تنبلی هم سخته!
معرفی کتاب
این داستان درباره کودکی تنبل به نام باگ است. باگ هیچکدام از کارهای شخصیاش مانند جمعکردن وسایل اتاق خواب، مرتبکردن لباسها، بستن بند کفش را خودش انجام نمیدهد. پدر و مادر او که متوجه میشوند باگ روز به روز تنبلتر میشود او را تشویق میکنند تا خودش کارهایش را انجام بدهد. در ابتدا این کارها برای باگ خیلی سخت بود اما پس از مدتی متوجه شد که بهتر است کارهایش را خودش انجام دهد، مانند: ساندویچش را با طعمی که خودش دوست دارد درست کند، با حبابهای مایع ظرفشویی بازی کند.
هدف نویسنده این است که به کودکان بگوید انجام کارهای شخصیشان را خودشان بهعهده بگیرند تا بتوانند آنها را با روشی که خودشان دوست دارند پیش ببرند.
هدف نویسنده این است که به کودکان بگوید انجام کارهای شخصیشان را خودشان بهعهده بگیرند تا بتوانند آنها را با روشی که خودشان دوست دارند پیش ببرند.
شازده کوچولو
معرفی کتاب
این کتاب دربردارنده متن بازنویسیشدهی کتاب «شازده کوچولو» است. کتاب، داستان شازده کوچولویی را روایت میکند که از سیارهای دیگر آمده است. او از یک روباه و گل سرخ و اهلی شدن حرف میزند. شازده کوچولو به سیارهی زمین سفر میکند. او در دل ستارهها پنهان است و معتقد است چیزهای پنهان زیبا هستند، از اینرو، زیر درخشانترین ستارهها پنهان شده است و... .
محیطزیست فضای سبز شهری
معرفی کتاب
این کتاب شامل شعر و داستان کوتاه و بخشی با عنوان گفت و گو ( که والدین باید آن را برای کودکان بخوانند و در موردش گفت و گو کنند )و نیز قسمتهای دیگر به آموزش کودکان برای حفاظت از محیط زیست پرداخته است. در بخشی با عنوان"ما باید چیکار کنیم" به دانشآموزان راههای صحیح حفاظت از محیط زیست را آموزش میدهد.
اخلاق شهروندی، حملونقل
معرفی کتاب
این کتاب با تصویر سازی و شعر و بازی و داستان قوانین راهنمایی و رانندگی را به کودکان آموزش میدهد. داستانهای کوتاه که در متن کتاب آمده برای حفظ محیط زیست و احترام به طبیعت است. بخشی در کتاب با عنوان " گفت و گو" آمده که والدین باید برای کودکان آن را بخوانند، این بخش آموزنده است و کودکان با شهرداری و وظایف آن و راهحلهای کاهش آلودگی آشنا میشوند.
سوراخهای برقدار
معرفی کتاب
داسی دایناسی داشت کلوچه میخورد که مورچهای آمد یک تکه از کلوچه که روی زمین افتاده بود را برداشت تا ببرد توی لانهاش. داسی با نگاهش دنبال مورچه را گرفت. مورچههه از دیوار بالا رفت. میخواست برود توی سوراخ پریز که داسی مانع رفتن مورچه به سوراخ پریز شد. مورچههه گفت: «بزار برم. راه لونهام همینه.» اما صداش خیلی ضعیف بود و به گوش داسی نمیرسید. داسی برای این که مانع برقگرفتگی مورچه شود؛ سریع رفت و اتوی مامی داسی را زد به پریز برق و گفت: «دیگه از این راه نرو. اگه به برق میخوردی، میمردی!» ولی یادش رفت که اتو را روی فرش گذاشته است و...
آقابخاری
معرفی کتاب
بخاری اتاق داسی دایناسی با فوت باد خاموش شد. داسی سردش شده بود و میخواست بخاری را دوباره روشن کند. پیچ گاز بخاری را اینوری پیچاند، آن وری پیچاند، روشن نشد. بالاخره دکمهای را زد و بخاری روشن شد. ولی خوب کار نمیکرد. داسی خسته شد و نشست؛ اما بوی بدی میآمد. آمد بلند شود که سرش گیج رفت و افتاد زمین. مادر داسیدایناسی به کمک داسی آمد و متوجه شد که بخاری خوب کار نمیکند. بابیناسور هم زود رفت روی پشتبام و دید که باد لولهی دودکش را از جا کنده است...
ماشین بابیناسور
معرفی کتاب
داسی دایناسی به همراه پدر و مادرش قرار بود بروند گردش. مامیدایناسی وسایل پختوپز و فرش را برداشت. داسی دایناسی هم دوچرخهاش را برداشت. وقت سوار شدن داسیدایناسی از مامانش خواست روی صندلی جلو کنار بابیناسور بنشیند. در بین راه داسیدایناسی نشست روی پای باباش و فرمان را گرفت. آنها به تذکرهای مامیدایناسی توجهی نکردند تا اینکه یک گاو آمد توی جاده...
جوراب پاره
معرفی کتاب
جوراب داسی دایناسی سوراخ شده است و پایش مثل سیبزمینی از جوراب بیرون زده است. مامی دایناسی میخواهد جوراب داسی را بدوزد و داسی هم میخواهد به او کمک کند. مامیدایناسی بقیه دوختن جوراب را به داسیدایناسی میدهد و از او میخواهد که وقتی کارش تمام شد سوزن و قرقرهها را از زیر دست و پا جمع کند تا مبادا سوزن به پایش برود. داسی دایناسی از خوشحالی این که جورابش را دوخته است شروع کرد به بپر بپر؛ که ناگهان پایش رفت روی یکی از قرقرهها و...