Skip to main content

فقط یک آرزو دارم!

معرفی کتاب
وقتی پروانه‌ماهی را دید، با شادی فریاد کشید: «پروانه‌ماهی! ببین چه پولک‌های درخشانی دارم!» پروانه‌ماهی گفت: «پولک‌هایت مثل خورشید می‌درخشند.» ماهی‌طلایی خنده‌ی بلندی کرد و با سرعت بیشتری در آب چرخید. این کتاب با حدیثی از حضرت علی علیه‌السلام: «روزهای بدی در انتظار کسی است که به دیگران حسرت می‌خورد و همیشه می‌گوید: خوشا به حالشان! پیوند محتوایی دارد.

کتاب خاتم: مؤذن (مجموعه داستان نوجوان)

معرفی کتاب
کتاب مؤذن، با بهره‌گیری از بیانی صمیمی و روایتی درونی، تجربه‌ای انسانی از فقدان، مقاومت و امید را در بستر فضایی آشنا و بومی به مخاطب نوجوان ارائه می‌دهد. این اثر، به‌ویژه با تأکید بر حضور نوجوانان در موقعیت‌های احساسی و حماسی، تلاشی ارزشمند برای نزدیک‌کردن نسل جوان به مفاهیم دینی، اخلاقی و تاریخی است. در کتاب می‌خوانیم: «دست‌هایم می‌لرزید. سرم را با سنگینی به نرده‌های اسکله چسباندم. گریه امانم را ربود. قرار نبود اروند این‌قدر بی‌رحم باشد. نمی‌خواستم داستان این‌گونه روایت شود. هفت نفر؟! بی‌نام...؟! بی‌نشان...؟! نه امکان ندارد این‌قدر دلم زخم بردارد که نتوانم صدایشان را بشنوم یا ردپایی از آن‌ها را بیابم. محکم شدم. باید محکم می‌شدم و سردی که وجودم را احاطه کرده بود از خود دور می‌کردم. قلاب را محکم‌تر در دست گرفتم...»


نخ بادبادک

معرفی کتاب
بادبادک می‌خواست از دست باد فرار کند، امّا نمی‌توانست. راضی بود کلاغ‌ها گوشواره‌هایش را ببرند، ولی تنش سالم بماند. سعی کرد از آن بالا پسر را ببیند و ندید. با خودش گفت: «حتماً مرا ول کرده و رفته! «بادبادک آن بالا، بین سیم‌ها فقط دلش می‌خواست بداند هنوز نخش در دست او هست یا نه؟» این کتاب در حین روایت داستان نحوه درست کردن بادبادک را نیز آموزش می‌دهد.



خرسی، بی ادب نباش!

معرفی کتاب
مجموعه کتاب­‌های «خانواده­‌ی خرس­‌ها» از جمله کتاب­‌های مهارت‌های زندگی و شهروندی برای کودکان به رشته تحریر درآمده است. این مجموعه در خلال داستان و به طور غیرمستقیم مهارت‌­های اجتماعی، فردی، درس زندگی و مواجهه با موقعیت‌های مختلف در زندگی را به کودکان آموزش می­‌دهد و برای آموزش مسائل روزمره به کودکان، به کمک والدین آمده است. در کتاب «خرسی، بی ادب نباش!» بعضی وقت‌ها از دنده‌ی چپ بلند می‌شوی. ولی دلیل نمی‌شود که بی‌ادب باشی! بی‌ادبی خواهر خرسی، برادر خرسی را هم بدخلق می‌کند. ولی خوشبختانه مامان خرسی آماده است که ادب را به آن‌ها یادآوری کند. با کمی خنده، حال همه بهتر می‌شود.

بازی کردن به نوبت

معرفی کتاب
مجموعه کتاب­‌های «خانواده­‌ی خرس­‌ها» از جمله کتاب­‌های مهارت‌های زندگی و شهروندی برای کودکان به رشته تحریر درآمده است. این مجموعه در خلال داستان و به طور غیرمستقیم مهارت‌­های اجتماعی، فردی، درس زندگی و مواجهه با موقعیت‌های مختلف در زندگی را به کودکان آموزش می­‌دهد و برای آموزش مسائل روزمره به کودکان، به کمک والدین آمده است. در «بازی کردن به نوبت»، وقتی پای بیسبال یا بازی تخته‌ای وسط باشد، برادر خرسی، خواهر خرسی و خرس عسلی تیم خیلی خوبی هستند! ولی ادابازی را خیلی بیشتر دوست دارند، مثل بازی رابین‌هود. فقط سر نقش‌هایشان اختلاف دارند! ولی مامان خرسی و بابا خرسی آماده‌اند تا رعایت نوبت را به آن‌ها یاد بدهند!

