همدم: مادر جبههها، خاطرات زهرا محمودی
معرفی کتاب
این کتاب دربارهٔ بانویی والامقام به نام زهرا محمودی است که در پشتخطمقدم از رزمندگان با ارسال خوراک و پوشاک پشتیبانی میکرد. این بانو به دلیل اینکه فعالیتهایش رنگوبویی مادرانه داشت، با عنوان مادر جبههها معروف شناخته میشود.
کتایون رجبیراد، نویسنده کتاب حاضر، پس از شنیدن خاطرات خانم محمودی تصمیم گرفت ماجرای پر فراز و نشیب زندگی ایشان و چالشهایی که در روند پشتیبانی جبهه برسر راهش وجود داشت را در قالبی داستانی تحریر کند.
کتاب حاضر قصد دارد خوانندگان را با فداکاریها و تلاشهای زنان و اهمیت نقش ایشان در طول دفاع مقدس آشنا کند.
کتایون رجبیراد، نویسنده کتاب حاضر، پس از شنیدن خاطرات خانم محمودی تصمیم گرفت ماجرای پر فراز و نشیب زندگی ایشان و چالشهایی که در روند پشتیبانی جبهه برسر راهش وجود داشت را در قالبی داستانی تحریر کند.
کتاب حاضر قصد دارد خوانندگان را با فداکاریها و تلاشهای زنان و اهمیت نقش ایشان در طول دفاع مقدس آشنا کند.
قابهای روی دیوار: روایت زندگی فاطمه کرمی، مادر شهیدان انجمشعاع
معرفی کتاب
این کتاب درباره زندگی فاطمه کرمی، مادر شهیدان انجم شعاع و همسر رزمنده جانبازی است که هفت سال راننده حاج قاسم و اولین فرد از خانواده انجم شعاع بوده است که برای دفاع از انقلاب و اسلام، راهی جبهههای دفاع مقدس میشود. در این کتاب درددلها و نجواهای مادرانه خانم کرمی و گفتوگوهای ایشان با قاب عکس فرزندانش که یک به یک روی دیوار نصب شدهاند، روایت شده است. مادر این شهیدان گرانقدر خاطراتی را نیز از فرزندانش بازگو میکند.
خوش به حال میرزا: رمانی براساس زندگی شهید ابوالفضل صفایی
معرفی کتاب
این داستان درباره تحول و بازگشت به راه درست است. ماجرا از روایت زندگی پسر نوجوانی به نام محمدجواد آغاز میشود که سربهراه نیست و اهل دعوا و کارهای خلاف است. والدین او برای اینکه فرزندشان به راه راست برگردد او را نزد مشاور میبرند. مشاور که مردی جاافتاده و دنیا دیده است محمدجواد را با سرگذشت شهید ابوالفضل صفایی آشنا میکند؛ شهیدی که همچون محمدجواد در ابتدا در راه درستی قدم برنمیداشت. اما به دعوت انسانهای پاک پاسخ مثبت داد و به مقام شهادت رسید. نویسنده سعی دارد تا نوجوانان را با چگونگی متحول شدن و بازگشت به راه نیک آشنا کند.
دارزن: زندگینامه داستانی اصغر اقلیدی
معرفی کتاب
کتاب حاضر زندگینامۀ داستانی اصغر اقلیدی از روزهای انقلاب تا اسارت در زندانهای حزب کومله است. یکی از ویژگیهای این کتاب نگارش گفتوگوها با لهجۀ شیرازی است. گویا نویسنده قصد داشته با حفظ لهجه، اصالت قهرمان قصه را حفظ و برجسته کند. داستان با زبانی ساده و روان ماجراهای زندگی اصغر اقلیدی را روایت میکند و همچنین تصویر واضحی از زمانه و روزگار او به خوانندگان ارائه مینماید.
باغهای معلق: روایت هفت زنسوری از محاصره یک شهر
معرفی کتاب
این کتاب روایتی زنانه از جنگی خونین است. ماجرا از این قرار است که هفت زن در یکی از شهرهای سوریه محاصره شدهاند و داعش در حال آزار و اذیت مردم است. هر کدام از این زنان نگاه و تجربه متفاوتی از جنگ را به خوانندگان ارائه میدهند و به شما کمک میکنند تا با مفهوم جنگ و ویرانگری آن بهتر آشنا شوید.
علمدار ثارالله: سردار شهید حاجیونس زنگیآبادی
معرفی کتاب
نویسنده این کتاب به دورههای مختلف زندگی شهید «حاج یونس زنگیآبادی» از کودکی تا شهادت، در چهار فصل، و به ویژگیهای اخلاقی وی، پرداخته است. حاج یونس زنگیآبادی، از شهدای لشکر 41ثارالله کرمان بود (فرمانده تیپ امام حسین (ع)) و در این لشکر برای سردار شهید «حاج قاسم سلیمانی» عملیاتهای مختلفی را انجام داده است.
بلاگردان: شهید مدافع حرم داوود نریمیسا
معرفی کتاب
این کتاب مشتمل بر زندگینامه، شرح خاطرات و بیان ویژگیهای شخصیتی شهید مدافع حرم «داوود نریمیسا» است. داوود نریمیسا از شهدای مدافع حرم خوزستان و یکی از شهیدان گلگونکفن در عملیات آزادسازی شهرهای شیعهنشین «نبل» و «الزهرا» در سوریه است که در 32سالگی در منطقه «باشکوی» سوریه به فیض شهادت نائل شد.
آقامحسن
معرفی کتاب
این کتاب، روایتگر داستانهایی از زندگی شهید والامقام «محسن حججی» است. محسن حججی (1370-1396)، معروف به «شهید حججی»، از اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و از معروفترین شهدای مدافع حرم است. او در سوریه، توسط نیروهای داعش به اسارت درآمد و پس از دو روز به شهادت رسید. پیکر ایشان طی توافق «جرود» تحویل نیروهای حزبالله لبنان و سپاه پاسداران شد و سپس با حضور گسترده مردم، مسئولان و رهبر جمهوری اسلامی ایران، در تهران، حرم امام رضا(ع) و برخی شهرهای دیگر ایران، تشییع و 6 مهرماه سال 1396، در زادگاهش نجفآباد در استان اصفهان به خاک سپرده شد.
نبرد تکخوان
معرفی کتاب
«ایمان»، پسر نوجوانی است که مثل تمام همسنوسالهای خودش در دههی60، ماجرا و شیطنتهای نوجوانی را پشتِسر میگذارد. او دو دوست صمیمی بهنام «هادی» و «محسن» دارد که معروف به «سهتفنگدار» هستند. همهجا و همهوقت این سه دوست با هم هستند تا زمانیکه حرف یک مسابقه پیش میآید. مسابقه سرود استانی در بین مدارس شهر برگزار میشود، که در آخر، گروه سرود برنده، به یک اردو به پادگان و مناطق جنگی میروند تا برای رزمندگان سرود را اجرا کنند. آقای «اسطیری»، معلم پرورشی، اعلام مسابقه میکند و مشکل از جایی پیش میآید که برای اجرای تکخوانی سرود، فقط یک نفر باید انتخاب شود... .