ما یک درخت کاشتیم
معرفی کتاب
کتاب «ما یک درخت کاشتیم» داستانی است که به اهمیت درخت و درختکاری میپردازد. داستان دو خانوادهی جوان را روایت میکند که در دو نقطهی دور از هم درختی میکارند و با رشد درختان، خانوادهها نیز بزرگتر میشوند. این کتاب کودکان را به مراقبت از جهان از طریق درختکاری تشویق میکند. درختان در سراسر دنیا به پاکیزگی هوا و غنی شدن خاک کمک میکنند و به انسانها میوه و سایهی خود را میبخشند.
سفر به مریخ
معرفی کتاب
کتاب «سفر به مریخ» یک کتاب علمی-تخیلی است که به بررسی امکان و چالشهای سفر به سیاره مریخ میپردازد. در این کتاب، نویسنده با استفاده از زبان ساده، مفاهیم علمی مربوط به فضا و سیاره مریخ را برای خوانندگان توضیح میدهد. همچنین، چالشهای پیشروی فضانوردان در سفری طولانی به مریخ و زندگی در این سیاره را به تصویر میکشد. در کتاب میخوانیم: «مریخ سکوت و آرامش را دوست دارد و هنگامی که سروکلهی بازیدکنندههای ناخوانده پیدا میشود، خوشحال نمیشود، اما وقتی آنها آنجا را ترک میکنند، مریخ متوجه میشود که تنها بودن خیلی هم خوب نیست.»
دختر گرگها
معرفی کتاب
کتاب «دختر گرگها» داستان دختری به نام جولیا آکیتایاک را روایت میکند که در آلاسکا از خانوادهاش جدا شده است و برای زنده ماندن تلاش میکند. او با یک گله گرگ ارتباط برقرار میکند و با آنها زندگی میکند. میاکس با مشاهده رفتارها و روابط گرگها، درسهایی درباره زندگی، بقا و طبیعت میآموزد و به تدریج با دنیای گرگها عجین میشود. در کتاب میخوانیم: «موهای گردن دخترک سیخ و چشمانش از تعجب گشاد شد. امراک گوشهایش را با عصبانیت جلو داد و دخترک یادش آمد که چشمان گشاد شده از نظر گرگ به معنای ترس بود. خوب نبود که میاکس ترسش را پیش او بروز بدهد. حیوانات به ترسوها حمله میکردند. سعی کرد چشمهایش را تنگ کند، ولی به خاطر آورد که این کار هم درست نبود. چشمان تنگ نشانهی خباثت بود. در اوج ناامیدی به یاد آورد که کاپو وقتی با خطر روبهرو شده بود، جلو آمده بود. وقتی صدای بچه گرگ را که عاشقانه تمنای توجه میکرد، با زوزه و خرخر تقلید میکرد، قلبش دیوانهوار میتپید. بعد دخترک روی شکمش افتاد و با محبت به امراک زل زد. گرگ تنومند جا خورد و نگاهش را از او دزدید. گویا حرف بدی زده بود! شاید حتی به امرک توهین کرده بود. یک اشارهی کوچک که از نظر دخترک مفهومی نداشت، ظاهرا برای گرگ معنای خاصی داشت. گرگ گوشهایش را با عصبانیت جلو داد و به نظر میرسید که کار دخترک تمام شده است...»
جوجه وورجه
معرفی کتاب
در داستان «جوجه وورجه» کاکل قرمزی، جوجه کوچولو، میخواهد بخوابد و از پدرش میخواهد تا برایش قصه بخواند. اما هر بار هنگامی که پدر به بخش هیجانانگیز داستان میرسد کاکل قرمزی وارد داستان میشود و جریان قصه را تغییر میدهد. او اجازه نمیدهد تا هنسل و گرتل گرفتار زن جادوگر بدجنس بشوند و شنل قرمزی به گرگ پاسخی نمیدهد و نمیگذارد که جوجه کوچولو بابت یک بلوط سر و صدا راه بیندازد. سرانجام زمانی که پدر خسته میشود، کاکل قرمزی قصه خودش را برای پدر میگوید. داستان، رابطهی زیبای بین پدر و فرزند و اهمیت قصهگویی را نشان میدهد.
