Skip to main content

مسابقه کوفته‌پزی

معرفی کتاب
«دم‌پنبه‌ای» بچه خرگوش سفیدی است که در مسابقه کوفته‌پزی شرکت کرده است و خیلی دلش می‌خواهد برنده شود. مسابقه یک شرط دارد و آن اینکه بچه‌ها نباید از کسی کمک گرفته باشند. دم‌پنبه‌ای کمی از مادربزرگش کمک گرفته است و به همین علت خودش را لایق جایزه نمی‌داند؛ اما او جایزه راستگویی را می‌گیرد.

ماجرای سیب قرمز

معرفی کتاب
موش کوچولو یک سیب پیدا می‌کند که کمی پلاسیده است. او در راه خانه، جوجه‌تیغی و موش‌ کور را می‌بیند و تصمیم می‌گیرد از آن سیب به آن‌ها هم بدهد. آن‌ها به دنبال کلاغ می‌روند. کلاغ سیب را به چهار قسمت تقسیم می‌کند و موش کوچولو فقط یک چهارم از سیب را می‌خورد؛ ولی خیلی خوشحال است!!!

شلوپی

معرفی کتاب
«هوپی» سنجاب کوچولویی است که به کمک دوستانش نقشه‌ای می‌کشد تا اسب آبی دیگر آن‌ها را اذیت نکند و آن‌ها بتوانند کنار برکه بازی کنند؛ اما هوپی نقشه را عوض کرده و به اسب آبی محبت می‌کند و با او دوست می‌شود. از آن به بعد، اسب آبی با همه بچه‌ها دوست می‌شود و همه با هم بازی می‌کنند.

راز پاپاپا

معرفی کتاب
«پاپاپا» بچه‌ هزارپای کوچولو، کار بدی کرده؛ ولی پشیمان شده است. حالا دلش می‌خواهد با کسی درد دل کند؛ اما نگران است که مبادا نظر دوستانش درباره او عوض شود و دیگر دوستش نداشته باشند. پاپاپا متوجه می‌شود بهترین کسی که می‌تواند با او صحبت کند، خداوند است؛ چون خداوند بزرگ نه عصبانی می‌شود نه با او قهر می‎کند.

آش آشتی‌کنان

معرفی کتاب
در دهکده‌ای کوچک، خانواده «قربان پیر» و «شعبان پیر» زندگی می‌کنند. دو پیرمرد همیشه با هم دعوا دارند. سرانجام تصمیم می‌گیرند با هم بجنگند و هر کس شکست خورد، از آنجا برود. «ماهک» نوه قربان پیر، نقشه‌ای می‌کشد و جنگ را به آشتی و دوستی تبدیل می‎کند.

گیلی گیلی گرمش شده

معرفی کتاب
"گیلی گیلی" یک فیل کوچک است که خیلی چیزها را هنوز نمی‌داند. او گرمش شده است و می‌خواهد به برکۀ تمساح عصبانی برود. به نظر شما تمساح به او اجازۀ آب‌تنی در برکه‌اش را می‌دهد؟

پول، خدا، بچه‌ها

معرفی کتاب
آموزش سبک زندگی به کودکان می‌تواند در سایۀ تعلیمات مذهبی و قرآنی باشد. نویسندۀ این کتاب کوشیده است سبک زندگی را به شیوۀ اسلامی و با استفاده از تعالیم دینی و مذهبی به مخاطب کودک بیاموزد و به پرسش‌های او در این باره پاسخ دهد. کتاب در هفت فصل موضوع‌بندی شده‌است: پول، کسب و کار، خرید و فروش، اسراف و صرفه‌جویی، کمک به فقیران، پرسش‌های گوناگون، زنگ ضرب‌المثل‌ها.

پیشی کوچولو! بیشتر...بیشتر...بیشترتر!: در باره مهارت‌های ارتباطی

معرفی کتاب
"پیشی‌کوچولو" خیلی دلش می‌خواست با آدم‌ها حرف بزند. اما تنها چیزی که می‌داند "میومیو" است. "ریحانه" می‌خواهد به او حرف زدن را یاد دهد؛ مثلا پیشی بتواند بگوید سلام، حالت چطور است؟ بیا با هم دوست شویم. به نظر شما پیشی‌کوچولو چقدر می‌تواند پیشرفت کند؟ اصلا صبر می‌کند تا پیشرفت کند؟

پیشی کوچولو! نگو به من چه!: در باره مسئولیت‌پذیری

معرفی کتاب
"ریحانه" و "پیشی‌کوچولو" تمام وسیله‌هایشان را در اتاق پخش کرده‌اند و حالا که یک مهمان کوچک به اسم "صبا" می‌خواهد به اتاقشان بیاید باید همه چیز مرتب باشد؛ چون صبا کوچولو ممکن است چیزی از آن‌ها را در دهانش بگذارد. ریحانه وسایل خود را جمع می‌کند اما پیشی دست به چیزی نمی‌زند و در سبدش می‌خوابد. ریحانه و صبا به اتاق می‌آیند تا بازی کنند. ناگهان صبا کوچولو تیله‌های پیشی را زیر تخت می‌بیند و...

پیشی کوچولو! موشک مال توست: در باره مهارت‌های ارتباطی

معرفی کتاب
"ریحانه" و "پیشی‌کوچولو" دوست‌های خوبی هستند. امروز که ریحانه نشسته بود و بال‌های پروانه‌ای را که نقاشی کرده بود رنگ می‌کرد، پیشی‌کوچولو به سراغش آمد. او می‌گفت "کلاغ قارقاری" موشک کاغذی‌اش را برده است. ریحانه گفت: خب برو پسش بگیر. اما پیشی خجالت می‌کشید، می‌ترسید، صدایش بلند نبود تا به گوش کلاغ برسد. اما موشک مال او بود و باید آن را پس می‌گرفت. شاید ریحانه بتواند کمی بیشتر هم به او کمک کند. باید دوباره از او راهنمایی بخواهد.