دختر کوچولو و آرزوهایش
معرفی کتاب
دخترکوچولو غرق تماشای آسمان و ابرهای سفید بود و فکر کرد ابرها حتماً مانند تشکهای پنبهای مادربزرگ نرم و لطیف هستند. آن شب آرزو کرد که ای کاش نردبان بلندی داشت که تا آسمان میرسید و میتوانست روی ابرها بدود. وقتی به خواب رفت، دید روی نردبان بلندی در حال بالا رفتن است. دخترکوچولو به ابرها رسید و شروع کرد به بالا و پایین پریدن. همهچیز عالی بود تا اینکه ناگهان... .
موش سربههوا
معرفی کتاب
از هفت موشی که با هم سفر میکردند، یکی سر به هوا بود. او یادش رفته بود کوله غذاها را بردارد! موشهای گرسنه بعد از کلی دعوا با موش سر به هوا، دنبال غذا گشتند و ششگردو پیدا کردند و خوردند و به موش هفتم چیزی نرسید. موشها در مسیرشان ششتکه پنیر هم پیدا کردند و اینبار هم به موش سر به هوا چیزی ندادند. موشها دوباره به راه افتادند و ناگهان موش هفتم عقابی را دید که به طرف آنها میآمد. او... . شایان ذکر است که کتاب بازی و سرگرمی هم دارد.
پس نینی ما کجاست؟
معرفی کتاب
اتاق نوزاد آماده شده است و همهچیز سرِ جای خودش قرار دارد؛ اما از نوازد خبری نیست! شیشه شیر، پستانک، پیراهن نوزاد و حتی کهنههای تمیز از انتظار خسته شدهاند و نمیدانند باید چه کار کنند. پیراهنِ نوازد میگوید که چهل و دو روز و شش ساعت و نیم است که خریده شده است؛ ولی هنوز نوازدی به اتاق نیامده است. پدر با گهواره قشنگی وارد اتاق میشود؛ ولی گهواره خالی است! تا اینکه عروسک متوجه غیبت خانم خانه میشود و... .
زندگی پرفرازونشیب یک قوطی کنسرو
معرفی کتاب
کتاب حاضر داستان یک قوطی کنسرو است که عمری طولانی دارد. قوطی آواره است و مدام باید جا عوض کند و هزار و یک اتفاق عجیب و غریب را ببیند. اگر قوطی شانس بیاورد و گوشهای گیر بیافتد، آزارش به کسی نمیرسد؛ اما خیلی بعید است. او مرتب جایش عوض میشود و سالهای زیادی را پشتِ سر میگذارد و در انتها... .
کلاغک و کودکستان
معرفی کتاب
پدرومادر کلاغک مجبور بودند کار کنند و کلاغک مدت زیادی را در لانه تنها بود. لانه آنها روی شاخه درختی در حیاط مهد کودک بود. کلاغک خیلی حوصلهاش سر میرفت. او از توی لانه بچهها را میدید که بازی میکردند و خوشحال بودند. وقتی آقا و خانم کلاغ به خانه آمدند، کلاغک همهچیز را برایشان تعریف کرد و از آنها خواست تا او را در مهد کودک ثبت نام کنند! ولی مگر ممکن است یک بچهکلاغ به مهدکودک آدمها برود؟
ابر و من و مامان
معرفی کتاب
قهرمان داستان پسربچهای است که تماشا کردن ابرها را دوست دارد. او ساعتها کنار پنجره میایستد و ابرها را نگاه میکند که هرکدام شبیه چیزی هستند. روزی مادرش پیشنهاد میکند که با هم بازی کنند و به نوبت بگویند که هر ابر شکل چیست. ابری که به نظر پسر شبیه آدم کثیف و اخموست، به چشم مادر شبیه یک بستنی قیفی است و ابری که به نظر پسرک شبیه پوتینی پاره است، به نظر مادر شبیه مرغی است که در لانهاش نشسته است و... .
غول کمپوتی و چند غول داستان دیگر
معرفی کتاب
این کتاب حاوی شش داستان کوتاه درباره غولهاست. «غول کمپوتی» درباره غولی به نام «غلیغوله» است که از سرزمین افسانه به سرزمین آدمها میآید تا یک نفر را با خود ببرد. او به کارخانه کمپوتسازی میرسد و... . غلیغوله در یک قوطی کمپوت گیر میافتد و هرکاری میکند نمیتواند بیرون بیاید. غلیغوله فکر میکند باید صبر کند. روزها میگذرد تا اینکه بالاخره درِ قوطی باز میشود. غلیغوله ورد غولیاش را میخواند و بیرون میآید و... .
هوشی و کشف آتش
معرفی کتاب
«هوشی» دختر زرنگی بود که در زمانهای خیلیخیلی دور زندگی میکرد. غار خانه آنها بود، ، میوهها، برگ درختان، گوشت خامِ شکار، غذایشان و پوست حیوانات لباسشان. آن سال، فصل زمستان، هوا بسیار سرد شد و برف زیادی بارید. پدر و مادر برای پیدا کردن غذا بیرون رفتند و هوشی با بردار کوچکش تنها ماند. هوشی سعی کرد برادرش را گرم نگه دارد؛ اما نیمههای شب اتفاقی افتاد که باعث شد هوشی آتش و فواید آن را کشف کند!
نینی آدم و نینی فیلی
معرفی کتاب
کتاب« نی نی آدم و نی نی فیلی» داستان تخیلی است در مورد دوستی در کودکان. این کتاب از مجموعه چهارجلدی نی نی قصه است. در هر جلد در کنار موضوع اصلی دوستی در کودکان، بازیهای گوناگون معرفی میشود. هر بازی داستان و قصهی مستقل دارد. در این جلد بازیهای بازی بازی، یه پا بالا بازی، کالسکهبازی، دالیبازی ومهندس بازی معرفی میشود.