اجی مجی، حالا بپر برو بالا
معرفی کتاب
کتاب «اجی مجی، حالا بپر برو بالا» داستانی است دربارهی یک جغد کوچولو که نمیتواند پرواز کند، همه پرندهها پرواز میکنند، اما این جغد کوچولو نمیتواند. او ناامید است تا اینکه دوستانش به او پیشنهاد میدهند با گفتن اجی مجی لاترجی و تلاش، پرواز را امتحان کند. این کتاب به کودکان میآموزد که با تلاش و پشتکار میتوانند بر مشکلات غلبه کنند.
قصههای احکام برای کودکان: نمازهای کلاغی
معرفی کتاب
بیان فلسفه نماز و دقت در الفاظ و کیفیت آن برای کودکان و نوجوانان دارای نکات ظریف و دقیقی است که باید مورد توجه نویسندگان و تولیدکنندگان محتوا برای این گروه سنی قرار گیرد. کتاب «نمازهای کلاغی» داستان پسر بچهای است که در کنار پدر و مادرش، با قصههای شیرین و کودکانه، قدم به قدم با احکام نماز آشنا میشود. ماجراهای جذاب او باعث میشود مفاهیم دینی سادهتر در ذهن کودکان بنشیند و نماز را نه تنها بهعنوان یک وظیفه، بلکه بهعنوان یک دوست و همراه مهربان بشناسند و با آن انس گیرند.
قصههای احکام برای کودکان: به باغ نماز خوش آمدید
معرفی کتاب
نقش مسجد و مدرسه به عنوان دو رکن در امر تربیت دینی کودک و نوجوان نقش مؤثر و ماندگاری بر عهده دارند که باید در تولید ادبیات مورد توجه قرار گیرد. کتاب «به باغ نماز خوش آمدید» داستان پسر بچهای است که در فضای مسجد و مدرسه، از خلال قصههای شیرین و آموزنده، با ارکان نماز آشنا میشود. ماجراهای او در این مکانها باعث میشود مفاهیم دینی را به زبانی ساده و کودکانه بیاموزد و نماز را بهعنوان یک رفتار زیبا و دلنشین در زندگی خود بپذیرد و با شوق بیشتری آن را به جا آورد.
زاکاری گورخر زبر و زرنگ
معرفی کتاب
کتاب «زاکاری، گورهخر زبر و زرنگ» یکی از مجموعه کتابهای 26 جلدی قصههای کوتاه مدرسه آلفابتی است. کتابهای این مجموعه دربرگیرندهی داستانهایی انگیزهبخش و امیدوارکننده برای کودک آگاه، کنجکاو و ماجراجوی امروزی است. این جلد از مجموعه: داستان یک بچه گورخر بامزه است اما خوشحال نیست. چون هیچوقت نمیتواند آنطور که دلش میخواهد باشد. او نمرههای خوبی نگرفته است، در مسابقه دو شکست خورده و غذایش را در مدرسه روی زمین انداخته است. اما باید همه چیز را تغییر دهد.
بچه باهوش: اسب کوچولو مسواک میزند
معرفی کتاب
این کتاب داستانی تصویری و تربیتی دربارهی اسب کوچولویی است که با دقت رفتارهای بابا اسبه را دنبال میکند؛ از غذا خوردن گرفته تا مسواک زدن. کودک در طول داستان میبیند که اسب کوچولو چطور مسواکش را زیر آب میگیرد، خمیردندان میزند و درست مثل بابا دندانهایش را تمیز میکند. روایت کتاب با زبانی ساده و کودکمحور، مفاهیمی مثل الگوگیری، بهداشت فردی و ارتباط شیرین پدر و فرزند را به کودک آموزش میدهد و او را به انجام دادن کارهای روزمره با دقت و علاقه تشویق میکند. تصویرگریهای رنگی نیز فضای تربیتی داستان را تقویت کردهاند.