Skip to main content

تیک تیک

معرفی کتاب
آقا موشه چنگال بزرگی را در راه‌آب پیدا می‌‏کند. آقا سگه می‏‌پرسد که این چنگال را برای چه می‎خواهی؟ موشه می‎گوید می‎خواهد با آن مانند یک قلاب از آب غذا بگیرد. آقا سگه از موش می‎خواهد تا چنگال را به او بدهد تا پشتش را بخاراند؛ اما آقای کلاغ فکر می‎کند چنگال پشت آقای سگ را زخمی می‌‏کند و از موش می‎خواهد تا چنگال را به او بدهد تا آن را در گنجه‌اش بگذارد. وقتی آن سه در حال دعوا بر سر چنگال هستند، صدای پای بچه‌گربه‎ای را می‎شنوند که سه تا پا دارد! آن‌ها تصمیم می‌‏گیرند کاری بکنند.

شب به‌خیر شوتک! (در‌باره رعایت نظم و مقررات)

معرفی کتاب
شوتک دختربچه‌ای بازیگوشی است که برای خوابیدن سر وقت طفره می‌رود. بعد از شنیدن قصه‌ی مادر وقتی مادر از اتاق بیرون می‌رود، شوتک یواشکی از تختخواب بیرون می‌آید و با اسباب‌بازی‌هایش بازی می‌کند. بی‌نظمی در خوابیدن او باعث می‌شود که به مهد دیر برسد و خسته و بی‌حوصله باشد. تا این‌که در زمین بازی خوابش می‌برد.

پیشی کوچولو! نترس!... نترس!

معرفی کتاب
ریحانه و پیشی کوچولو بعد از گوش کردن به قصه‌ی «بزبزقندی و گرگ بلا» برای خواب آماده می‌شوند. ریحانه برای مسواک از اتاق بیرون می‌رود. پیشی کوچولو تحت تأثیر قصه احساس می‌کند گرگ ناقلا در تاریکی وارد اتاق شده است. او با یک خط‌کش به جنگ گرگ ناقلا می‌رود. ریحانه که ترس پیشی از تاریکی و سایه‌ها را می‌بیند؛ با یک چراغ قوه سعی می‌کند سایه‌هایی را بازسازی کند تا پیشی کوچولو بر ترسش غلبه کند.

پیشی کوچولو! حسود شدی؟

معرفی کتاب
کتاب پیشی کوچولو! حسود شدی؟ از مجموعه کتاب‌های ریحانه و پیشی کوچولوست. ریحانه و دختر عمویش ملینا سرگرم خاله‌بازی هستند. آن دو چنان سرگرم بازی دو نفرشان می‌شوند که پیشی کوچولو را فراموش می‌کنند. پیشی هم که حسودی‌اش شده است؛ خودش را به مریضی می‌زند تا توجه ریحانه را به خودش جلب کند. ریحانه بعد از متوجه شدن با راه‌کاری مناسب پیشی را به بازی دونفره‌شان راه می‌دهد.

متهم ردیف اول، قونقورو

معرفی کتاب
در غروبی دل‌انگیز و تابستانی، خرس نوجوان دو و نیم ساله‌ای به نام «قونقورو»، تصمیم می‏‌گیرد به
خانه خاله «گوون‌گوی‌گولی‌« برود. قونقورو طبق نقشه‌ای که دارد راه می‎افتد و به جایی می‎رسد که باید یک درخت سرخدار ببیند؛ امابه جای آن یک خط سیاه می‎بیند. خرس تا به حال چینی چیزی ندیده است و با ترس به اطرافش نگاه می‏‌کند. او در همان حال، متوجه ماشین‌ها و آدم‌ها می‌شود و... . قونقورو برخلاف نصیحت مادرش وارد زندگی شهری می‌شود و اتفاقاتی را تجربه می‏‌کند که باعث می‎شود درنهایت به زندان بیفتد.

سر من لانه‌ گنجشک‌هاست

معرفی کتاب
داستان این کتاب کودکان را با دلایل تعامل انسان با طبیعت آشنا می‌‏کند. داستان از زبان یک کودک روایت می‎شود. این روایت، داستان پدربزرگی است که به دلیل مستأجرهای متفاوتی که دارد، از واگذاری خانه قدیمی‌اش به بنگاه خودداری می‎کند. این تصمیم باعث بروز مشکلات مالی در خانواده می‎شود و در همین نقطه است که روابط عاطفی نوه و پدربزرگ آغاز می‎شود.

من شیر سیرک نیستم

معرفی کتاب
توله‌شیر از شیر بودنش راضی نیست! او دلش می‌خواهد مثل آدم‌ها راه برود، لباس بپوشد، رو به دوربین لبخند بزند و عکس بیندازد؛ اما... . این داستان بچه‌شیری است که به واسطه حضور انسان، در باغ وحش دچار چالش‌هایی در پذیرش هویت خود می‎شود و به سبب ارتباط با مأموران و بازدیدکنندگان، از خلق و خوی اصلی خود فاصله می‎گیرد. هدف از ارائه این داستان، طرح یکی از مهم‌ترین موضوعات مهارت‌های رفتاری و اجتماعی، «شناخت هویت فردی و خودآگاهی» است.

ابر سیاه دروغ

معرفی کتاب
دروغ‌گویی در کودکان رفتاری عادی و قابل انتظار است. در واقع وقتی کودکی دروغ می‌گوید، در حال کسب مهارت‌های اجتماعی ارزشمندی است. کتاب حاضر موارد متعددی را از زندگی واقعی کودک مثال می‌زند که او در آن شرایط دروغ می‌گوید. پس از این نمونه‌های واقعی، عواقب دروغ‌گفتن را با زبان ساده و خودمانی گوشزد می‌کند و نمونه‌های دیگری را مثال می‌زند که کودک راستش را می‌گوید و اتفاق چندان ناخوشایندی هم روی نمی‌دهد.

مامانم گم شده!

معرفی کتاب
«کریتر» با مادر و خواهر و برادرش به مرکز خرید می‎رود. آنجا آن‌قدر شلوغ است که کریتر نمی‌‏تواند جلوی چشمش را ببیند. برای همین مادرش از او می‎خواهد تا از کنارش تکان نخورد. وسط شلوغی کریتر متوجه می‎شود که بند کفشش باز شده است. او خم می‎شود تا آن را ببندد؛ اما وقتی بلند می‎شود، خبری از مادرش نیست! او درحالی‌که مادرش را گم کرده است، با شجاعت به مغازه اسباب بازی ‎فروشی می‎رود و از خانم فروشنده کمک می‎خواهد.

حالا دیگه وقت خوابه!

معرفی کتاب
«کرتیر» همه‌کاره است! او می‌‏تواند مانند یک کابوی، با طناب گاوها را بگیرد؛ اما پدرش می‏‌گوید وقت خواب است! کرتیر مانند یک فرمانده می‏‌تواند با تانک، ‎ جلوی ارتش دشمن را بگیرد؛ اما پدر می‏‌گوید وقت حمام کردن فرمانده است! کرتیر می‏‌تواند مانند یک فضانورد به کره ماه برود و با تفنگ لیزری‎اش، آدم‌آهنی را دستگیر کند؛ اما پدرش می‏‌گوید، آدم‌آهنی بزرگ، فضانورد را دستگیر کرده و می‏‌خواهد او را به وان حمام بیندازد!... . کرتیر نمی‎خواهد بخوابد و... .