راز پاپاپا
معرفی کتاب
«پاپاپا» بچه هزارپای کوچولو، کار بدی کرده؛ ولی پشیمان شده است. حالا دلش میخواهد با کسی درد دل کند؛ اما نگران است که مبادا نظر دوستانش درباره او عوض شود و دیگر دوستش نداشته باشند. پاپاپا متوجه میشود بهترین کسی که میتواند با او صحبت کند، خداوند است؛ چون خداوند بزرگ نه عصبانی میشود نه با او قهر میکند.
پول، خدا، بچهها
معرفی کتاب
آموزش سبک زندگی به کودکان میتواند در سایۀ تعلیمات مذهبی و قرآنی باشد. نویسندۀ این کتاب کوشیده است سبک زندگی را به شیوۀ اسلامی و با استفاده از تعالیم دینی و مذهبی به مخاطب کودک بیاموزد و به پرسشهای او در این باره پاسخ دهد. کتاب در هفت فصل موضوعبندی شدهاست: پول، کسب و کار، خرید و فروش، اسراف و صرفهجویی، کمک به فقیران، پرسشهای گوناگون، زنگ ضربالمثلها.
پیشی کوچولو! نگو به من چه!: در باره مسئولیتپذیری
معرفی کتاب
"ریحانه" و "پیشیکوچولو" تمام وسیلههایشان را در اتاق پخش کردهاند و حالا که یک مهمان کوچک به اسم "صبا" میخواهد به اتاقشان بیاید باید همه چیز مرتب باشد؛ چون صبا کوچولو ممکن است چیزی از آنها را در دهانش بگذارد. ریحانه وسایل خود را جمع میکند اما پیشی دست به چیزی نمیزند و در سبدش میخوابد. ریحانه و صبا به اتاق میآیند تا بازی کنند. ناگهان صبا کوچولو تیلههای پیشی را زیر تخت میبیند و...
پیشی کوچولو! موشک مال توست: در باره مهارتهای ارتباطی
معرفی کتاب
"ریحانه" و "پیشیکوچولو" دوستهای خوبی هستند. امروز که ریحانه نشسته بود و بالهای پروانهای را که نقاشی کرده بود رنگ میکرد، پیشیکوچولو به سراغش آمد. او میگفت "کلاغ قارقاری" موشک کاغذیاش را برده است. ریحانه گفت: خب برو پسش بگیر. اما پیشی خجالت میکشید، میترسید، صدایش بلند نبود تا به گوش کلاغ برسد. اما موشک مال او بود و باید آن را پس میگرفت. شاید ریحانه بتواند کمی بیشتر هم به او کمک کند. باید دوباره از او راهنمایی بخواهد.