Skip to main content

پدر و دختر

معرفی کتاب
این کتاب در دسته‌بندی کتاب‌های «چشم‌انداز» قرار می‌گیرد؛ یعنی کتاب‌هایی که مسائل فلسفی را برای نوجوانان مطرح می‌کنند، به‌گونه‌ای که برای آن‌ها مناسب و قابل درک باشد. این کتاب درباره‌ فلسفه‌ی زندگی است. درباره‌ اینکه انسان چگونه زندگی‌اش را آغاز می‌کند، چگونه دوست و همسر پیدا می‌کند و چگونه می‌میرد.

روباه و جنگ با زمستان

معرفی کتاب
در این داستان، روباه شیطون و بامزه در مقابل یک دشمن شگفت‌انگیز قرار می‌گیرد! روباه زمستان را دوست ندارد. هیچ‌یک از دوستانش هم برای بازی کردن در اطرافش نیستند. او بی‌حوصله و تنهاست که ناگهان یک ایده به سرش می‌زند و آن این‌که... .

روباه دیرش شده

معرفی کتاب
در این داستان، روباه برای ناهار دیر کرده است. برای همین تندی کلاهش را برمی‌دارد و سوار اسکیت‌بوردش می‌شود. بعد با سرعت هرچه تمام‌تر شروع به حرکت می‌کند. روباه با پا به اسکیت‌بوردش ضربه می‌زند و یک‌بار آن را دور خودش در هوا می‌چرخاند. بعد دوباره‌ با پا ضربه‌ی محکم‌تری به اسکیت‌بوردش می‌زند، و این‌طوری از روی خرگوش می‌پرد. بعد می‌رسد به فیلی که دراز کشیده است و چون عجله دارد از روی دماغ فیل سُر می‌خورد. اما او کجا می‌رود؟

روباه می‌خواهد ببر باشد

معرفی کتاب
این کتاب درباره روباهی است که می‌خواهد ببر باشد. برای این آرزویش هم دلایل خودش را دارد. تااینکه یک روز اتفاقی رخ می‌دهد و او با بقیه حیوانات نیز مواجه می‌شود و متوجه می‌شود که... . در این داستان، کودک به‌صورت غیرمستقیم توانایی حل مسئله و مواجه شدن با چالش‌ها را می‌آموزد.

زرافه کوچولو

معرفی کتاب
این داستان درباره زرافه کوچکی است که آرزو دارد گردنش کوتاه شود تا بتواند با خرس کوچولو و خرگوش کوچولو قایم‌باشک بازی کند. جغد دانا به زرافه پیشنهاد می‌دهد به‌سراغ درختان پشت کوه برود، چون آن‌ها می‌توانند آرزویش را برآورده کنند. زرافه کوچولو زمانی که به درختان خیلی بلند پشت کوه می‌رسد متوجه می‌شود قدش به برگ‌های درختان نمی‌رسد و ناچار می‌شود علف‌های روی زمین را بخورد. او که بابت این قضیه دل‌درد می‌گیرد به دشت برمی‌گردد و از جغد می‌خواهد که گردنش دوباره بلندشود. جغد دانا به او می‌خندد و می‌گوید که گردنش اصلاً کوتاه نشده، بلکه درختان پشت کوه خیلی بلند هستند. زرافه کوچولو متوجه می‌شود هرچیزی در جای خودش خوب است و داشتن گردن بلند برای زرافه لازم است.
نویسنده قصد دارد به مخاطبان بگوید:«قدر داشته‌های خودشان را بدانند».

هیچ‌وقت، هرگز

معرفی کتاب
دخترک، عروسک خرگوشی‌اش را بغل کرده است و از مزرعه‌ای می‌گذرد. دخترک به عروسکش می‌گوید: «هیچ چیز هیجان‌انگیزی تا به حال برای من اتفاق نیفتاده است، هرگز! هیچ وقت!» دخترک از روی سر گوریلی که لای گندمزار خوابیده است عبور می‌کند و گوریل را نمی‌بیند. گوریل برمی‌خیزد و به دنبال دخترک راه می‌افتد و....

شازده کوچولو

معرفی کتاب
این کتاب دربردارنده متن بازنویسی‌شده‌ی کتاب «شازده کوچولو» است. کتاب، داستان شازده کوچولویی را روایت می‌کند که از سیاره‌ای دیگر آمده است. او از یک روباه و گل سرخ و اهلی شدن حرف می‌زند. شازده کوچولو به سیاره‌ی زمین سفر می‌کند. او در دل ستاره‌ها پنهان است و معتقد است چیزهای پنهان زیبا هستند، از این‌رو، زیر درخشان‌ترین ستاره‌ها پنهان شده است و... .

طولانی‌ترین شب

معرفی کتاب
فصل زمستان است و برف سنگینی روی زمین نشسته است، همه جا تاریک و همه‌چیز یخ زده است، تمام حیوانات جنگل در آرزوی گرما هستند، کلاغ، گوزن شمالی، روباه، چرخِ ریسک و...، مدعی هستند که می‌توانند خورشید را بازگردانند؛ اما...

زرد و صورتی

معرفی کتاب
دو تا آدمک صورتی و زرد که روی روزنامه ای قرار گرفته اند تا رنگ آنها خشک شود؛ دربارۀ چگونگی خلقت خود حدسهایی می زنند؛ در پایان مجسمه سازی که آنها را گذاشته بوده تا خشک شوند، می آید و آنها را بر می دارد و به همراه خود به داخل خانه می برد و...

دو سیاره

معرفی کتاب
وسط آسمان بزرگ، «دو سیاره»‌ی قشنگ به‌نام‌های «کورتو» و «شونتو» در همسایگی هم وجود داشت. مردمان این دو سیاره‌ با هم مهربان بودند. تا آنجا که پُلی باستانی و بزرگ بین خودشان کشیده بودند و از این طریق با یکدیگر ارتباط داشتند. همه‌چیز خوب و خوش بود تا روزی که اتفاقی رخ داد؛ دانشمندی از «شونتو» وسیله‌‌ای جدید اختراع کرد که با آن می‌توانستند دوردست‌ها را به ‌خوبی ببیند. او آسمان را رصد کرد و نقشه‌ای از ستارگان درست کرد. خبر به گوش پادشاه سیاره‌ی «کورتو» رسید. او هم دلش می‌خواست با این وسیله آسمان را تماشا کند و زیبایی‌های ستارگان را ببیند. مگر نه اینکه آسمان همه‌جا شبیه هم است؟ اما... .