Skip to main content

دوست دارم کجا بروم؟

معرفی کتاب
هولیمو هر روز با یک سؤال بیدار می‌شود. هولیمو هر روز سر وقت بیدار می‌شد؛ اما آن روز پیش از این‌که وقتش برسد، بیدار شد. انگار یکی او را صدا کرد:" بیا تماشا!" هولیمو از هر که پرسید آیا شماها صدایم کردید بیایم تماشا؟ جوابی نشنید. تا این که با خودش فکر کرد...

من کجا بازی کنم؟

معرفی کتاب
هولیمو هر روز با یک سؤال بیدار می‌شد. آن روز، ‌هولیمو هیچ سؤالی نداشت. از شب تا صبح هم هیچ سؤالی توی سرش نبود؛ اما تا آمد بازی کند، یک سؤال توی سرش پیدا شد. "کجا بازی کنم؟ "

چی دوست داری؟

معرفی کتاب
هولیمو خیلی وقت بود که هر روز با یک سؤال، فقط با یک سؤال بیدار می‌شد. آن سؤال راهم فقط از خودش می‌پرسید. هر روز روبه‌روی آینه می‌ایستاد و می‌گفت: خواهر کوچولو، دوست داری یک برادر بزرگ‌تر داشته باشی؟ تا این‌که یک روز پدربزرگ را دیدکه با یک دسته گل آماده ایستاده است تا با مادربزرگ و خاله و هولیمو بروند بیمارستان...

ترنجون

معرفی کتاب
شبی بوی خوش ترنج، امیرزاده را کنار درخت ترنجی می‌کشاند. از میان گلبرگ‌های گل ترنج دختری سربرمی‌آورد که از امیرزاده آب می‌خواهد. امیرزاده به او آب می‌دهد و او را سوار بر اسب می‌کند و به طرف شهر می‌برد؛ اما در راه به این فکر می‌افتد که تا به حال هیچ امیرزاده‌ای عروسش را بی‌ساز و دُهُل به خانه‌اش نبرده است. بنابراین، ترنجون را کنار درختی و چشمه‌ای پیاده می‎کند و از او می‎خواهد منتظرش بماند و می‌رود که با سپاه بازگردد.‌ بعد از مدتی، خادمکی کنار چشمه می‌آید تا آب بردارد که چشمش به ترنجون می‎افتد و... .

خانه آن‌ها یک خانه شلوغ پلوغ و پرماجراست

معرفی کتاب
پسرک در طبقه اول ساختمان زندگی می‌‏کند و عاشق زرافه‎هاست. اتاق پسرک پر از زرافه است: روی پرده، روتختی، کیف و...‌ روزی که خانه پر از گل و گلاب است، زرافه‌ها گردنشان را دراز می‎کنند و هرجا گلی و برگی می‌بینند، می‎خورند. در طبقه سوم ساختمان، دختری زندگی می‏‌کند که عاشق فیل‌هاست. در خانه او یک فیل است، فیلی که روی فنجان نقش بسته است. روزی فیل کوچولو از روی فنجان بیرون می‎پرد. در طبقه دوم هم، شغال‌هایی که روی جعبه مداد رنگی نشسته‌اند، صدای زرافه‌ها و فیل را می‌شنوند و آن ها هم بیرون می‌آیند....

دو مرغ عشق عاشق

معرفی کتاب
کتاب حاضر حاوی شش داستان کوتاه و تخیلی است. «ابر و آرش»، «دو مرغ عاشق» و «شاهزاده و پلنگ»، نام بعضی از این داستان‌هاست. تمام داستان‌ها درباره محیط زیست است و از روزگاری سخن می‌گوید که انسان‌ها همه‌چیز را از بین برده‌اند. دود سیاه غلیظی آسمان را پوشانده است و سال‌هاست که مردم خورشید را ندیده‌اند. جنگل‌ها نابود شده‌اند و از درختان چیزی جز اسکلتشان باقی نمانده است. حیوانات وجود خارجی ندارند و آنچه هست عروسک‌های ساخته دست انسان‌هاست و... .

دختر پروانه‌ای

معرفی کتاب
«نازپری» دختر کوچکی است که روی دستش لکه‌ای سیاه دارد، لکه‌ای شبیه پروانه؛ اما به مرور زمان لکه‌ها یا همان پروانه‌ها زیاد می‌شوند و تمام بدن دخترک را می‌پوشانند. نازپری آن‌قدر مشغول پروانه‌هاست که همه‌چیز را از یاد می‌برد. پروانه‌های او حواس بچه‌های کلاس را هم پرت می‌کنند و خانم معلم عصبانی می‌شود. گاهی بعضی از پروانه‌ها هوس می‌کنند بپرند و بعضی می‌مانند، آن وقت بدن دخترک سوراخ سوراخ می‌شود! پدر نازپری هم از این مرض عجیب و غریب ذله شده است تا اینکه روزی... .

منگلر، قلاب‌ماهی وحشت‌انگیز

معرفی کتاب
دایی «مکس»، پرفسور شرور، هزارپای غول‌پیکری به نام «کراشر» ساخته بود که مکس و دوستانش توانستند آن را شکست دهند؛ اما «اسپکترون»، شهر ارواح دریایی، هنوز در خطر بود و همچنین شهر «سومارا»، محل زندگی «مرین‌ها». حالا مکس و دوستانش با نبردی بزرگ‌تر و خطرناک‌تر روبه‌رو هستند؛ چون پرفسور شیطانی می‎خواهد با استفاده از هیولای رباتی جدیدش، «منگر»، شهرهای زیردریا را نابود کند.

کراشر، هزار‌پای هولناک

معرفی کتاب
سال‌ها پیش مادر مکس همراه برادرش، در سفری دریایی، در اقیانوس ناپدید شد. پرفسور یا نابغه دیوانه، پدر مکس را هم گروگان گرفت. مکس توانست او را نجات دهد؛ اما از مادرش هیچ خبری پیدا نکرد! حالا مکس و دوستانش باید در مأموریتشان با هیولای دیگری روبه‎رو شوند. مکس باید «کراشر»، هزارپای رباتی ترسناک، را شکست دهد، در غیراین‌صورت، پرفسور جنگل ارزشمند و مهم بلورین را نابود می‏‌کند!

استینجر، شبح دریایی

معرفی کتاب
مادر «مکس» به دنبال جست‌وجوی موجودات افسانه‌ای زیرآبی که «مرین» نامیده می‎شوند، ناپدید شده است. دانشمند شیطانی یا پرفسور شرور قصد دارد نه‎‌تنها بر سراسر اقیانوس حکومت کند، بلکه غار ارواح را نیز نابود کند. حالا یکی دیگر از هیولاهای رباتی‌اش را به شهر ارواح دریایی فرستاده است تا آن را نابود کند. آیا مکس و دوستانش می‎توانند «استینجر»، شبح دریا را شکست دهند و نژاد ارواح دریا را از خطر نابودی نجات دهند؟