Skip to main content

حماسه پیکان

معرفی کتاب
این کتاب روایتی مستند و مصور از عملیات دریایی هوایی «عملیات مروارید» و نقش بی‌بدیل ناوچه پیکان و حماسه بی‌نظیر فرمانده شجاع آن، شهید ناخدا همتی و تکاوران و رزمندگان نیروی دریایی و خلبانان جان بر کف است. این عملیات طرحی منسجم و راهبردی و نتیجه آن خواری و خفت سران رژیم بعث عراق بود.

من محمدابراهیم هستم

معرفی کتاب
این کتاب روایتی کودکانه از زندگی افتخارآمیز و شهادت فرمانده ناو پیکان، شهید محمدابراهیم همتی است. این شهید و همرزمانش شجاعانه در برابر دشمن بعثی ایستادند و با اجرای عملیات مروارید و نابودی دشمن در تاریخ ایران و نیروی دریایی ارتش جاودان شدند.

آژیر آماده‌باش

معرفی کتاب
این کتاب با زبانی کودکانه به بیان بخشی از سبک زندگی و شغلی خانواده‌های نظامی می‌پردازد. «آژیر آماده‌باش» به معنی آگاهی از خطرات احتمالی، رفتن به پناهنگاه، آماده شدن برای اجرای تمرینات رزمی و یا دفاع از مرزهای کشور در برابر حمله دشمن است.

دیر شناختمت!: (خاطراتی از زندگی طلبه شهید جمشید (محمدباقر) شاهین)

معرفی کتاب
این کتاب درباره زندگی شهید طلبه محمدباقر شاهین، از شهدای استان گیلان است. ایشان متولد سال 1345 بود و در سنین نوجوانی و هنگامی که عضو پایگاه بسیج بود، راهی جبهه شد.
نویسنده اثر براساس خاطرات و گفته‌های مادر، هم‌رزمان و دوستان شهید کتاب حاضر را از زمان تولد تا سال 1364 که محمدباقر شاهین به شهادت رسید، تحریر کرده است.

روایتی که جامانده بود

معرفی کتاب
این کتاب درباره زندگی شهید عباس یوسفی است که از زبان هم‌رزم و دوستش روایت شده است. شهید یوسفی در شهر نیشابور متولد شد و در همان کودکی همراه خانواده به شمال کشور نقل مکان کردند. او در سنین نوجوانی مثل بسیاری از هم‌سن و سال‌هایش اعلامیه و نوار سخنرانی‌های امام خمینی(ره) را پخش می‌کرد. در این میان اتفاقات بسیاری می‌افتد که شهید یوسفی را ناچار به نقل مکانی مجدد و عزیمت به نیشابور می‌کند. پس از انقلاب و آغاز دفاع‌مقدس، شهید یوسفی راهی جبهه‌ها می‌شود و آن‌قدر جایگاهش بالا می‌رود که پس از به شهادت رساندن او، رادیو بعث این خبر را اعلام کرد. کتاب حاضر سعی دارد این شهید والامقام را به مخاطبان معرفی کند و رشادت‌ و جسارت‌های او در مقابل منافقان را شرح دهد.

حاج‌قاسم و جاسوس

معرفی کتاب
مهدی دچار آسیب می‌شود. دانش‌‌آموزی در مدرسه -حین بازی فوتبال- او را هل داده است. مسئولین مدرسه به ‌اتفاق خانواده مهدی جلسه‌ای می‌گذارند تا تکلیف دانش‌آموز خطاکار را روشن کنند. پدربزرگ مهدی که از جانبازان دفاع مقدس است، وقتی متوجه ماجرا می‌شود، مهدی را با یکی از خاطرات تکان‌دهنده‌ حاج قاسم مواجه می‌کند... این کتاب کودکان را با شخصیت حاج قاسم سلیمانی و همچنین روحیه جوانمردی آشنا می کند.

مسئول پخش تمام کولرهای دنیا؛ قصه‌هایی از زندگی شهید عبدالحسین برونسی

معرفی کتاب
این داستان درباره زندگی شهیدی است که پیش از انقلاب بارها توسط ساواک زندانی شده بود. شهید عبدالحسین برونسی پس از آغاز جنگ تحمیلی به کردستان اعزام شد. او در میانه دهه شصت، در عملیات بدر به شهادت رسید. کتاب حاضر خوانندگان را با زندگی و خصوصیات این شهید والامقام آشنا می‌کند.

تبعیدی‌ها: روایتی از‌‌ روزهای اسارت حاج‌محسن‌ (نیکبخت)‌ کرمی

معرفی کتاب
این کتاب روزهای اسارت حاج محسن کرمی که در شهر شلمچه اسیر عراقی‌ها شد را روایت می‌کند. در ابتدای کتاب مقدمه‌ای نیز به قلم حاج کرمی منتشر شده است.
این آزاده بزرگوار سختی‌های اسارت همچون کمبود غذا و آب، نبود درمان و دارو و... را توصیف کرده است. در انتهای کتاب نیز، تصاویری در موضوع این کتاب ضمیمه شده‌ است.

قصه ننه‌علی: روایت زندگی خانم زهرا همایونی، مادر شهیدان امیر و علی شاه‌آبادی

معرفی کتاب
این داستان درباره خانم زهرا همایونی، مادر شهیدان امیر و علی شاه‌آبادی است. قصه از زبان خانم همایونی بازگو شده است و از جایی شروع می‌شود که قرار است خانواده زهرا خانم، ایشان را بدون توجه به خواسته و مخالفت‌هایش، به عقد مردی به نام رجب دربیاورند. آقا رجب مردی خشن و زندگی همسرش از ابتدا تا پایان، با آقا رجب دچار مشکلات زیادی بود. در این میان تولد شهیدان امیر و علی، شهادت آن دو، حوادثی که پس از شهادت برای ایشان رخ می‌دهد و... روایت شده‌ است.

بی‌سیم‌‌چی تخس: خاطرات شفاهی ابوالقاسم عموحسینی بی‌سیم‌چی لشکر 17 علی‌بن‌ابی‌طالب‌علیه‌السلام

معرفی کتاب
این داستان درباره یک رزمنده متفاوت و پر شر و شور است؛ نوجوانی که شیطنت‌های زیادی داشت، از کفتربازی و پاسور گرفته تا سیگار. این نوجوان پانزده ساله ابوالقاسم عموحسینی نام داشت که با تصمیمی ناگهانی و عجیب، تصمیم می‌گیرد راهی جبهه شود. نویسنده، ماجرای رزمنده‌شدن ابوالقاسم، حوادثی که در جبهه برایش اتفاق می‌افتد و نحوه شهادتش را بازگو می‌کند. این کتاب براساس نقل‌قول‌ها و خاطرات دوستان، هم‌رزمان و خانواده ابوالقاسم عموحسینی روایت شده است.