سام وو نترسو از فضا نمیترسد
معرفی کتاب
مجموعهی «سام وو نترسو»، نوشتهی «کیتی و کوین سانگ» داستانهای پسری چینیآمریکایی است که به کودکان نشان میدهد شجاعت، نترسیدن نیست و به آنها انگیزه میدهد تا خطر کنند و با ترسهایشان مواجه شوند. ماجراهای «سام وو» عجیبوغریب نیست. اتفاقهایی هستند که در زندگی بیشتر کودکان رخ میدهد و ممکن است باعث دلهره و نگرانی آنها شود. این جلد با موضوع فضا میباشد، کی گفته فضا ترس دارد؟ من حتی اندازهی سر سوزن از فضا با تمام سیاهچالهها، شهابها و ستارههای در حال انفجارش نمیترسم! برای همین وقتی تابستان امسال با دوستهایم به اردوگاه فضایی رفتیم، میدانستم چارهای نداریم جز اینکه: 1. شجاعترین کاوشگران فضایی شویم. 2. برندهی مسابقات اردوگاه فضایی شویم. به راحتی فرود آمدن روی ماه است، مگر نه؟
چستر راکون و جیب پر از بوسه
معرفی کتاب
در کتاب «چستر راکون و جیب پر از بوسه» چستر راکون به تازگی صاحب برادری کوچکتر از خودش شده است، او نسبت به عضو جدید خانوادهشان حساس است چون دوست ندارد برادر کوچولویش رونی مدام اسباببازیهایش را بردارد یا همهجا دنبالش برود و مادر به چستر بیتوجهی نشان دهد. مامان موضوع را میفهمد و ... به نظر شما این مشکل حل میشود؟ چطوری؟ در این کتاب از حس حسادت چستر راکون میخوانیم و از تلاش مادرش برای کاهش این احساس بد.
چستر راکون و زورگوی بد گنده
معرفی کتاب
کتاب «چستر راکون و زورگوی بد گنده»، یکی از داستانهای مجموعه «چستر کوچولو» است که به موضوع مهم زورگویی در محیط مدرسه میپردازد. در این داستان، چستر و دوستانش با دانشآموزی زورگو روبهرو میشوند که باعث ترس و ناراحتی آنها شده است. چستر برای پیدا کردن راهی مناسب با مادرش صحبت میکند و از او راهنمایی میگیرد. مادر چستر با روایت داستانی درباره حیوانات و سنگی تیز که میتوانست به پنجههای حیوانات آسیب بزند، به بچهها کمک میکند تا به جای مقابله با زورگویی از راه خشونت، راهی مسالمتآمیز پیدا کنند. چستر و دوستانش در ادامه تلاش میکنند با نزدیک شدن به زورگو و دعوت او به بازی، زمینه دوستی و تغییر رفتار او را فراهم کنند. این کتاب با زبانی ساده، مفاهیمی مانند اعتمادبهنفس، همدلی، دوستی، حل مسالمتآمیز اختلافها و مهارت مقابله با زورگویی را به کودکان آموزش میدهد.
چستر راکون و یک روز کامل در خانهی دوست
معرفی کتاب
کتاب «چستر راکون و یک روز کامل در خانهی دوست» از مجموعه داستانهای «چستر کوچولو» است و ماجرای نخستین تجربه چستر برای گذراندن یک روز کامل در خانه دوستش، پپر اوپوسوم، را روایت میکند. چستر در آغاز از این تجربه هیجانزده است و همراه دوستانش بازی میکند، خوراکی میخورد و لحظات شادی را پشت سر میگذارد؛ اما وقتی زمان استراحت فرا میرسد، دلتنگ خانواده و خانهاش میشود. حضور «دست بوسه» که یادآور محبت مادر است، به او آرامش میدهد و کمک میکند با احساساتش روبهرو شود. این داستان به کودکان میآموزد دور شدن از خانواده میتواند همراه با هیجان و نگرانی باشد و دلتنگی احساسی طبیعی است.
چستر راکون و بوسهی خداحافظی
معرفی کتاب
کتاب «چستر راکون و بوسهی خداحافظی» از مجموعه داستانهای «چستر کوچولو» است و به موضوع مهم پذیرش تغییر و جابهجایی میپردازد. چستر راکون و مادرش در جنگل زندگی میکنند، اما با تصمیم به قطع درختان، آنها مجبور میشوند خانه خود را ترک کنند و به مکانی تازه بروند. چستر از این تغییر ناراحت است و دلش نمیخواهد خانه و محیط آشنای خود را ترک کند. مادرش تلاش میکند به او نشان دهد که تغییر، هرچند در ابتدا ترسناک و دشوار به نظر میرسد، میتواند آغاز یک تجربه و ماجراجویی تازه باشد. داستان با زبانی ساده و فضایی عاطفی، به کودکان کمک میکند با احساساتی مانند ترس، دلتنگی و نگرانی هنگام تغییر روبهرو شوند و اعتماد بیشتری برای آغاز تجربههای جدید پیدا کنند.
