من شجاع هستم: شجاعت همیشه همراه من است
معرفی کتاب
کتاب «من شجاع هستم» ماجرای پسرکی را نقل میکند که زیر تخت و پشت پردههای اتاقش به دنبال شجاعت میگردد و پیدایش نمیکند. اما درست زمانی که انتظارش را ندارد، سروکلهی شجاعت پیدا میشود؛ شبیه جغدی بامزه که هر زمان بخواهد پرواز میکند. پسرک وارد گفتوگویی جالب با او میشود تا تکلیف خیلی چیزها را مشخص کند. کتاب به کودکان یاد میدهد که تا ترس نباشد، شجاعتی در کار نیست و تمام آدمها از چیزهایی در دنیا میترسند و این هیچ اشکالی ندارد. احساساتی که فکر میکنیم بد یا غلطاند، همه در جای خود مناسب خواهند بود و برای مراقبت از انسان، لازم و ضروریاند.
جغد شوالیه و پرندهی سحرخیز
معرفی کتاب
در کتاب «جغد شوالیه و پرندهی سحرخیز»، جغد فرمانده شوالیههای شب بود. شبها وقتی بقیهی شوالیهها خواب بودند، او در شهر نگهبانی میداد و حواسش به همهچیز بود. یک روز صبح وقتی جغد تازه خوابش برده بود، صدای بلندی شنید: «سلاااااام، بیداری؟ به من یاد میدهی مثل تو جغد شوالیه باشم؟ من خیلی بااستعدادم...» صدای پرندهی ریزهمیزه و پُرحرف نمیگذاشت جغد بخوابد. اول به او اهمیت نداد و خوابید، اما پرنده کوچولو هر روز میآمد و درخواستش را تکرار میکرد. جغد باید فکری میکرد که از دست این فسقلیِ پر سروصدا خلاص شود، اما چطوری؟ کتابی دربارهی دوستی با وجود تفاوتها و استفادهی درست از تواناییها و استعدادهای فردیِ مختلف.
وقتی نه میشنوم
معرفی کتاب
کتاب «وقتی نه میشنوم» داستان پسربچهای را روایت میکند که طاقت نهشنیدن ندارد. او دلش میخواهد هر کاری را انجام دهد و هر چیزی را که میبیند طلب کند اما از کسی نه نشنود. این پسربچه بعد از شنیدن نه، برافروخته شده و به هر دری میزند تا نه را به بله تبدیل کند اما این اتفاق نمیافتد. دیگر مفهومی که کتاب بر آن تمرکز داشته، کنترل خشم است. نویسنده معتقد است همانقدر که نهگفتن به دیگران اهمیت دارد، نهشنیدن از دیگران هم نیاز به ظرفیتی دارد که هرکسی از آن مطلع نیست. نویسنده از کودکان میخواهد تا در این مواقع، خشم و عصبانیت خود را کنترل کنند و با موقعیت کنار بیایند.
لویی قهرمان
معرفی کتاب
ماجرای لویی کرگدن را روایت میکند که تصمیم میگیرد شاخ بزرگش را به دست دکتر پرپری بسپارد. اما روز قبل از عمل، به گورخری برمیخورد که ماجرا را به سمتی دیگر میبرد. گورخر که پیش از این خطوطش را پیش دکتر پرپری محو کرده است، پشیمان از کار خود با لویی درد دل میکند که ناگهان اتفاقات عجیبی میافتد...این کتاب از اهمیت پذیرش و دوست داشتن تمام ویژگیهای ظاهری گفته است و میآموزد بدن خود را تماماً دوست داشته باشید؛ عملهای زیبایی در بسیاری از مواقع تنها برای تبدیل شدن به چیزی غیر از خود ما است و ضرورتی ندارند. هرکس با هر ظاهری که دارد زیبا است و خوب است این را بپذیرد.
میز بابام
معرفی کتاب
کتاب «میز بابام» داستانی دلنشین دربارهٔ اهمیت خانواده، روابط میان اعضای خانواده و عشق میان والدین و فرزندان است. در قسمتی از کتاب میخوانیم: «نیهان به اتاق کار بابایش میرفت و اشیای روی میزش را یکییکی نگاه میکرد. مدادها، دفترها، عکسها، کاغذهای یادداشت، چراغ مطالعه و کلی وسایل دیگر که روی میز او بودند. آن روز روی میز بابا چیزهای جدیدی دید. یکی از آنها نقاشی برادرش بود که در مدرسه کشیده بود و دیگری جایزه موسیقی خواهرش بود. نیهان وقتی آنها را دید، دلش میخواست که چیزی مربوط به او هم روی میز پدرش باشد. آن چیز باید به اندازه یک جایزه باارزش و به اندازهی یک نقاشی حاصل زحمت و تلاش خودش باشد، اما چه چیزی باید درست میکرد؟»
معمای ابوالهول
معرفی کتاب
این کتاب ماجراجوییهای مارسی، دختری ترسو و محتاط، را روایت میکند که به دنبال پدر ماجراجویش، آرتور، به مصر باستان سفر میکند. در مسیرش با خدایان و الههها روبهرو شده و با فرهنگ، آثار تاریخی و اسرار مصر آشنا میشود. داستانی پرهیجان که یادگیری تاریخ و کشف نشانههای باستانی را با ماجراهای مهیج ترکیب میکند.
