Skip to main content

رینگ‌رینگی

معرفی کتاب
زالزالکی یک آدم کوچولوی خیلی کوچولو‌ست اندازه‌ یک زالزالک. رنگش هم نارنجی است. به همه جا سرک می کشد تا یک دوست زالزالکی پیدا کند. برای همین یک عالمه ماجرا برایش اتفاق می‌افتد. این‌بار ماجراهای آشنایی زالزالکی با گوشی تلفن است.

وای وایی جون

معرفی کتاب
زالزالکی یک آدم کوچولوی خیلی کوچولو‌ست اندازه‌ یک زالزالک. رنگش هم نارنجی است. به همه جا سرک می کشد تا یک دوست زالزالکی پیدا کند. برای همین یک عالمه ماجرا برایش اتفاق می‌افتد. این‌بار ماجراهای آشنایی زالزالکی با جارو برقی است.

شب‌به‌خیر بچه گوریل

معرفی کتاب
شب در باغ‌وحش، بچه‌گوریل بازیگوش، دسته کلید را از جیب نگهبان برمی‌دارد و در قفس تمام حیوانات را باز می‌کند و... در این کتاب تصویری، متن و تصویر، هر دو در شکل‌گیری قصه‌ نقش دارند و نمی‌توان یکی از آن دو را حذف کرد. این کتاب‌ها توانایی تصویرخوانی را در کودکان بالا می‌برد و سواد بصری آن‌ها را افزایش می‌دهد.

می‌خواهم چه کاره شوم؟

معرفی کتاب
داستان با این سؤال معلمِ «ایزابل» شروع می‌شود: «وقتی بزرگ شدید می‌خواهید چه‌کاره شوید؟ » همه‌ بچه‌های کلاس برای این پرسش، یک جواب دارند؛ البته به‌جز ایزابل. او نمی‌داند که می‌خواهد چه‌کاره شود. ایزابل در راه خانه دلیل ناراحتی‌اش را به پدرش می‌گوید. در این مسیر، ایزابل با ماجراهای جالبی روبه‌رو می‌شود و... . هدف از این داستان، این است که کودکان بیاموزند که به شیوه‌های مختلف، هوای دیگران را داشته باشند و به آن‌ها کمک کنند.

اِلمور با پینکی آشنا می‌شود

معرفی کتاب
«اِلمورِ» جوجه‌تیغی، در کنار اطرافیانش زندگی صمیمی و راحتی دارد، اما به تازگی به این فکر می‌کند که باید برای خودش دست‌کم یک دوست خیلی صمیمی داشته باشد؛ البته همین الان هم دوستان زیادی دارد، ولی دوست صمیمی چیز دیگری است. او از عمویش کمک می‌خواهد، ‌ عمو هم به المور می‌گوید این اتفاق باید خودش بیفتد، سرِ وقت خودش. «پینکیِ» راسو هم چون بدبو است، درست همین مشکل دارد و هیچ‌کس با او دوست نمی‌شود؛ اما... .

اِلمور دنبال دوست می‌گردد

معرفی کتاب
«المورِ» جوجه‌تیغی تنها زندگی می‌کرد. او همیشه در پیدا کردن دوست مشکل داشت. المور روی درخت آگهی چسباند که دنبال دوست می‌گردد؛ اما وقتی کسی به او نزدیک می‌شد، تیغ‌های المور به طرفش پرتاب می‌شد. او از قصد این کار را نمی‌کرد. راستش اصلاً دست خودش نبود. او فکر کرد چطور می‌تواند از دست تیغ‌هایش خلاص شود؛ اما جوجه‌تیغی که بدون تیغ نمی‌شود! تا اینکه فکری به ذهنش رسید!

بسته‌ سفارشی

معرفی کتاب
«سِیدی» می‌خواهد برای خاله‌اش، «ژوزفین»، یک فیل بفرستد؛ چون ژوزفین تنها زندگی می‌کند و یک فیل می‌تواند همدم خوبی برای او باشد؛ اما برای این کار، کلی تمبر لازم است. سیدی تصمیم می‌گیرد راه دیگری پیدا کند که البته برای این راه هم کلی وسیله لازم دارد! او هواپیمای دوستش را می‌خواهد؛ اما فیل وزنش خیلی زیاد است و هواپیما سوخت زیادی احتیاج دارد... .

به همین سادگی

معرفی کتاب
گنجشک کوچولو برای اولین‌بار بالای شهر پرواز کرد. هنگامی‌که به لانه برگشت، به مادرش گفت که قبلاً خیلی با خدا حرف می‌زده؛ اما امروز کاملاً حواسش پرت شده است. مادر گفت هرچه امروز دیده است، آفریده خداست و از او خواست هروقت چیز جدیدی دید، به یاد خدا باشد. گنجشک‌کوچولو خوش‌حال شد. روز بعد چیزهای جدید زیادی دید؛ اما بازهم حواسش پرت شد و خدا را فراموش کرد. مادرش گفت... .

راستی اگر...؟

معرفی کتاب
قرار است «جو» برای اولین‌بار تنهایی به مهمانی برود؛ اما کارت دعوتش را گم کرده است و پلاک خانه دوستش، «تام»، را نمی‌داند. جو و مادرش می‌دانند که خانه تام در همان خیابان است و مادر مطمئن است که آن را پیدا می‌کنند. جو نگران است؛ راستی اگر آنجا کسی را نشناسم چه می‌شود یا اگر آنجا پُر از آدم باشد چه، اگر...، اگر... . مادر به تمام سوالات جو، با صبر و مهربانی پاسخ داده و به جو قول می‌دهد که به او خوش بگذرد. درست در لحظه‌ای که جو تصمیم می‌گیرد برگردد، خانه تام را پیدا می‌کنند و... .

دکمه‌های نقره‌ای

معرفی کتاب
جودی» در اتاقش نشسته بود و اردکی را نقاشی می‌کرد. اردکی با چکمه‌های چرمی. درست زمانی‌که جودی می‌خواست آخرین دکمه نقره‌ای چکمه اردک را بکشد، چند‌ لحظه درنگ کرد. در این چند لحظه اتفاقات زیادی در جاهای مختلف افتاد؛ «جاناتان»، برادر جودی، برای برداشتن اولین قدم‌هایش تلاش می‌کرد، مادر جودی با سوت حلبی‌اش در حال نواختن آهنگی ایرلندی بود، در خانه همسایه، «آلیس»، خرده‌چوب‌ها را بیرون می‌انداخت، در خیابان، سربازی از مادرش خداحافظی می‌کرد و... .