فقط یک آرزو دارم!
معرفی کتاب
وقتی پروانهماهی را دید، با شادی فریاد کشید: «پروانهماهی! ببین چه پولکهای درخشانی دارم!» پروانهماهی گفت: «پولکهایت مثل خورشید میدرخشند.» ماهیطلایی خندهی بلندی کرد و با سرعت بیشتری در آب چرخید. این کتاب با حدیثی از حضرت علی علیهالسلام: «روزهای بدی در انتظار کسی است که به دیگران حسرت میخورد و همیشه میگوید: خوشا به حالشان! پیوند محتوایی دارد.
کتاب خاتم: مؤذن (مجموعه داستان نوجوان)
معرفی کتاب
کتاب مؤذن، با بهرهگیری از بیانی صمیمی و روایتی درونی، تجربهای انسانی از فقدان، مقاومت و امید را در بستر فضایی آشنا و بومی به مخاطب نوجوان ارائه میدهد. این اثر، بهویژه با تأکید بر حضور نوجوانان در موقعیتهای احساسی و حماسی، تلاشی ارزشمند برای نزدیککردن نسل جوان به مفاهیم دینی، اخلاقی و تاریخی است. در کتاب میخوانیم: «دستهایم میلرزید. سرم را با سنگینی به نردههای اسکله چسباندم. گریه امانم را ربود. قرار نبود اروند اینقدر بیرحم باشد. نمیخواستم داستان اینگونه روایت شود. هفت نفر؟! بینام...؟! بینشان...؟! نه امکان ندارد اینقدر دلم زخم بردارد که نتوانم صدایشان را بشنوم یا ردپایی از آنها را بیابم. محکم شدم. باید محکم میشدم و سردی که وجودم را احاطه کرده بود از خود دور میکردم. قلاب را محکمتر در دست گرفتم...»
نخ بادبادک
معرفی کتاب
بادبادک میخواست از دست باد فرار کند، امّا نمیتوانست. راضی بود کلاغها گوشوارههایش را ببرند، ولی تنش سالم بماند. سعی کرد از آن بالا پسر را ببیند و ندید. با خودش گفت: «حتماً مرا ول کرده و رفته! «بادبادک آن بالا، بین سیمها فقط دلش میخواست بداند هنوز نخش در دست او هست یا نه؟» این کتاب در حین روایت داستان نحوه درست کردن بادبادک را نیز آموزش میدهد.
خرسی، بی ادب نباش!
معرفی کتاب
مجموعه کتابهای «خانوادهی خرسها» از جمله کتابهای مهارتهای زندگی و شهروندی برای کودکان به رشته تحریر درآمده است. این مجموعه در خلال داستان و به طور غیرمستقیم مهارتهای اجتماعی، فردی، درس زندگی و مواجهه با موقعیتهای مختلف در زندگی را به کودکان آموزش میدهد و برای آموزش مسائل روزمره به کودکان، به کمک والدین آمده است. در کتاب «خرسی، بی ادب نباش!» بعضی وقتها از دندهی چپ بلند میشوی. ولی دلیل نمیشود که بیادب باشی! بیادبی خواهر خرسی، برادر خرسی را هم بدخلق میکند. ولی خوشبختانه مامان خرسی آماده است که ادب را به آنها یادآوری کند. با کمی خنده، حال همه بهتر میشود.
بازی کردن به نوبت
معرفی کتاب
مجموعه کتابهای «خانوادهی خرسها» از جمله کتابهای مهارتهای زندگی و شهروندی برای کودکان به رشته تحریر درآمده است. این مجموعه در خلال داستان و به طور غیرمستقیم مهارتهای اجتماعی، فردی، درس زندگی و مواجهه با موقعیتهای مختلف در زندگی را به کودکان آموزش میدهد و برای آموزش مسائل روزمره به کودکان، به کمک والدین آمده است. در «بازی کردن به نوبت»، وقتی پای بیسبال یا بازی تختهای وسط باشد، برادر خرسی، خواهر خرسی و خرس عسلی تیم خیلی خوبی هستند! ولی ادابازی را خیلی بیشتر دوست دارند، مثل بازی رابینهود. فقط سر نقشهایشان اختلاف دارند! ولی مامان خرسی و بابا خرسی آمادهاند تا رعایت نوبت را به آنها یاد بدهند!