طعم زندگی

معرفی کتاب
کتاب «طعم زندگی» اثری کودکانه‌است که نوری برای تأمل در مسائل بزرگ زندگی می‌تاباند. این کتاب داستان پسر کوچکی را در خود جای داده است که هر روز صبح از خواب بیدار می‌شود و کارهایش را انجام می‌دهد، او تلاش می‌کند تا روز خود را خوب آغاز کند، زیرا این مسئله مهم است، حتی اگر کسانی که دوست‌شان داریم دیگر پیشمان نباشند. خاطره‌ آن‌ها همیشه در قلب ما می‌ماند و ما می‌توانیم هر چقدر که بخواهیم به آن‌ها فکر کنیم.

من و تو دوست تا همیشه

معرفی کتاب
کتاب «من و تو دوست تا همیشه» یک داستان مصور کوتاه است که به بررسی زیبایی‌ها و چالش‌های دوستی از نگاه یک کودک می‌پردازد. داستان با نمایش دو دوست گربه آغاز می‌شود که آن‌ها با هم می‌خندند، بازی می‌کنند و در دنیای خیالی خود غرق می‌شوند. اما داستان به سرعت به جنبه‌ی دیگر دوستی می‌پردازد: لحظاتی که در آن‌ها، سوءتفاهم‌ها، تفاوت‌ها و احساسات منفی نیز شکل می‌گیرد. از نکات این کتاب که جنبه تربیتی دارد پرداختن به احساساتی چون خشم، غم و حسادت در یک رابطه‌ی دوستانه است. نویسنده نشان می‌دهد که چگونه یک اختلاف نظر کوچک می‌تواند به یک دیوار بزرگ میان دو دوست تبدیل شود و آن‌ها را از هم دور کند.

دستی که بوسه می‌زند

معرفی کتاب
کتاب «دستی که بوسه می‌زند»، داستانی است که به کودکان کمک می‌کند تا با ترس از جدایی و اضطراب ناشی از آن کنار بیایند. چستر راکون از رفتن به مدرسه می‌ترسد و دوست دارد در خانه بماند. مادرش برای آرام کردن او، رازی را با او در میان می‌گذارد که از نسل‌های قبل به او رسیده است. این راز، یک بوسه بر کف دست است که مادر به چستر می‌دهد و می‌گوید هر وقت دلش برای مادرش تنگ شد، آن را بر روی گونه‌اش بگذارد تا آرام شود. چستر با این کار حس می‌کند که عشق مادرش همیشه همراه اوست و این به او اعتمادبه‌نفس می‌دهد تا با ترسش روبرو شود و به مدرسه برود.

هر وقت احساس نگرانی کردی، یادت باشد...

معرفی کتاب
کتاب «هروقت احساس نگرانی کردی، یادت باشد» اثری‌ست که سعی دارد مفهومی انتزاعی چون نگرانی را به زبانی ساده تبیین کند. این کتاب، کودک را با حقیقتی مهم روبه‌رو می‌سازد: اینکه احساس نگرانی نه‌تنها امری رایج، بلکه بخشی از تجربه‌ی انسانی‌ست؛ احساسی که می‌آید و می‌رود و در این میان، می‌توان آموخت چگونه آن را شناخت، با آن سخن گفت و آرامش را بازیافت. این کتاب، در حقیقت، آغازی‌ست برای گفت‌وگو با کودکان درباره‌ی اضطراب، با زبانی ادبی، صادقانه و پراحساس.

چتری برای پیامبر (ص)

معرفی کتاب
در کتاب «چتری برای پیامبر» پیامبر در تپه‌های سوزان مدینه به همراه نمازگزاران از خداوند طلب باران می‌کنند و خداوند درخواست آنها را اجابت می‌کند و باران می‌بارد. این داستان سرگذشت ابری را بیان می‌کند که بر آنان بارید. ابری که علیرغم میل باطنیش برای ادامه‌ی حیات و دیدن زیبایی‌های دنیا، به دلیل درخواست پیامبر با اینکه مدت زمان کوتاهی از تولدش می‌گذشت از خودگذشتگی و ایثار می‌کند و بر آنان می‌بارد و در رودهای بهشتی جاری می‌شود. در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم: «ما بالاخره باید بباریم، چه بهتر که این‌جا بباریم. جایی بهتر از این‌جا نیست. بگذارید بر مردمی بباریم که مشغول نماز خواندن هستند. بگذارید بر چهره‌ی این مرد ببارم».