Skip to main content

شبدر و پیراهن گلی

معرفی کتاب
این کتاب براساس حدیثی از پیامبر اسلام که می‌فرماید: «هر کس لباسی می‌پوشد، باید آن را پاکیزه نگه دارد»، نوشته شده است. «شبدر» یک بچه‌موش کوچک است که مادربزرگش را خیلی دوست دارد و قرار است به خانه او برود، او برای رفتن به خانه مادربزرگ بهترین لباس‌اش را پوشیده است اما... . لازم به یادآوری است که در پایان کتاب یک بازی براساس داستان، طراحی و ارائه شده است.

تاب‌بازی دسته‌جمعی

معرفی کتاب
این کتاب براساس حدیثی از امام علی (ع) که می‌فرماید:«زبانت را به نرم‌گویی و سلام کردن عادت بده تا دوستانت زیاد شوند»، نوشته شده است. این داستان با نقش‌آفرینی شخصیت اصلی، یعنی «ویزویزک کوچولو» شکل گرفته است؛ زنبور کوچکی که با تصمیمات و رفتارهای عجیب‌اش همه را شگفت‌زده می‌کند. در این کتاب، ویزویزک خیلی دلش می‌خواهد با «کفشدوزک کوچولو» دوست شود اما... .

پرپرک

معرفی کتاب
پرپرک به همراه گروه در حال کوچ کردن است. پیرپرک همه صحبتها را درباره کار گروهی توضیح می دهد. پرپرک بایزگوشی می کند و ....

هیچی هیچی برای خدا

معرفی کتاب
«سنجاب کوچولو»ی این قصه یک تصمیم عجیب گرفته و آن این است که برای خدا هیچیِ هیچی نخورد، یا به قول بزرگ‌ترها تصمیم گرفته که روزه بگیرد. بقیه حیوانات می‌گویند که او نمی‌تواند، از عهده آن بر بیاید، اصلا سنجاب کوچولو چرا می‌خواهد این کار را انجام بدهد؟

بکشید کنار، من به دنیا آمدم

معرفی کتاب
" بکشید کنار من به دنیا آمدم"، اولین جلد از مجموعه" قصه های جیگیل خان" داستان نوزادی است که تازه به دنیا آمده است. او با زبان پر از اشتباه و طنز اتفاقات و مراسمها از جمله مراسم نامگذاری نوزاد، عید نوروز و ... را با زبان خودش بیان می کند.

اسکار لنگه جورابی

معرفی کتاب
اسکار کوچولو هر جا که می‌رفت لنگه جورابش را گم می‌کرد. توی خانه، اتوبوس، فروشگاه، زمین بازی و... کسی نمی‌دانست چه طوری این کار را می‌کند. شده بود یک معمای بزرگ تا این که روزی مامان، اسکار را برای معاینه پیش پزشک برد. آقای دکتر بعد از معاینه گفت:... در این کتاب لنگه جوراب‌های گمشده اسکار بین تصاویر کتاب پنهان شده‌اند. کودک علاوه بر لذت بردن از داستان سرگرم پیدا کردن لنگه جوراب‌های اسکار هم می‌شود.

روز بدون پوشک!

معرفی کتاب
لویی بچه فیل کوچولویی است که عاشق ابرقهرمان شدن است؛ اما پوشک کثیفش جلوی سرعتش را می‌گیرد، تازه راحت هم نیست. شاید وقتش رسیده که تغییری در اوضاع بدهد و استاد دست‌شویی رفتن شود.

جغد در مهتاب

معرفی کتاب
در یک شب زمستانی و زیر نور کامل ماه، پدر و دختر پیاده به‌سمت جنگل می‌روند تا جغد بزرگ شاخدار را ببینند. آن‌ها باید در آرامش و سکوت راه می‌رفتند، زیرا برای دیدن شباویز باید آرام بود و شجاع، و از تاریکی، سکوت و سایه‌های وهم‌انگیز جنگل نترسید و شور و حرارت داشت، باید نگاه کرد و گوش داد... .

گربه خرابکار برف دوست ندارد

معرفی کتاب
دارد برف می‌آید و پیشی تا حالا برف ندیده است، بنابراین می‌رود تا اطلاعاتی راجع به برف پیدا کند. برف سرد، آبکی و لیز و نرم است. ولی وقتی از فضای مجازی وارد فضای واقعی می‌شود...

مستطیل‌های رنگی

معرفی کتاب
داستان مادربزرگی است که هرسال نذر داشته و چند دیگ غذامی پخته است، امسال نوه اش را صدا می زند، درحالی که هیچ آمادگی برای نذر خود فراهم نکرده است.در پایان نوه او می فهمد که امسال مادربزرگ خوش قلب و دوست داشتنی اش، نذر خود را عوض کرده و ....