Skip to main content

گاندوی دم دراز من

معرفی کتاب
یک روز پسرک ماهی‌گیر در ساحل دریا یک تخم تمساح پیدا کرد. تخم براق ناگهان ترک برداشت و یک بچه تمساح کوچولو از آن بیرون آمد. پسرک با مهربانی از گاندو کوچولو مراقبت کرد تا شکار مرغ دریایی‌ها نشود. تا این‌که تمساح غول پیکری از دریا پرید بیرون. همه فرار کردند اما پسرک نترسید. آن تمساح مادر گاندو کوچولو بود. تمساح مادر بچه‌اش را صحیح و سالم به دریا برد. مدتی گذشت و کنار دریا ساختمان‌های بزرگی ساختند و...

اردک و غاز

معرفی کتاب
نزدیک برکه‌ای قشنگ پرندگان زیادی زندگی می‌کردند. لانه خانم غاز و خانم اردک نزدیک هم بود. روزی خانم غازه داد و فریاد راه انداخت‌. انگار با خانم اردک دعوا داشت. خانم غازه از چیزی ناراحت بود. از این‌که جوجه‌اش نمی‌توانست به خوبی جوجه اردک روی آب بنشیند و شنا کندحسودی‌اش می شد. خانم غازه دست جوجه‌اش را کشید و گفت: «با جوجه اردک زشت بازی نکن.‌» یکی خانم غازه گفت و یکی هم خانم اردکه تا این‌که حسابی دعوایشان شد و همسایه‌ها دویدند بیرون. ولی باز هم جوجه‌ها گم شدند و...

خانواده‌ خوش‌مزه

معرفی کتاب
کتاب «خانواده‌ی خوش‌مزه» از مجموعه خانواده‌ی جورواجور است. نویسنده در این کتاب‌ها سعی داشته تفاوت‌های رفتاری و ظاهری افراد را ترسیم کند. بعضی خانواده‌ها بزرگ‌اند. بعضی خانواده‌ها کنار هم زندگی می‌کنند. همه ما یک خانواده داریم که ممکن است کوچک یا بزرگ باشد. خانواده ما خاص و استثنایی است و هیچ‌کس نمی‌تواند مثل آن را داشته باشد.

بابابزرگ خوش‌مزه

معرفی کتاب
کتاب «بابابزرگ خوش‌مزه» از مجموعه خانواده‌ی جورواجور است. نویسنده در این کتاب‌ها سعی داشته تفاوت‌های رفتاری و ظاهری افراد را ترسیم کند. بعضی بابابزرگ‌ها بلدند گوش‌هایشان را تکان دهند. بعضی بابابزرگ‌ها خیلی بلند حرف می‌زنند و... بابابزرگ‌ها هر کدام یک‌جورند و دوست دارند مواظب تو باشند.

مامان‌بزرگ خوش‌مزه

معرفی کتاب
کتاب «مامان‌بزرگ خوش‌مزه» از مجموعه خانواده‌ی جورواجور است. نویسنده در این کتاب‌ها سعی داشته تفاوت‌های رفتاری و ظاهری افراد را ترسیم کند. بعضی مامان‌بزرگ‌ها دوست دارند خیلی غذا بخوری. بعضی مامان‌بزرگ‌ها دوست دارند برایت چیزی ببافند. مامان‌بزرگ‌ها هر کدام یک‌جورند و دوست دارند مواظب تو باشند. اما همه مامان‌بزرگ‌ها از این‌که شب پیش آن‌ها بمانی خوش‌حال می‌شوند.

بابای خوش‌مزه

معرفی کتاب
کتاب «بابای خوش‌مزه» از مجموعه خانواده‌ی جورواجور است. نویسنده در این کتاب‌ها سعی داشته تفاوت‌های رفتاری و ظاهری افراد را ترسیم کند. بعضی باباها توی خانه کار می‌کنند. بعضی باباها آن دور دورها کار می‌کنند. باباها جورواجورند. هر کدام یک کارهایی بلدند و یک جور کمکت می‌کنند؛ اما همه باباها دوست دارند که وقتی تو خوابیدی تماشایت کنند.

پاندو کجاست؟ رو بامبو

معرفی کتاب
پاندا کوچولویی به نام پاندو در کنار یک درخت بامبوی خیلی بزرگ زندگی می‌کرد. روزی پاندو از لانه‌اش بیرون آمد و رفت تا به یک کوهستان برفی رسید. کوهستان سنگ‌های بزرگ سیاهی داشت که از میان برف‌ها بیرون زده بود که شبیه پوست پاندا شده بود. پاندو در کوهستان با خرگوش، بچه آهو و زرافه دوست شده و به قایم موشک بازی مشغول می‌شوند؛ اما هر کدام که چشم می‌گذارد همه پیدا می‌شوند به جز پاندا. تا این که...

وایوو

معرفی کتاب
موکل بادها، «وایوو»، بسیار می‌خوابید، نه یک روز و دوروز، گاهی سی سال می‌خوابید و وقتی خواب بود، نه ابری به خشکی می‌رفت، نه بارانی روی کوه می‌بارید و نه حتی گرده گلی جابه‌جا می‌شد. وقتی او خواب بود، درخت‌ها بی شکوفه می‌ماندند، دریاچه‌ها خشک می‌شدند و... .بیدار کردن وایوو کار سخت و خطرناکی بود. برای همین شجاع‌ترین و باهوش‌ترین جوانان می‌رفتند تا او را بیدار کنند؛ اما... .

جورج و اولین روز مهد کودک

معرفی کتاب
امروز اولین روزی که قرار است جورج به مهدکودک برود. پپا فکر می‌کند جورج خیلی کوچک است و دوست ندارد برادر کوچولویش را با خودش به مهدکودک ببرد. اما وقتی دوست‌هایش جورج را می‌بینند، خیلی ذوق می‌کنند و می‌گویند دلشان می‌خواهد برادری مثل جورج داشته باشند. پپا هم از داشتن برادر کوچولویش احساس خوشحالی می‌کند.

جورج سرما می‌خورد

معرفی کتاب
در یک روز سرد و بارانی جورج و پپا تصمیم می‌گیرند برای بازی بیرون بروند. مامان به آن‌ها می‌گوید اگر می‌خواهند زیر باران بازی کنند، باید کلاه و لباس مناسب بپوشند تا خیس نشوند. اما جورج دوست ندارد کلاه سرش بگذارد. برای همین آن‌را در چاله‌ای پرت می‌کند. وقتی به خانه برمی‌گردند، عطسه‌های جورج شروع می‌شود و...