گاهی اوقات خجالتی
معرفی کتاب
کتاب «گاهی اوقات خجالتی» داستانی مصور برای کودکان است که به موضوع درونگرایی و تفاوت آن با خجالتی بودن میپردازد و به کودکان این امکان را میدهد تا درک بهتری از خود و احساساتشان پیدا کنند و در عین حال به آنها یاد میدهد که با اعتمادبهنفس و آرامش بیشتری در موقعیتهای اجتماعی تعامل کنند. در این کتاب، پسربچهای روایتگر است که به آرامی به دنیای اطرافش نگاه میکند. او متوجه میشود که بعضی از اشیاء یا حتی پدیدههای طبیعی مانند: جوانه زدن یک نهال یا حرکت ملایم یک ماژیک هم میتوانند ویژگیهایی شبیه به خجالتی بودن داشته باشند. کتاب به کودکان این پیام را میدهد که درونگرایی ویژگیای طبیعی است که نباید با خجالتی بودن اشتباه گرفته شود. شخصیت داستان در موقعیتهای مختلف اجتماعی ممکن است ساکت باشد، اما در کنار کسانی که به آنها نزدیک است، مانند: خانواده و
تمساح مهربان
معرفی کتاب
کتاب «تمساح مهربان» قصه یک بچه تمساح را روایت میکند که بسیار مهربان بوده است و سعی میکند تا به دیگران کمک کند. تمساح مهربان برای دیدن دنیا از دریاچه بیرون آمده است. در خشکی دوستانش را میبیند که در خطر هستند و یکییکی به او پناه میآورند. تمساح هم دشمنان آنها را فراری میدهد. فکر میکنید تمساح بتواند به همه کمک کند؟ آخر هر کاری حدی دارد، حتی کمک کردن! داستانی برای اندیشیدن، گفتوگو کردن، آموختن، غافلگیر شدن و لذت بردن!
در جستجوی غول
معرفی کتاب
در داستان «در جستجوی غول» میخوانیم: «خبر رسیده این دوروبرها یک غول پیدا شده. مردم وحشت کردهاند. از قدیم گفتهاند روبهرو شدن با غولها کار شوالیههای باهوش و شجاع است. وای نه! انگار قرار است یک شوالیهی بیدستوپا و خجسته به شکار این غول برود. البته درست است که شوالیهی ما نادان و دستوپا چلفتی است، اما خیلی هم نترس و خوششانس است. حالا به نظرت میتواند غول خیلی خیلی بزرگ را شکار کند یا دست از پا درازتر به خانه برمیگردد؟ اگر میخواهی با شوالیهی ما و ماجراهای خندهدارش آشنا شوی، معطل نکن! کتاب را مطالعه کن.
در جستجوی اژدها
معرفی کتاب
در کتاب «در جستجوی اژدها» داستان پادشاهی است که از ترس اژدها نمی تواند بخوابد، بنابراین سه شوالیه خود را به بیرون میفرستد تا آن را پیدا کنند. تنها با یک شمع، آنها به تاریکی میروند. اما هر شکل مشکوکی چیز دیگری است، تا اینکه شوالیهها با اطمینان به خانه برمیگردند و متوجه نمیشوند که چه چیزی پشت سرشان است. در داستان میخوانیم: «سلاااام، من قرار است به شکار اژدها بروم. باورتان نمیشود که شوالیههای دیگر به من گفتند: «فکر نمیکنیم بتوانی اژدها پیدا کنی. اصلاً چیزی به نام اژدها وجود ندارد.» من هم گفتم: «بیخیال دوستان. اتفاقاً من فکر میکنم که اژدها وجود دارد. قرار است یکیشان را پیدا کنم و با او بجنگم.» میدانم که آنها فکر میکنند من خیلی پخمه و دست و پا چلفتیام، اما اشتباه میکنند. من برای شکار اژدها نقشه دارم؛ یک نقشهی درست و حسابی. ایناهاش! نقشه گفته...»