Skip to main content

به همین سادگی: چگونه مهم‌ترین کارها را بی‌دردسر انجام دهیم

معرفی کتاب
این کتاب درباره راه‌های رسیدن به زندگی کم دردسر و موفقیت بدون فروپاشی جسمی و روانی است.
نویسنده در ابتدا به این معضل می‌پردازد که نباید سخت و زیاد کارکردن و بی‌رمق‌شدن ارزش محسوب شود و به دلیل محدودبودن انرژی بشر، با این شیوه نمی‌توان موفق شد. سپس مخاطب را با راه‌هایی برای دستیابی به زندگی کم‌استرس و لذت‌بخش آشنا می‌کند.
کتاب حاضر با ارائه‌کردن روش‌های گوناگون قصد دارد به مخاطب کمک کند تا کارهایش را با فشار و زحمت کمتری انجام دهد و زندگی آسان‌تری داشته باشد.

خنده گمشده

معرفی کتاب
بسیاری از ما زمانی که کودک بودیم با نظرات منفی دیگران درباره ظاهرمان مواجه شدیم و آن نظرات تأثیر بدی روی روحیات ما گذاشت. این کتاب در تلاش است تا به کودکان بگوید ظاهرشان زیباست و باید قدر آن را بدانند. شخصیت اصلی این داستان یک بچه کفتار است که هروقت می‌خندید همه به او می‌گفتند دندان‌هایش زشت است؛ برای همین خنده‌اش گم شد. دوستان کفتار او به کمک کردند تا خنده‌اش را پیدا کند و این داستان درباره چگونه پیدا شدن خنده اوست.

ماه را دنبال می‌کنم

معرفی کتاب
این کتاب ماجرای سفر بچه‌لاک‌پشت‌های سبز از لانه به دریا است. آنها به کمک غریزه فوق‌العاده‌شان و با دنبال کردن نور ماه، به جست‌وجوی خانه می‌روند. لاک‌پشت‌های سبزِ ماده بیش از یک‌صد تخم را در لانه‌های زیرزمینی ساحلی ذخیره می‌کنند. بعد از دو ماه، بچه‌لاک‌پشت‌ها از تخم بیرون می‌آیند، زمین را سوراخ می‌کنند، به سطح می‌آیند و به سوی دریا می‌روند. در این کتاب به‌طور مختصر اطلاعاتی علمی درباره لاک‌پشت‌ها به کودکان ارائه می‌کند.

من آفریده‌ خداوندم

معرفی کتاب
کتاب من آفریده‌ خداوندم با هدف خودشناسی و خودپذیری کودکان نوشته شده است. از جمله نکات برجسته‌ این کتاب تصویرگر‌ی‌های جذاب و دیدنی است که هنرمندانه در متن کتاب استفاده شده است.
کودکان و نوجوانان با خواندن این کتاب با ویژگی‌های منحصر به فرد خود آشنا شده و متوجه می‌شوند که خداوند هر یک از آن‌ها را با ویژگی‌ها و مهار‎ت‌های بی نظیری آفریده است.

راز قلب بزرگ

معرفی کتاب
این کتاب داستان پسربچه‌ای به نام ویکتور است. او هر یکشنبه بعد از ناهار، به دیدن مادربزرگش می‌رود. این یکی از لذت‌بخش‌ترین لحظات زندگی ویکتور است؛ چون مادربزرگ برای ویکتور داستان‌هایی از دوران کودکی‌اش تعریف می‌کند، روزی مادربزرگ برای ویکتور داستان پدر جَد ویکتور یعنی قلب بزرگ! را تعریف می‌کند. قلب بزرگ، یک کلاه بزرگ سرخ‌پوستی بزرگ با پَرهای رنگی داشت؛ کلاهِ قلب بزرگ جادویی بود و در دل خودش یک راز بزرگ داشت. باید با ویکتور و مادربزرگش همراه شد تا راز پدر جَد ویکتور یعنی قلب بزرگ و کلاهش را فهمید...

خرگوش خانم و کت جادویی

معرفی کتاب
همه حیوانات با خوشحالی در برف بازی می‌کردند. اما خرگوش خانم بین آن‌ها نبود. او از این همه بخشیدن موهایش به بقیه خیلی خسته شده بود. هنگامی که به حوض نزدیک شد، انعکاس تصویر خود را در آب دید. فریاد زد: «وای نه! چه بلایی سر خودم آورده‌ام؟ من دوست دارم موهایم را با بقیه قسمت کنم. اما انگار در این کار زیاده‌روی کرده‌ام. حالا چطور خودم را گرم نگه دارم؟ »

جودی و دوشنبه‌های دلگیر

معرفی کتاب
بعضی از آدم‌ها اولین روز هفته را دوست ندارند. یکی از آن‌ها دختری به نام جودی است. جودی از دوشنبه‌ها بدش می‌آمد اما اتفاقی جالب باعث شد جودی نه تنها دوشنبه‌ها بلکه همه روزهای هفته را دوست داشته باشد.
معلم جودی، آقای تاد، تصمیم گرفت با هم‌فکری دانش‌آموزان برای هرروز هفته یک مناسبتی بگذارد و هر روز را با شور و تفریح و آموزش برگزار کنند.
این کتاب در پی آن است که به کودکان بگوید می‌توانند با ایجادکردن برنامه‌های تفریحی و جشن‌های کوچک دوستانه، زندگی روزمره خود را با شادی بگذرانند و از یک‌نواختی خارج شوند.

دختر دوست داشتنی‌ام (پدر)

معرفی کتاب
کتاب دختر دوست داشتنی‌ام، نکات ظریف، عمیق و حساسی را بیان می‌کند که می‌تواند راه‌گشای زندگی سالم و حس خوشبختی برای دختران و ارتباط آنها با پدر و مادر باشد. در این کتاب تلاش شده به رفتار مناسب والدین با کودکان توجه شود. تصاویر کودکانه‌ و زیرکانه این کتاب به پیوند رابطه دوستانه بین فرزندان و والدین و عشق و محبت در خانواده کمک می‌کند.

پسر دوست داشتنی‌ام (پدر)

معرفی کتاب
کتاب پسر دوست داشتنی‌ام، نکات ظریف، عمیق و حساسی را بیان می‌کند که می‌تواند راه‌گشای زندگی سالم و حس خوشبختی برای دختران و ارتباط آنها با پدر و مادر باشد. در این کتاب تلاش شده به رفتار مناسب والدین با کودکان توجه شود. تصاویر کودکانه‌ و زیرکانه این کتاب به پیوند رابطه دوستانه بین فرزندان و والدین و عشق و محبت در خانواده کمک می‌کند.

خط سفید بین ما

معرفی کتاب
داستان کتاب از جایی در آسمان شروع می‌شود که سیاه‌چاله‌ای گرسنه می‌خواهد اورانوس را ببلعد، اما سیاره اورانوس برای دهان او خیلی بزرگ است پس با سرفه‌ای آن را به همانجایی که آورده پرتاب می‌کند. اما درست در لحظه‌ای که سیاه‌چاله سرفه می‌کند نوزادی به اسم «یاپراک» به دنیا می‌آید. او بی‌آنکه که بتواند صحبت کند ترانه‌ای را می‌خواند؛ آن‌هم به زبانی دیگر... .
کتاب درعین‌حال که داستان جالبی دارد روی این نکته تأکید می‌کند که جهان کودکان جهان صلح است و دوستی، اگر آن‌ها به‌حال خودشان رها شوند حتی می‌توانند اختلاف بین بزرگسالان را هم حل کنند.