در بیمارستان است؛ اما سارا که فقط دوازده سال دارد، از همه‌جا بی‌خبر است. او فکر می‌کند مادرش بیمار است و به زودی به خانه بازمی‌گردد. در این میان در کشوی مادرش عکسی پیدا می‌کند، عکس مردی که شباهت عجیبی به مادرش دارد. سارا از طریق صفحه اینستاگرام با این شخص ارتباط برقرار می‌کند و مرتب برایش ایمیل می‌فرستد و همه‌چیز را برایش تعریف می‌کند. این مرد کیست؟ و آیا مادر سارا به زندگی باز می‌گردد یا سارا دیگر هیچ‌وقت نمی‌تواند او را ببیند؟

اتحاد سیاهدلان

معرفی کتاب
این کتاب جلد دوم از کتاب «آخرین بازماندگان» است. «جینز» قهرمان داستان، به خانه برگشته و رهبری حیواناتی را که زنده مانده‌اند، به عهده گرفته است... . هلیکوپتر به زمین می‎نشیند و «سلوین استون» پیاده می‌شود. او کسی است که ویروس چشم قرمز را پخش کرده است و پدر جینز را در خانه حبس می‌کند؛ چون درمان ویروس را پیدا کرده است. حالا به خانه آن‌ها آمده و از جینز و پدرش می‌خواهد تمام حیواناتی که در باغ دارند به او تحویل دهند! همه حیوانات تحت فرماندهی جینز در گوشه و کنار باغ مخفی شده‌اند؛ اما تا کی می‌توانند بی‌صدا و بی‌حرکت بمانند؟

ویروس چشم قرمز

معرفی کتاب
«جینز» پسری دوازده ساله، همراه با چندین دختر و پسر دیگر در مرکز حمایت از کودکان خاص هستند. جایی شبیه مدرسه. به گفته مدیر مرکز، این بچه‌ها آنجا هستند؛ چون خانواده‌هایشان می‌خواهند آن‌ها فراموششان کنند! چون هر کدام ازاین بچه‌ها مشکلی دارد. «جینز»، قهرمان داستان، از وقتی مادرش مرده، دیگر حرف نزده است. دختری به نام «برندا» آنجاست؛ چون هرچه غذا در خانه داشتند، خورده است! پسر دیگری به نام «تونی» در این مرکز است چون کنسرو دزدیده است و... . «فکتوریوم» کارخانه بزرگ غذا، تنها شرکت تولید کننده غذا، بعد از ورود ویروس چشم قرمز است، ویروسی که همه حیوانات را کشت! واقعاً در این مرکز چه خبر است؟ و چه سرنوشتی در انتظار این بچه‌هاست؟

سفر به مرکز زمین

معرفی کتاب
رمان درباره پروفسوری آلمانی به نام "اوتو لیدانبراک" است که باور دارد برخی از دالان‌های آتشفشانی، به مرکز زمین راه دارند. به این ترتیب پروفسور با همراهی برادرزاده اش "اکسل" و مردی به نام "هانس" که راهنمای راه آن هاست، به سمت مرکز زمین می‌رود. این گروه سه نفره از دهانه آتشفشانی در ایسلند پایین می‌روند و با حوادث و اتفاقات زیادی روبه رو می‌شوند؛ از جمله مواجهه با حیوانات ماقبل تاریخ و.... راوی اتفاقات رمان، اکسل برادرزاده پروفسور لیدانبراک است.

باد در بیدزار

معرفی کتاب
اهمیت دادن به دوستی، ازخودگذشتگی و احساس مسئولیت در برابر دیگران موضوع رمان حاضر است. نویسنده با استفاده از شخصیتهای حیوانات زندگی انسانها را تصویر کرده و در این راه از فضاهای سمبلیک و فانتزی کمک گرفته است.

تاریخ ترسناک جهان

معرفی کتاب
نویسنده در این کتاب، تاریخ و سرگذشت جنایتکاران را در قالب قصه‌های ترسناک با زبان طنز و خلاقانه بیان می‌کند. این قصه‌ها دربارۀ انسان‌ها از نئاندرتال‌های مغزخوار گرفته تا سربازان نوجوان و وحشت‌زدۀ حاضر در جنگ‌های قرن بیستم است. "شکارچیان شرور"، شهرهای بی‌شفقت، "مقبره‌های مهیب" و "شکنجه‌های شرم‌آور" از جمله عنوان‌های مطرح شده در این کتاب است. کتاب حاوی تصاویر زیادی است که در کنار هر مطلب گنجانده شده است.

فرزندم تک است

معرفی کتاب
خانواده اولین و بهترین بستر تربیت است. کتاب حاضر در واقع مخاطب را دعوت می‌کند به اندیشیدن دربارۀ رسالت‌های تربیتی مادری و پدری و پرسش‌هایی دارد دربارۀ فرصت‌ها و تهدیدهای تربیتی تک فرزندی، تا هر مخاطب را با توجه به شرایط خود به نتیجه برساند. نویسنده ضمن رویارویی با مادران تک فرزند و چند فرزند، مسائل و دغدغه‌های آن‌ها را بررسی می‌کند. محتوای کتاب سرشار است از پرسش‌های تأمل‌برانگیز نویسنده از مادران و بررسی وضعیت تک‌فرزندی و چند فرزندی آنان.

زنده عشق: براساس خاطرات و زندگی‌نامه جانباز شهید حمیدرضا مدنی قمصری

معرفی کتاب
شهید «حمیدرضا مدنی قمصری»، متولد سال ۱۳۴۲، در سال ۱۳۵۸ به عضویت بسیج درآمد و با آغاز جنگ، عازم جبهه‌ها شد و تا سال‌های آخر جنگ در آن‌جا ماند. او پس از جنگ، با بدنی مجروح و مسموم به خانه بازگشت و در مهر ۱۳۷۱ به شهادت رسید. کتاب حاضر زندگی این جانباز ۷۵ درصد را شرح می‌دهد. سپس خاطرات او از زبان همسر و یکی از دوستانش روایت می‌شود. در پایان، خاطرات روزنگار او و وقایع اعزام به جبهه تا پایان مأموریت و چگونگی شهادتش، با استفاده از تصاویر بازگو شده است.