هر وقت احساس نگرانی کردی، یادت باشد...
معرفی کتاب
کتاب «هروقت احساس نگرانی کردی، یادت باشد» اثریست که سعی دارد مفهومی انتزاعی چون نگرانی را به زبانی ساده تبیین کند. این کتاب، کودک را با حقیقتی مهم روبهرو میسازد: اینکه احساس نگرانی نهتنها امری رایج، بلکه بخشی از تجربهی انسانیست؛ احساسی که میآید و میرود و در این میان، میتوان آموخت چگونه آن را شناخت، با آن سخن گفت و آرامش را بازیافت. این کتاب، در حقیقت، آغازیست برای گفتوگو با کودکان دربارهی اضطراب، با زبانی ادبی، صادقانه و پراحساس.
قاب جادویی
معرفی کتاب
در دنیای مدرن امروز، رسانههای الکترونیک و دیجیتالی مانند رادیو، تلویزیون، ماهواره و رایانه، نقش بسزایی در زندگی کودکان ایفا میکنند. این کتاب به والدین کمک میکند تا با شناخت دقیق تأثیرات این رسانهها، بتوانند به بهترین شکل ممکن فرزندان خود را هدایت کنند. آنها قادر خواهند بود فرزندان خود را به استفاده کنندگان مسئولیتپذیر و آگاه تبدیل سازند و آنها را در مسیر صحیح استفاده از دنیای دیجیتال هدایت کنند. این کتاب بخشی از سلسله مباحث کودک از دو تا دوازده سالگی است که به موضوع رسانههای الکترونیک و دیجیتال میپردازد.
کودک دیجیتالی
معرفی کتاب
در عصر دیجیتال امروز، اینترنت، رسانههای اجتماعی و تلفنهای همراه به بخشی از زندگی روزمره کودکان تبدیل شدهاند. این کتاب به والدین کمک میکند تا تأثیرات مثبت و منفی این رسانهها بر رشد و تربیت کودکان را بشناسند و راهکارهای مناسب برای نظارت و مدیریت استفاده کودکان از این ابزارها را بیاموزند. دسترس آسان کودکان به تلفن همراه، شبکههای اجتماعی و اینترنت میتواند بر یادگیری و رفتار آنها تأثیر بگذارد. وظیفه والدین هدایت فرزندان به استفاده ایمن و مسئولانه از این ابزارهاست، تا بتوانند فرزندانشان را در مسیر صحیح استفاده از دنیای دیجیتال هدایت کنند.
مشکل کوچولوی خرس گنده
معرفی کتاب
کتاب «مشکل کوچولوی خرس گنده» داستان ساده و کودکانه دربارهی اهمیت گوش کردن و شنیدن حرفهای یکدیگر، پیش از قضاوت کردن است. خرسی یک مشکل کوچولو داشت. همه میخواستند به او کمک کنند. فقط اینکه درست به حرفهای او گوش نمیکردند. در کتاب میخوانیم: «خرسی گفت: «من یک مشکل کوچولو دارم، میـ...» آقای دستفروش گفت: «مشکل داری! اما چارهاش پیش من است! هرجا که بروی این گردنبند کوچک برایت شانس میآورد.» خرسی راهش را کشید و رفت. او ناراحت بود...»
دارموس در اتاق خودش میخوابد!
معرفی کتاب
این کتاب با روایتهای جذاب موشی به نام دارموس که از تنها خوابیدن در اتاق خود میترسد به کودکان به طور غیرمستقیم نشان میدهد که اتاق خودشان جای راحت، امن و دلپذیری برای خوابیدن است و کودک را به پذیرش تغییر تشویق میکند و با بیانی لطیف مفاهیمی مانند: استقلال دوستی و غلبه بر ترس را آموزش میدهد.
