آقا گرگه خودش را خیلی دوست دارد
معرفی کتاب
یک روز صبح آقا گرگه جلوی آینه ایستاد و خودش را نگاه کرد و متوجه شد که خیلی از خودش خوشش میآید. او قصد داشت در مسابقه «بدجنسترین گرگ گنده» برنده شود. آقا گرگه در مسابقه با بدجنسی، غرور، مسخره کردن و... به پیروزی رسید؛ اما هیچ کدام از دوستانش از او راضی نبودند. دوستان گرگ با گذشت و بخشش او را متوجه اشتباهش کردند.
آقا گرگه تولدش را جشن میگیرد
معرفی کتاب
جشن تولد آقاگرگه نزدیک است و او همه دوستانش را دعوت میکند؛ اما هر کدام از دوستانش به بهانهای دعوت را نمیپذیرند و آقاگرگه خیلی ناراحت میشود. آقاگرگه یه بطری طلایی پیدا میکند که میتواند سه آرزویش را برآورده کند. در ادامه ماجراهایی رخ میدهد که آقا گرگه را خوشحال میکند. برنامهریزی کردن، قضاوت نکردن عجولانه و احترام به عقاید دیگران از نکات مطرح در این داستان است.
از این طرف نگاه کن
معرفی کتاب
شیر به تابلوی نقاشیای میرسد و خود را در آن میبیند. دیگر دوستان شیر نیز هر یک نقاشی خود را در تصویر مییابند. این داستان به این نکته اشاره میکند که داشتن نگرشی فعال و مثبت میتواند آدمی را به هدفش برساند. همچنین گویای این مسئله است که گاهی برای درک متقابل، باید از زاویه دید آن شخص به موضوع نگاه شود.