Skip to main content

از آینه تا ماه

معرفی کتاب
کتاب حاضر مجموعه اشعاری است که در قالب غزل سروده شده است. «از احمد تا احد»، «گردش هفتم»، «مرد مروت، مرد مدارا» «بهار»، «زیارت‌نامه» و «صبح تنفس»، نام بعضی از این غزل‌هاست. شعر اول درباره پیامبر اکرم، حضرت «محمد» (ص) است. شعر دوم، درباره سفر حج و طواف خانه خداست. شعر سوم، درباره حضرت علی(ع) و شعر چهارم، توصیفی از فصل بهار است.

بی‌نقابی

معرفی کتاب
این کتاب مجموعه اشعاری است که در قالب غزل و رباعی سروده شده است. اغلب غزل‌ها عاشقانه هستند، مانند: «آن قَدَر خانه‌ام از بوی تو عطرآگین است/ که خزان با تو چنان اول فروردین است» یا «بزن زخم زبانت را که دل خون کردنت زیباست/ که خون هرچه عاشق مثل من برگردنت زیباست». شایان ذکر است که غزلی هم به مناسبت سوم خرداد و آزادی «خرمشهر» سروده شده است. رباعی‌ها نیز اکثراً عاشقانه هستند، مانند: «فرهادم و جز عشق ندارم چیزی/ شیرینی و با لبت شکر می‌ریزی/ پاییز شگفت است و شگفت‌آورتر/ اینکه تو گلی شکفته در پاییزی»

بهارخواب

معرفی کتاب
این کتاب مجموعه اشعاری است که در قالب غزل سروده شده‌اند. «بضاعت مزجات»، «مادر»، «در سوک ماهی‌ها»، «آمد بهار اما»، «شبیه ابر» و «بهارخواب»، نام برخی از این اشعار است. شعر اول درباره حضرت فاطمه(س) است و دفن کردن شبانه ایشان. شعر دوم درباره مادر است که بدون او چشمه‌ها خشک شده و خانه در سکوت غرق می‎شود. شعر سوم از غواصان شهیدی می‎گوید که با دست بسته به میهن می‎آیند. شعر چهارم....

روبه‌رو

معرفی کتاب
کتاب حاضر مجموعه‌ای از بیست و پنج شعر است که در قالب غزل سروده شده‎اند. در دهمین غزل این مجموعه می‌خوانیم: «هوای سینه‌ام آه و فضای دیده‌ام پر اشک/ برای من که دلتنگم همین آب و هوا خوب است/ چه فرقی می‌کند دور از تو من دلگیر یا شادم/ همین که یاد تو پر کرده اوقات مرا خوب است»

تماشایی

معرفی کتاب
کتاب حاضر شامل سه دفتر است. اشعار دفتر نخست در قالب غزل سروده شده‌اند، دفتر دوم در قالب نیمایی و دفتر سوم در قالب رباعی. شاعر سی ساله این مجموعه البته به رباعی‌هایش مشهور است. ناشر این رباعی را برای پشت جلد کتاب برگزیده است: «دیدار بهاری من و گنجشکان/ آرامش جاری من گنجشکان/ من این طرف میزم و آن‌ها آن‌سو/ صبحانه‌ی کاری من و گنجشکان»

یادآوری

معرفی کتاب
کتاب حاضر مجموعه اشعاری است که در قالب رباعی سروده شده است. نام برخی از این رباعی‌ها به این ترتیب است: «غرور»، «یاد»، «بی‌تاب»، «تردید»، «تنهایی»، «فردا»، «درغربت» و «جست‌وجو». در رباعی اول، شاعر از عشقِ معشوق می‌گوید که به هر دلی محرم نمی‌شود و قلب خودش که اسیر هر غمی نمی‌شود. این قلب و عشق، هر دو مغرورند. در شعر دوم، از معشوق شکایت می‎کند که چقدر راحت او را از یاد برده است. در شعر سوم، خود را مانند گل آفتابگردان، در شب سرگردان می‎بیند؛ چون او هم از دیدار محبوب محروم شده است.

ملاحظات

معرفی کتاب
کتاب حاضر مجموعه‌ای است از غزل‌‌های شاعر که طی سال‌های 1389 تا 1396 سروده و در سه بخش آورده شده‌اند. «نقطه چین آخر خط»، « حق با سپیدار است» و «شاید صدایی» نام این بخش‌هاست. بخشی از نخستین شعر این دفتر از این قرار است: ای منتها مسیر تماشا تو/ من نامه نگاهم و امضا تو/ با تو پر از سکوت، پر از صبحم/ غرق هزار خاطره‌ام با تو/ آن‌قدر از هوای تو لبریزم/ در حیرتم منم که منم یا تو

مرا صدا کردی؟

معرفی کتاب
این کتاب مجموعه اشعاری است که در قالب غزل سروده شده و حاوی سی و یک شعر است. شعر «سیب سرخ»، درباره عشق و تنهایی است. شاعر آرزو دارد که کاش یک سیب باشد تا بتواند به راحتی معشوق را بفریبد. او خود را غرق در دریای عشق می‎داند و مرگ را برای خود دلنشین. شاعر در شعر «باران»، باران را پیک بشارت برای خاک خشکیده زمین می‎داند، بشارتی که گره از بخت داغ باز کرده است. غزل «چشم به راه»، برای احمد متوسلیان سروده شده است و «زنی چنان که تویی» برای مادرش.

چاپ بیروت

معرفی کتاب
این کتاب مجموعه اشعاری است که درباره «لبنان» و مردم «فلسطین» سروده شده است و دو بخش دارد. بخش اول «از تنهایی موج‌ها نام دارد» و بخش دوم «گزارش از خاک مقدس». در شعری از بخش اول آمده است: «گفتم سلام لبنان!/ شاخه‌های زیتون/ در گرمیِ دهانم جوانه زدند/ سیب‌های سرخ/ شعله‌ور بودند/ و نیوتن درباغ نبود... ». در شعر دیگری به نام «روزگار» از بخش دوم آمده است: «روز دوم/ موشکی از کنار سرم گذشت و خیابانی را که در آن قدم می‎زدم برد/ الان کجا باید باشم؟ »

طوطی و بقال

معرفی کتاب
در شهر خانه‌هایی است از سنگ و چوب و بازار شهر پر از داد و ستد. طوطی سبز سخن‌گو در قفس است برای فروش. بقالی طوطی را می‌خرد و به مغازه می‎برد. طوطی شیرین‌سخن است و مشتری‌های زیادی برای مغازه جمع می‎کند و مرد بقال خوش‌حال است؛ اما طوطی ناراحت و غمگین. او دلش هوای جنگل و پرواز کرده است. روزی که مرد بقال در مغازه نیست، طوطی به هر طرف پر می‎زند که ناگهان شیشه‌های گلاب و روغن و سرکه به زمین می‎افتد و می‎شکند. صبح روز بعد، وقتی بقال وضع مغازه را می‎بیند، با عصبانیت به سر طوطی می‎زند و... .