Skip to main content

وقتی زی‌زو سرخ می‌شد

معرفی کتاب
«وقتی زی‌زو سرخ می‌شد» یکی از جلدهای مجموعه کتاب‌های خودمراقبتی عاطفی است که به کودک کمک می‌کند تا در زمان بروز احساسات رفتار مناسبی داشته باشد. داستان درباره زنبوری است که وقتی عصبانی می‌شود سرخ می‌شود و قلبش تندتند می‌زند و نیشش بیرون می‌آید. او این حالت را دوست ندارد و دلش نمی‌خواهد دوستانش او را در این حالت ببینند و از او فرار کنند. مخملی که دوست اوست به او کمک می‌کند تا وقتی عصبانی می‌شود دربارۀ آن صحبت کند و با راه‌حل مناسب احساس خشمش را مدیریت کند.

عصبانی نشو، آنی!

معرفی کتاب
مجموعه‌ی «تو انتخاب کن، عزیزم» ضمن تمرکز بر آموزش مهارت‌های فردی و اجتماعی و تقویت توانایی کنترل احساسات، به کودکان کمک می‌کند تا در موقعیت‌های مختلف با قدرت استدلال منطقی و تصمیم‌گیری بهترین گزینه را انتخاب کنند.کتاب «عصبانی نشو، آنی!» یک کتاب داستان تعاملی برای کودکان است که به آنها کمک می‌کند با احساس خشم آشنا شوند و راه‌های سالم برای مدیریت آن را یاد بگیرند. این کتاب با استفاده از شخصیت آنی، که در موقعیت‌های مختلفی عصبانی می‌شود، به کودکان نشان می‌دهد که چگونه می‌توانند در موقعیت‌های دشوار، انتخاب‌های مناسبی داشته باشند و خشم خود را به روش‌های سازنده کنترل کنند.

جارو

معرفی کتاب
همه ما باید یاد بگیریم که چطور با احساساتمان روبه‌رو شویم و آن‌ها را کنترل کنیم. به هر حال اگر احساساتمان را درست نشناسیم و روی آن‌ها کنترل نداشته باشیم ممکن است که به خودمان و دیگران آسیب بزنیم. مثلاً در این داستان اوقات تلخی اِد اولش خیلی کوچک است اما طولی نمی‌کشد که بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود و یک شهر با تمام زیبایی‌هایش خراب می‌کند. شاید اگر اِد می‌توانست به موقع دلیل اوقات تلخیش را بفهمد و کنترلش را به دست بگیرد این اتفاقات نمی‌افتاد...

انتقام

معرفی کتاب
این داستان درباره پسری نوجوان و برادر اوست. آن‌ها و چند نوجوان دیگر به خاطر لحظه‌ای خشمگین‌شدن مرتکب فاجعه می‌شوند و یکی از دوستانشان را به قتل می‌رسانند. این فاجعه باعث می‌شود باقی خانواده‌ها به فکر انتقام‌گرفتن از هم بیفتند و دیوارهای وقوع حادثه‌هایی جدید چیده شوند. در این قصه برادری برای نجات برادر خود از قصاص، تلاش می‌کند و
مخاطب در خلال این قصه با بخش‌هایی از زندگی حضرت حمزه(ع) و ائمه و پیامبران نیز آشنا می‌شوند.

پینگو و احساساتش

معرفی کتاب
مجموعه هوش هیجانی با تقویت مهارت‌های رفتاری در کودکان به رشته تحریر درآمده است.داشتن خودباوری باعث می‌شود که بچه‌ها آرزو و رؤیا‌های بزرگی داشته باشند و با شجاعت و تلاش بیشتری آرزوها و اهدافشان را دنبال کنند. قصه‌خوانی و بازی دو شیوه‌ی آموزش به کودکان هست به همین دلیل در پایان هر داستان، بازی‌های مرتبط با همان داستان طراحی شده است؛ که والدین و مربیان می‌توانند برای تقویت مهارت‌های رفتاری این بازی‌ها را همراه بچه‌ها انجام دهند. این داستان در راستای تقویت خودباوری، شجاعت و عزت‌نفس نگارش شده است.

