فیل چشم قشنگ
معرفی کتاب
در این داستان «فیل چشمقشنگ» هر شب کتاب میخواند تا چشمهایش خسته شود و خوابش ببرد؛ اما این کار فایدهای ندارد و چشمهای او از شدت بیخوابی قرمز شده است تا اینکه خانم پرستو را میبیند که بالای درخت، راحت خوابیده است. فیل چشمقشنگ تصمیم عجیبی میگیرد که زندگی پرندگان را با آشوب روبهرو میکند.
فیل سربزرگ
معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه کتابهای «داستانهای فیلی» است که در آن ماجراهای چهار فیل عجیب و غریب روایت میشود. در این داستان، «فیل سربزرگ» که باهوشترین حیوان جنگل است، یک ماشین آشغالخور اختراع میکند؛ اما این ماشین یک اشکال فنی دارد و آن این است که بسیار دود میکند. همه حیوانات جنگل از این موضوع ناراحت هستند تا اینکه فیل سربزرگ به کمک لاکپشت مهربان راهحل خوبی برای این مشکل پیدا میکند.
سرگذشت چمنزار بزرگ
معرفی کتاب
این داستان مضمونی زیستمحیطی دارد که در آن چگونگی رویش گیاهان بررسی میشود. در چمنزاری یک چشمه تنها زندگی میکند که در فصل پاییز آبش خشک شده است. سال بعد باد تندی میآید و چند دانه تخم چمن را به کنار چشمه میاندازد. هر دانه چمن در خاک جا میگیرد و رشد میکند. آن سال آب چشمه خشک نمیشود، آخر تابستان چمنها گل میدهند، گلها دانه میآورند، دانهها روی زمین میریزند و... . نویسنده در توصیف مراحل رشد گیاهان، به صورت غیر مستقیم بخشش و کمک به دیگران را تبیین میکند.
گربههای من
معرفی کتاب
نویسنده ضمن سخن گفتن از زیبایی و بازیگوشی گربهها، به کودکان گوشزد میکند که نباید به گربههای آلوده و بیمار نزدیک شوند. او کودکان را به دنیای خیالی خود دعوت میکند. در این دنیا او با گربهها حرف میزند، بازی میکند، سفر میرود و حتی پرواز میکند. در دنیای او گربهها میتوانند دُمی مانند طاووس داشته باشند یا همراه مهتاب وارد اتاق شوند یا رنگینکمان را بر پشت خود حمل کنند و... .
همسایه خاله
معرفی کتاب
در داستان این کتاب از مجموعه «کوتیکوتوله»، خالهپیرزن که در حال پختن نانبرنجی است، از کوتیکوتوله میخواهد که به خانه همسایه برود. کوتیکوتوله همه کارها را درست به همان شکلی که شنیده است، انجام میدهد؛ اما او با سر و صورتی خونین به خانه بازمیگردد و باعث تعجب خالهپیرزن میشود!!! حالا خالهپیرزن به خاطر رفتار کوتیکوتوله باید از آقای همسایه دلجویی کند و... .
آش خاله
معرفی کتاب
خالهپیرزن که غول قدکوتوله با او زندگی میکند، تصمیم میگیرد آش بپزد. او از «کوتیکوتوله» میخواهد به سر کوچه برود و سبزی بخرد. کوتیکوتوله به جای سبزی آش با علف برمیگردد و خالهپیرزن را عصبانی میکند. کوتیکوتوله نمیتواند هیچ کاری را درست انجام دهد؛ اما خالهپیرزن ناامید نمیشود و به تلاش خود ادامه میدهد.