خورشید انتظار: مجموعه دوازده قصه از زندگی پیامبر گرامی اسلام
معرفی کتاب
شنیدن داستانهای زندگی امامان و پیامبران برای مسلمانان و بهخصوص کودکان مسلمان لذتبخش و درسآموز است. کتاب حاضر، شامل 12 قصه است که مخاطب را با شرایط زندگی حضرت محمد (ص)، اخلاق و فضیلتهای رفتاری ایشان آشنا میکند. بعضی از این قصهها عبارتاند از: فریاد بیجواب، دو نشانۀ خداوندی، و دیدار شیرین.
داستانهایی از زندگی امام علیعلیهالسلام
معرفی کتاب
معصومان شیعه 14 تن بودهاند که شرح زندگی هر کدام برای ما عبرتانگیز است. این جلد از مجموعۀ «مژدۀ گل» مخاطب را با زندگی پیامبر (ص) آشنا میکند. کتاب داستانهایی از زندگی حضرت و مردم زمان او تعریف میکند. «مردی که دلش فرزند پسر میخواست و پیامبر نصیحتش کرد، بخشیدن خرماها به پسرک یتیم، و بوسۀ پیامبر بر دست کارگر» از جمله داستانهای کتاب هستند.
سه مسافر عجیب
معرفی کتاب
در این کتاب، سه داستان زندگی پیامبر اکرم (ص)، به هم پیوند خورده است. داستانها از زبان حیواناتی روایت میشود که در آن ماجراها حضور دارند. موریانه داستان مخفی شدن پیامبر در شعب «ابیطالب» و خورده شدن عهدنامه را بازگو میکند. عنکبوت داستان تنیدن تار بر دهانه غار را روایت میکند و شتر داستان اسکان پیامبر در مدینه را میگوید.
پیامبر و ماه
معرفی کتاب
این داستان درباره دو نیم شدن «ماه» است که به دست پیامبر و اذن خداوند انجام میشود و راویِ داستان، ماه است. آن شب برخلاف همیشه، پیامبر با مردم زیادی به کوه میآید. مردم از او معجزهای میخواهند تا ایمان بیاورند و ماه دلش میخواهد کاری برای پیامبر انجام دهد. کافران به پیامبر میگویند که دستور دهد تا ماه به دو نیم شود؛ اما این امکان ندارد. مگر میشود ماه دو نیم شود؟! صدایی در گوش ماه میپیچد: «ای ماه زیبا! قرار است تو معجزه «محمد» باشی. تو انتخاب شدهای که دو نیم شوی! تو به فرمان خدای بزرگ، دو نیم خواهی شد.» پیامبر دستش را بلند میکند و معجزه رخ میدهد.
پیامبر و موریانه
معرفی کتاب
در این کتاب که از مجموعه چهار جلدی «دوستان عجیب پیامبر» است، ماجرای عهدنامه و شعب ابیطالب، از زبان موریانه روایت میشود. هنگامی که قریش موفق به بازگرداندن مهاجران حبشه نمیشوند، مبارزه با بنیهاشم را به صورت محاصره اقتصادی و اجتماعی ادامه میدهند. آنها پیماننامهای علیه بنیهاشم امضا میکنند که موجب میشود، پیامبر و یارانش، برای حفظ جان خویش، به شعب ابیطالب پناه ببرند.
پیامبر و زمین
معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه کتابهای «دوستان عجیب پیامبر» است که از زبان «زمین» روایت میشود. هنگامی که پیامبر وارد مدینه میشوند، هر کسی دوست دارد که ایشان در منزل او اقامت کنند. پیامبر تصمیم میگیرند شترشان را آزاد بگذارند و شتر هر جا توقف کند، همانجا منزلشان را بنا کنند. شتر حرکت میکند و مردم به دنبالش میروند تا اینکه... .
پیامبر و ابر
معرفی کتاب
«ابر» در آسمان مشغول بازی با دوستانش است که چشمش به «محمد» میافتد. محمد کودکی زیباست، آنقدر که ابر، از تماشای او سیر نمیشود. محمد با عمویش به سفر آمده است. عموی محمد سعی میکند با دستش جلوی تابش خورشید را بگیرد تا او اذیت نشود. ابر خودش را بالای سر محمد میرساند و طوری میایستد که سایهاش روی او بیفتد. در ادامه داستان، ابر متوجه میشود که این کودک در آینده پیامبر خدا میشود و مردم را به یکتاپرستی دعوت میکند. ابر تصمیم میگیرد همیشه نزد محمد بماند و بالای سرش حرکت کند.
یک لبخند بیانتها
معرفی کتاب
این کتاب مشتمل بر هشت داستان کوتاه برای نوجوانان است. نام بعضی از این داستانها، «چهلمین روز»، «شتربازی»، «نورسیده»، «همسایه»، «روز امتحان» و... است. در تمامی داستانها، گوشههایی از زندگی پیامبر اسلام (ص) ترسیم شده و در همه آنها به مهربانی رسول خدا (ص) اشاره میشود. «یک لبخند بیانتها» درباره گذشت و بخشش قاتل عمویشان، «حمزه»، در جنگ اُحد است.
پیامبر(ص)
معرفی کتاب
این کتاب درباره دوران میانسالی پیامبر اکرم (ص) نوشته شده و از «قرآن کریم»، «نهجالبلاغه» و همچنین کتابها و روایتهای معتبر بهره برده است. داستان با سه پرسش قریش از پیامبر آغاز میشود. پیامبر شادمان از ایمان آوردن آنها، پاسخ پرسشها را به فردای آن روز موکول میکنند؛ اما بنا به دلایلی پاسخ دادن را به تأخیر میاندازند. قریشیان به تصور خود، پیروز شدهاند؛ اما پس از پانزده روز، پیامبر لب به سخن میگشایند و پاسخ آنها را میدهند.
درباره پیامبر
معرفی کتاب
پرسشهای کودکان دربارۀ پیامبران به پاسخهای دقیقی نیاز دارد. کتاب حاضر از مجموعهای چند جلدی است که همۀ مجلدات آن به چنین پرسشهایی پاسخ میدهند. نویسنده در این جلد نمونههایی از سؤالاتی را که سؤالات عموم بچهها میداند و موضوع آن «پیامبران» است مطرح میکند و به آنها پاسخ میدهد. بعضی از این سؤالات عبارتاند از: چرا خداوند پیامبران را فرستادهاست؟ آیا پیامبران گناه میکردند؟ پیامبران به چه زبانی حرف میزدند؟ چرا پیامبر دیگری نمیآید؟