Skip to main content

پسری از خیابان اروس

معرفی کتاب
داستان درباره پسری به نام امیرحسین، نوجوانی اهل آبادان است که قبل از جنگ به همراه خانواده از آبادان به تهران مهاجرت کرده اند و ماجرای گم شدن برادر بزرگترش را در اواخر حکومت پهلوی تا ماجراهای رخ داده در سال های اول بمباران در تهران و آبادان را در قالب روایت اول شخص، یادداشت های روزانه و نامه های او به دختر عمه اش که به خارج از کشور مهاجرت کرده اند روایت می‌کند.

نبرد تک‌خوان

معرفی کتاب
«ایمان»، پسر نوجوانی است که مثل تمام هم‌سن‌وسال‌های خودش در دهه‌ی60، ماجرا و شیطنت‌های نوجوانی را پشتِ‌سر می‌گذارد. او دو دوست صمیمی به‌نام «هادی» و «محسن» دارد که معروف به «سه‌تفنگدار» هستند. همه‌جا و همه‌وقت این سه دوست با هم هستند تا زمانی‌که حرف یک مسابقه پیش می‌آید. مسابقه سرود استانی در بین مدارس شهر برگزار می‌شود، که در آخر، گروه سرود برنده، به یک اردو به پادگان و مناطق جنگی می‌روند تا برای رزمندگان سرود را اجرا کنند. آقای «اسطیری»، معلم پرورشی، اعلام مسابقه می‌کند و مشکل از جایی پیش می‌آید که برای اجرای تک‌خوانی سرود، فقط یک نفر باید انتخاب شود... .

جان پدر کجاستی؟

معرفی کتاب
این کتاب شامل پنج داستان از دو حادثه تلخ در افغانستان است که با تیراندازی و عملیات انتحاری همراه بوده و موجب زخمی و شهید شدن بسیاری از محصلان مدرسه و دانشجویان دانشگاه شده است. در این داستان‌ها سختی‌های مردم افغانستان اعم از شیعه و سنی بیان می‌شود که چگونه یک پدر و مادر فرزندانشان را بزرگ می‌کنند اما برای تحصیل مجبورند روزانه چندین بار بمیرند و زنده شوند تا بچه‌هایشان به محل تحصیل بروند و بازگردند.

باران آتش

معرفی کتاب
مجموعه‌ی «هفت ‌نشانه» درباره هفت ‌علامت و هفت ‌روز برای نجات دنیاست و در آن، هفت‌ نوجوان با نام‌های «یاسمین»، «ایزابل»، «اندی»، «دیلن»، «جِی‌جِی»، «زاندر» و «میلا» با شرکت در مسابقه مرموز «شهامت»، برنده سه‌ چیز می‌شوند: «شهرت»، «ثروت» و «گشتن دور دنیا». اما این ‌هفت ‌نفر برای رویارویی با اتفاقات خطرناکی که از پی می‌آیند، آماده نیستند. هفت‌ نماد رازآلود که شهرتشان «اولین ‌نشانه» است، با پیش‌بینی یک‌ انفجار از راه می‌رسد و یکی از برندگان را وادار به جنگیدن برای نجات جانش می‌کند، و تمام کشورش را هم به آشوب می‌کشد و... .

دری با نور نارنجی

معرفی کتاب
در مدرسه شاگرد خیلی زرنگی نبود، کلاس دوم را دوبار خوانده بود. در ورزش هم خوب نبود و همیشه آخرین‌نفری بود که انتخاب می‌شد؛ اما از روزی که کلاس ششمی‌ها دعوتش کردند سرِ میزشان بنشیند، همه‌چیز تغییر کرد. از آن روز عجیب‌ترین ماجراهای زندگی‌اش شروع شد؛ از نجاتِ جانِ دختری که فکر می‌کرد شاهدخت است تا کلی دردسر با میمون عصبانی و دایناسور گرسنه و آدم‌فضایی‌ها!

راه نرفته

معرفی کتاب
«کلر» علاوه‌بر اینکه باید اعتیاد برادرش را بپذیرد، ناچار است فکری هم برای مشکلات مالی خانواده‌اش بکند تا بتواند اسب‌هایش را نگه دارد. او نمی‌تواند زندگی بدون این دو اسب را تصور کند. با پیوستن به حلقه‌های گفت‌وگو، راه‌های مقابله با اضطراب را می‌آموزد و پی می‌برد که برادرش مقصر اصلی اعتیاد خودش است. کلر هم باید تصمیم خودش را بگیرد و مسیرش را انتخاب کند.

زنده باد حسود‌ها، بدجنس‌ها و بی‌معرفت‌ها

معرفی کتاب
آدم لازم دارد بعضی چیزها را در این دنیا زودتر بفهمد. مثلاً چه خوب اگر مطلع شود حسادت، همیشه هم چیز زشت و ضایعی نیست یا آن‌قدرها که می‌گویند واقعاً هم بد نیست و گاهی باید بگذاریم حسادت هم مثل مهربانی از وجومان بیرون بزند؛ البته... . خب این چیزها را اگر کسی زودتر به ما بگوید، زندگی‌مان قشنگ‌تر نمی‌شود؟ می‌شود! جای اینکه بیافتیم به جان خودمان و دیگران، خیلی‌چیزها را زودتر می‌فهمیم و می‌پذیریم. این کتاب دربارۀ همین ماجراهایی است که آدم در ده دوازده‌سالگی بفهمد بهتر است تا نود سالگی!

تازه‌واردها

معرفی کتاب
جلد دوم از مجموعه‌ی «تازه‌واردها»، شامل داستان‌هایی کوتاه با عنوان‌های «یک خبر فوق‌العاده جنجالی»، «چیکن پارمزان»، «پسر سیمرغ»، و... است. داستان «رنگ‌های عصبانی» درباره پسری به‌نام «نیما» است که پس از گذراندن تعطیلات تابستان برای رفتن به کلاس پنجم دبستان آماده می‌شود. این‌بار او مجبور است برای خرید لباس فُرم و کفش به همراه خواهرش «مینا» به بازار برود، همین موضوع او را ناراحت کرده است؛ چون... .

تازه‌واردها

معرفی کتاب
خانواده «نیما» تصمیم دارند به خانه جدید نقل مکان کنند، پدر نیما از او می‌خواهد تا با هم برای تهیه کارتن برای جمع‌آوری وسایل به بیرون از منزل بروند، آن‌ها وارد یک فروشگاه می‌شوند که صاحب آن دوستِ پدر نیماست، پس از گرفتن کارتن‌ها نیما متوجه می‌شود که پسرِ صاحب مغازه برای کمک به پدرش در آنجا کار می‌کند و... .

کابوس‌های خنده‌دار

معرفی کتاب
این کتاب، ماجرای شکل‌گیری گروه تقلیدچی «حبیب‌سلمونی» را از زبان پسر نوجوانِ او، «عطا»، تعریف می‌کند. زمان وقوع داستان برمی‌گردد به دوران قاجار و قحطی بزرگ در ایران. عطا، پدر و مادر، خواهرها و دامادشان دستۀ سیاه‌بازی دارند و با هم نمایش اجرا می‌کنند. روزی، مردی ناشناس آن‌ها را به‌ازای غذا استخدام می‌کند تا چند‌شبی در عمارتی، در شهریار تیارت داشته باشند؛ اما... .