Skip to main content

فرانکلین به مدرسه می‌رود

معرفی کتاب
فرانکلین آماده رفتن به مدرسه است؛ اما احساس می‌کند که نسبت به دوستانش هیچ‌چیز نمی‌داند. برخورد صحیح معلم با فرانکلین باعث می‌شود تا او به توانمندی‌های خود ایمان بیاورد و اعتماد‌به‌نفس‌اش تقویت شود. در این داستان مخاطب با فرانکلین پیوندی معنوی و عمیق برقرار می‎کند و در مسیر داستان با او همراه می‌شود.

فرانکلین در تاریکی

معرفی کتاب
فرانکلین که یک لاک‌پشت استَ، در این داستان از ترس سخن می‎گوید. او از تاریکی می‌ترسد و نویسنده از این نماد بیرونی بهره می‌جوید تا به کمک آن راه به ترس درونی ببرد و از رابطه ساده و صمیمانه فرانکلین با لاکش، مفهوم انسانی دوست داشتن را برای مخاطب معنا کند.

فرانکلین فوتبال بازی می‌کند

معرفی کتاب
در این داستان فرانکلین که عاشق بازی فوتبال است، نمی‌تواند در هیچ مسابقه‌ای گُل بزند؛ اما او در این داستان به کودکان می‎آموزد که همکاری و مشارکت در کار ـــ بازی گروهی ــ با موفقیت همراه است.

فرانکلین رئیس می‌شود

معرفی کتاب
فرانکلین در این داستان با رفتار بد خود، دوستانش، به‌خصوص خرس را ناراحت می‎کند. او سعی دارد تا دوباره با دوستانش ارتباط خوبی برقرار کند. نویسنده در این داستان با بازکاوی مشکلات فرانکلین به بازسازی شخصیت درونی انسان می‌پردازد.

عجله کن فرانکلین

معرفی کتاب
فرانکلین لاک‌پشتِ ماجراجویِ بازیگوشی است که دوست دارد همه‌چیز را تجربه کند؛ اما او یک ویژگی اخلاقی بد دارد. فرانکلین هیچ‌وقت کارهایش را به موقع انجام نمی‌دهد. او در این داستان به کمک دوستانش و به مناسبت شرکت در جشن تولد خرس، دوست صمیمی‌اش، مزایای خوش‌خلقی و انجام به موقع کارها را می‌آموزد.

فرانکلین و هدیه‌ سال نو

معرفی کتاب
شاگردان کلاس آقای جغد در آخرین ماه هر سال برای بچه‎های بی‎سرپرست هدیه‌هایی تهیه می‎کنند. آن روز فرانکلین دوست داشت به جز یک کامیون بقیه اسباب‌بازی‌هایش را نگه دارد و فقط کامیون را هدیه دهد. پدرش از او خواست تا بیشتر فکر کند و گذشت بیشتری داشته باشد.

فرانکلین گم می‌شود

معرفی کتاب
فرانکلین لاک‌پشتی است که به سادگی در کنار پدر و مادر و هم‌بازی‌ها و هم‌کلاسی‌هایش زندگی‌ می‌کند. او با مشکلی روبه‌رو می‌شود و سعی دارد با کمک گرفتن از دیگران، مشکل را برطرف کند. در این داستان همه نمادها بیرونی هستند.

من یک گوزن بودم

معرفی کتاب
در این داستان مخاطبان نه‌تنها به اختصار با زندگی گوزن‌ها آشنا می‌شوند، بلکه می‎آموزند که در تنگنا و سختی نیز به فکر کمک کردن به دیگران باشند. گوزنی زخمی درصدد است تا به پادشاه که او هم صدمه دیده، کمک کند؛ اما در این راه گوزن با اتفاق ناگواری مواجه می‌شود.

کلاغ سیاه به سفر می‌رود!

معرفی کتاب
سفر کردن از موضوع‌هایی است که به برنامه‌ریزی و تهیۀ مقدمات نیاز دارد. مخاطب در این کتاب با کلاغی آشنا می‌شود که قصد سفر دارد. نویسنده از زبان مخاطب سؤال‌هایی دربارۀ مقدمات و وسایل سفر کلاغ می‌پرسد و خود به آن‌ها پاسخ می‌دهد. داستان این کتاب تخیلی است و مخاطب را با چگونگی زندگی کلاغ، غذاخوردن، آب خوردن و نیز پروازکردن این حیوان آشنا می‌کند. در نهایت نیز توضیح می‌دهد که کلاغ‌ها بیش از هر چیز به بودن با گروه و زندگی گروهی نیاز دارند.

سنجابی که بزرگ شد

معرفی کتاب
سنجاب کوچولو آرزو دارد که بزرگ شود تا دیگران به او زور نگویند و کسی نتواند اذیتش کند. او برای پیدا کردن بزرگی‌اش به سفر می‌رود. سنجاب بعد از آشنایی با گاو و زرافه و فیل و نصیحت‌های خرگوش دانا متوجه می‌شود که اگر بتواند بر ترسش غلبه کند، بزرگ می‌شود، برای همین در شب تاریک به راه می‌افتد.