گدایی که پادشاه شد
معرفی کتاب
کتاب مصوّر حاضر، از مجموعة شش جلدی «قصههای تصویری از گلستان»، است. در این داستان میخوانیم: پادشاهی به آخر عمرش نزدیک شده اما جانشینی ندارد. او وصیت کرد که صبح روز بعد از مرگش اولین کسی که وارد دروازة شهر شود، شاه مملکت است. پادشاه مرد و اولین کسی که وارد شهر میشود یک گدا است. گدا غرق در لذتهای پادشاهی میشود و به مشکلات مملکت توجه ندارد. اوضاع مملکت به هم میریزد. او سوار اسبش شدو از شهر بیرون رفت. در راه دوست قدیمیاش را دید، او میفهمد که «انسان هر چه مال و منال کمتری داشته باشد، غصهاش کمتر است...
نگهبان جوان
معرفی کتاب
کتاب مصوّر حاضر، از مجموعة شش جلدی «قصههای تصویری از گلستان» است. در این داستان میخوانیم: بازرگانی قصد سفر از شهر بلخ به خراسان را دارد. او یک نگهبان بیتجربه اما قویهیکل را به خود همراه میکند. جوان در طول راه دیوار را خراب و درخت را از ریشه در میآورد. اما او با دیدن دزدها به دلیل نداشتن تجربة کافی پا به فرار میگذارد. بازرگان نیز به دنبال او فرار میکند...
خرگوشها
معرفی کتاب
برفی خرگوشی است که بچه هایش قربانی یک روباره میشوند. درست زمانی که از خانه بیرون رفته است تا برایشان غذا پیدا کند. برفی از این ماجرا بسیار غمگین و افسرده میشود اما ترس و ناامیدی را به دلش راه نمیدهد. او به سراغ خرگوش پیری میرود و از او تقاضای راه چاره میکند. خرگوش پیر به او میگوید راه چاره در همبستگی و اتجاد همه خرگوشها است. او در شبی همه خرگوشها را دور هم جمع میکند ماجرا را تعریف می کند....
پساندازش کن!
معرفی کتاب
«قصه های بانی مانی» مجموعۀ 4 جلدی است که قصد دارد به کوچولوها سواد مالی بدهد. در این مجموعه با زبانی آسان و با محوریت شخصیتهایی دوستداشتنی، کودکان 5 تا 7 سال را مفاهیم پول توجیبی، کمیابی پول و ضرورت انتخاب، بودجهبندی، پسانداز و... آشنا میکند. در این کتاب کودک میآموزد که پسانداز کردن راه مناسبی برای رسیدن به خواستههایش است.
بازی با لباسها
معرفی کتاب
در این داستان خرگوش کوچولو و دوستش مشغول بازیکردن با لباسهای مثلاً سلطنتی و تاج بودند. آنها فقط تاج داشتند و چون هر دو آن را میخواستند دعوایشان شد. در دعوا تاج شکست. در این موقع یکی دیگر از دوستان خرگوش کوچولو به کمک آنها آمد و تاج شکسته را به دو تاج کوچک تبدیل کرد. حالا هم خرگوش کوچولو هم دوستش تاجی که میخواستند را داشتند و توانستند به بازی ادامه بدهند.
مال خودم باشه
معرفی کتاب
این داستان درباره دو دوست به نام سولا و بینگ است. بینگ برای سولا یک چوب جادویی خریده بود و میخواست آن را به دوستش هدیه بدهد، اما خودش از آن چوب جادویی خیلی خوشش آمده بود و دوست نداشت آن را به دوستش ببخشد. بینگ سرانجام آن را به دوستش هدیه میکند و آنها در کنار همدیگر با چوب جادویی بازی میکنند.