وقتی عصبانی می‌شوم

معرفی کتاب
این کتاب درباره عصبانیت کودکان است. گاهی اوقات اتفاقی می‌افتد که چه کودک باشیم چه بزرگسال خشمگین می‌شویم و ممکن است دیگران را ناراحت کنیم. شخصیت داستانی این کتاب (جاش) هر زمان که عصبانی می‌شود، کاری می‌کند تا آرام شود. مثلاً از یک تا ده می‌شمرد و نفس عمیق می‌کشد.
داستان حاضر به کودکان کمک می‌کند تا با روش‌هایی برای فروبردن خشم آشنا شوند و پرخاشگر نباشند.

خشمم را مدیریت می‌کنم

معرفی کتاب
هدف این کتاب این است که به مخاطبان کمک کند تا هنگام خشمگین‌شدن بهتر بتوانند واکنش‌های خود را مدیریت کنند و احساسات خود را بهتر بشناسند. کتاب حاضر موضوعاتی همچون: شناسایی عادت‌ها و روند تغییر آن‌ها، در میان‌گذاشتن و بیان‌کردن احساسات و نیازها را بررسی می‌کند.

خشم قلمبه

معرفی کتاب
در «خشم قلمبه» بعد از اینکه کودک یک روز سخت را گذرانده و کلافه و عصبانی است، خشم به شکل یک موجود بزرگ و قرمز رنگ از دهان گودک بیرون می‌آید. خشم وسایل اتاق و اسباب‌بازی‌های او را پرت می‌کند و می‌شکند. کمی که می‌گذرد خشم قرمز کم‌کم کوچک می‌شود و می‌رود. کودک هم وسایل و اسباب‌بازی‌های آسیب‌دیده‌اش را جمع‌آوری می‌کند و آرام می‌شود.
در این داستان نحوه‌ی به اوج‌رسیدن خشم و نتایج منفی آن مانند شکستن وسایل و خراب‌شدن اسباب‌بازی‌ها را بیان می‌کند. نویسنده قصد دارد کودکان را با عواقب عصبانیتِ مهارنشده آشنا کند تا بتوانند خشمشان را مدیریت کنند.

اژدها کوچولوی خشمگین

معرفی کتاب
اژدها کوچولو و دوستش بن خواستند با همدیگر بازی کنند. زمانی که بن برندة بازی شد اژدها خیلی ناراحت و عصبانی شد و بازی را بهم زد. آن‌ها قرار گذاشتند که کیک بپزند اما وقتی اژدها فهمید اول باید ناهار بخورند بعد کیک خیلی عصبانی‌تر شد. بن به دوستش گفت چند دقیقه آرام بنشیند و تمرکز کند و سعی کند نفس عمیق بکشد اما اژدها گوش نمی‌کرد. آن دو به شهربازی رفتند اما آن‌جا تعطیل بود. اژدها آن‌قدر عصبانی شد که از دهانش آتش بیرون آمد. بن هم که دیگر خسته شده بود شروع به داد و گریه کرد. اژدها که دید دوستش عصبانی است یاد حرف بن افتاد. او به بن گفت که چند لحظه آرام بنشیند و نفس عمیق بکشد. آن دو این کار را تکرار کردند تا اینکه آرام شدند و آشتی کردند.
این داستان به کودکان می‌آموزد که هنگام عصبانیت با تمرین‌هایی مثل تمرکز و نفس‌ عمیق کشیدن خود را آرام کنند.

اژدها کوچولو بداخلاق نباش!

معرفی کتاب
برای همه پیش می‌آید که بعضی از روزها حال خوبی نداشته باشند و بدون دلیل خاصی عصبانی و بداخلاق باشند؛ این اتفاق در این داستان برای اژدها کوچولو هم پیش آمد. او از صبح که بیدار شد حوصله نداشت و دلش می‌خواست با همه بدخلقی کند. مادر اژدها کوچولو برای اینکه حال فرزندش بهتر شود به او گفت که از یک تا ده بشمرد و نفس عمیق بکشد. اژدها کوچولو هم به حرفش مادرش گوش داد و خیلی خوش‌اخلاق‌تر شد و توانست با دوستانش بازی کند.
این داستان در تلاش است تا راه‌های بهترشدن حال و آرام‌شدن را به کودکان آموزش دهد. یکی از کارهایی که حال آدم را بهتر می کند شمارش اعداد و نفس عمیق‌کشیدن است که در این داستان به آن اشاره شده است.