گنجینه دزدان دریایی!
معرفی کتاب
«جک» و «آنی» با وجود بارش شدید باران، دوباره به خانه درختی میروند و با تعجب میبینند که کتابها کاملاً خشک هستند و به ترتیب روز پیش، روی هم چیده شدهاند. آنی کتابی را باز میکند و میگوید: «چقدر اینجا قشنگ است.» یک ساحل آفتابی، یک طوطی سبز بزرگ که روی درخت نخل نشسته و یک کشتی که روی دریای آبی شناور است و... . جک و آنی دوباره تو دردسر میافتند و یک دزد دریایی آنها را گروگان میگیرد. به نظر میآید که این آخرین ماجراجویی آن دو باشد.
راز اهرام ثلاثه
معرفی کتاب
خانه درختی هنوز همان جا است. «جک» و «آنی» دوباره وارد خانه درختی میشوند و دنبال کتاب دیگری میگردند. آنها کتابی درباره مصر باستان پیدا میکنند و... . جک و آنی به مصر باستان سفر میکنند و با شبح ملکه رود نیل آشنا میشوند. آنها به اعماق اهرام ثالثه میروند، جایی که پر از مومیاییهای ترسناک و دزدان آرامگاههاست. آیا جک و آنی میتوانند رمز اسرارآمیز و محرمانه مصری را کشف کنند و خود را از آنجا نجات دهند؟
قلعه اسرارآمیز
معرفی کتاب
«جک» و «آنی» صبح خیلی زود، هنگامی که هنوز خورشید طلوع نکرده است، تصمیم میگیرند به خانه درختی بروند. وقتی بچهها وارد خانه درختی میشوند، کتابها را دستنخورده میبینند. آنی کتاب را باز میکند و عکس شوالیهای را میبیند که سوار اسب است. او آرزو میکند که شوالیه را از نزدیک ببیند. ناگهان صدای شیهه اسبی به گوش میرسد و... . آنها دوباره در زمان سفر میکنند و برای اولینبار یک قلعه واقعی، یک ضیافت مجلل و شوالیههایی با زرههای درخشان میبینند که بسیار برایشان هیجانانگیز است.
دره دایناسورها
معرفی کتاب
«جک» و «آنی» خواهر و برادر هستند. آنی عاشق خیالبافی است؛ ولی جک واقعیت را بیشتر دوست دارد. آنها در جنگل، طناب نردبانشکلی را میبینند که از درخت تنومندی آویزان است. نردبان تا نوک درخت بالا میرود و در بالاترین قسمت درخت، خانهای درختی دیده میشود. این خانه درختی پر از کتاب است و این کشف بزرگ باعث میشود که آنان در زمان سفر کنند. جک و آنی به دوران ماقبل تاریخ میروند و جانوران غولپیکر را از نزدیک میبینند؛ اما حالا آنها چطور میتوانند به خانه برگردند؟
هربرت و هری
معرفی کتاب
«هربرت» و «هری» دو برادر هستند که در یک خانه زندگی میکنند. آنها با هم و با یک قایق ماهی میگیرند. روزی وقتی با هم در حال ماهیگیری هستند، گنج بزرگی پیدا میکنند. آنها گنج را از آب بیرون میکشند؛ ولی سر این موضوع که گنج متعلق به چه کسی است، جر و بحث میکنند و هربرت، هری را از قایق به بیرون هُل میدهد. هربرت گنج را به بلندترین نقطه کوه میبرد تا مخفی کند و... .
سلطان زورگو و سنجابک باهوش
معرفی کتاب
سنجاب حسابی گرسنه است و نزدیک درختی پر از بلوط ایستاده است؛ اما نمیتواند بلوط بچیند؛ چون زیر آن درخت، سلطان جنگل زندگی میکند و اصلاً خوشش نمیآید سنجابها سراغ آن درخت بروند. سنجاب گرسنه نقشهای میکشد و بالای درخت میرود و مشغول خوردن بلوط میشود. ناگهان شیر بیدار میشود و تعجب میکند که سنجاب چطور جرئت کرده است این کار را انجام دهد و... . شیر و سنجاب راه میافتند تا از حیوانات جنگل بپرسند چه کسی قویتر است، شیر یا سنجاب؟ آیا نقشه سنجاب عملی میشود؟
سیسی خرسی و لباس زرد
معرفی کتاب
«سیسی» بچه خرس کوچولو، با مادرش برای خرید پارچه به مغازه میرود. او رنگ زرد را میپسندد و به حرفهای مادرش که میگوید این رنگ مناسب خرسها نیست، هیچ توجهی نمیکند. چند روز بعد، سیسی با لباس جدیدش در جنگل گردش میکند که ناگهان شکارچی را میبیند که اسلحهای در دست دارد. سیسی سعی میکند پنهان شود؛ اما هر جا میرود شکارچی به همان سمت میآید و... . شکارچی نزدیک میشود؛ اما او خرس کوچولو را شکار نمیکند؛ چون او شکارچی نیست. پس او کیست؟ و آن اسلحه چیست که در دست دارد؟
غازی خوابالوشده
معرفی کتاب
قرار است «غازی» با دوستانش، «پرسیاه» و «مخملی» بازی کند؛ اما او خیلی خسته است و مرتب چشمهایش را میمالد؛ چون دیشب دیر خوابیده است. وقتی غازی به خواب میرود، پرسیاه و مخملی فکر میکنند که او مریض شده است، برای همین تصمیم میگیرند از جلبکهای کف رودخانه برایش بیاورند تا بخورد و زود خوب شود. مخملی میپرد توی آب!؛ اما او یک خرگوش است و نمیتواند شنا کند. سرانجام مخملی چه میشود؟ آیا کسی هست که او را نجات دهد؟
جایزه بزرگ سال
معرفی کتاب
آگاهی از انواع بیمه و خدمات مربوط به آنها برای خانوادهها و فرزندان آنها جالب و مفید خواهد بود. چهاردهمین جلد از مجموعۀ 14 جلدی «سرزمین نخودیها» نیز در ادامۀ داستانهای قبل، یک جمعبندی کلی از انواع بیمهها ارائه دادهاست. در این جلد، چند بیمه از جمله شخص ثالث، بدنۀ ماشین، و ساختمان معرفی میشوند. در انتهای داستان، مخاطب باید به سؤالهایی مرتبط با متن پاسخ دهد.