جعبهی قرمز
معرفی کتاب
در کتاب «جعبهی قرمز» همهچیز از یک بستهی اشتباهی شروع شد! بستهای زردرنگ که داخل آن یک هدیه است. اما خانوادهی فرفری این هدیهی هیجانانگیز را نمیخواهند، چون حسابی شلوغ میکند و همهجا را به هم میریزد. دوست دارید بدانید این هدیه چیست؟ فکر میکنید خانوادهی فرفری بالاخره جعبهی قرمز خودشان را تحویل میگیرند؟ یعنی داخل جعبهی قرمز چیست؟ جزئیات تصویرهای این کتاب، کودک را به کشف و جستوجو تشویق میکند و لحظههای خوشی را برای او رقم میزند.
به من زور نگو
معرفی کتاب
پسر کوچولو برای اینکه به او زور نگویند، از راه حلهایی استفاده میکند. بعضی از بچهها هرگز دست از سرش برنمیدارند. مدام موهای نارنجیاش را مسخره میکنند. برای همین، او این روزها دلشکسته و ناراحت است. مگر میشود ناراحت نشد؟ حتماً چارهای هست. اگر این بچههای زورگو دور و بر شما هم هستند، باید از راهحلهایی استفاده کنید. آن راهحلها در این کتاب هست!
من شجاع هستم: شجاعت همیشه همراه من است
معرفی کتاب
کتاب «من شجاع هستم» ماجرای پسرکی را نقل میکند که زیر تخت و پشت پردههای اتاقش به دنبال شجاعت میگردد و پیدایش نمیکند. اما درست زمانی که انتظارش را ندارد، سروکلهی شجاعت پیدا میشود؛ شبیه جغدی بامزه که هر زمان بخواهد پرواز میکند. پسرک وارد گفتوگویی جالب با او میشود تا تکلیف خیلی چیزها را مشخص کند. کتاب به کودکان یاد میدهد که تا ترس نباشد، شجاعتی در کار نیست و تمام آدمها از چیزهایی در دنیا میترسند و این هیچ اشکالی ندارد. احساساتی که فکر میکنیم بد یا غلطاند، همه در جای خود مناسب خواهند بود و برای مراقبت از انسان، لازم و ضروریاند.
جغد شوالیه و پرندهی سحرخیز
معرفی کتاب
در کتاب «جغد شوالیه و پرندهی سحرخیز»، جغد فرمانده شوالیههای شب بود. شبها وقتی بقیهی شوالیهها خواب بودند، او در شهر نگهبانی میداد و حواسش به همهچیز بود. یک روز صبح وقتی جغد تازه خوابش برده بود، صدای بلندی شنید: «سلاااااام، بیداری؟ به من یاد میدهی مثل تو جغد شوالیه باشم؟ من خیلی بااستعدادم...» صدای پرندهی ریزهمیزه و پُرحرف نمیگذاشت جغد بخوابد. اول به او اهمیت نداد و خوابید، اما پرنده کوچولو هر روز میآمد و درخواستش را تکرار میکرد. جغد باید فکری میکرد که از دست این فسقلیِ پر سروصدا خلاص شود، اما چطوری؟ کتابی دربارهی دوستی با وجود تفاوتها و استفادهی درست از تواناییها و استعدادهای فردیِ مختلف.
وقتی نه میشنوم
معرفی کتاب
کتاب «وقتی نه میشنوم» داستان پسربچهای را روایت میکند که طاقت نهشنیدن ندارد. او دلش میخواهد هر کاری را انجام دهد و هر چیزی را که میبیند طلب کند اما از کسی نه نشنود. این پسربچه بعد از شنیدن نه، برافروخته شده و به هر دری میزند تا نه را به بله تبدیل کند اما این اتفاق نمیافتد. دیگر مفهومی که کتاب بر آن تمرکز داشته، کنترل خشم است. نویسنده معتقد است همانقدر که نهگفتن به دیگران اهمیت دارد، نهشنیدن از دیگران هم نیاز به ظرفیتی دارد که هرکسی از آن مطلع نیست. نویسنده از کودکان میخواهد تا در این مواقع، خشم و عصبانیت خود را کنترل کنند و با موقعیت کنار بیایند.