ترکش
معرفی کتاب
نمایشنامه درباره دانش آموزانی است که بعد از اتمام مدرسه در پارک مشغول بازی هستند. یکی از آنها به نام «مهدی» در حال وارسی کیفهای دیگران است و به دنبال چیزی میگردد. چند دقیقه بعد، «عابد» نیز به او ملحق میشود. آنها به دنبال ترکشی هستند که «روحالله» از خرمشهر آورده است و تا به حال به هیچکس نشان نداده است و فقط درباره آن صحبت میکند. مهدی و عابد بر سر کیف روحالله با هم درگیر میشوند، سرانجام روحالله سر میرسد. او میگوید ترکش جایی است که نمیتواند به کسی نشانش بدهد!
هقهقهای پنهانی
معرفی کتاب
نمایشنامه هقهقهای پنهانی، با دو شخصیت زهرا و مریم، داستان دلتنگیهای دختری به نام زهرا است که بر سر مزار نامزد شهید خود محمد، با وی درددل میکند. زهرا در جریان صحبتهایش به بیان خاطرات خود از زمان مراسم خواستگاری تا زمان جنگ رفتن محمد و اتمام جنگ و دلتنگی و نگرانی خود از نیامدن نامزدش با وی صحبت میکند. در انتهای داستان مریم که بسیار ناراحت و دلتنگ نامزدش است از محمد درخواستی میکند که برآورده میشود.
شهادتطلبان
معرفی کتاب
موضوع این نمایشنامه درباره مبارزات فلسطینی ها علیه اشغال گری اسراییل است. " شیخ "، " وفا "، " موفاز، افسر اسراییلی " و " یوسف"شخصیت های نمایش هستند. شیخ پدر یکی از دانشجویان مبارز به نام " خالد " است. خالد مسئول عملیاتی علیه اسراییلی ها بوده است. مرد با همسرش در خانه هستند که موفاز و سربازانش به خانه خالد مراجعه کرده و می خواهند به جای خالد، شیخ را ببرند. با پیدا شدن یوسف خبر شهادت خالدبه وفا می رسد. وفا برای دادخواهی از همسر و پسرش دست به عملیات انتحاری در مقر نظامیان می زند.
امانتداری
معرفی کتاب
این کتاب شامل سه نمایشنامه در تکریم مقام شامخ مادر است.در نماشنامه اول " امانتداری " زن مسن، خدمتکار و چند زن دیگر ازشخصیت های نمایش هستند. در مجلسی مادر یک شیخ به بیان دلایل موفقیت وی در ارتقای درجات معنوی اشاره می کند.نمایشنامه دوم، ارثیه مادر، داستان مشاجره زن و مردی بر سر فرستادن مادر به خانه سالمندان است که در همین حین از مرگ مادر با خبر می شوند.نمایشنامه سوم، بایزید و مادر، داستان بیدار ماندن بایزید بر بالین مادر را حکایت می کند.
پهلوان
معرفی کتاب
در کتاب پیش رو چهار نمایشنامه به نامهای " ارسطو و اسکندر "، " دانشمند یا بزرگان "، " پهلوان " و " لحظه با شکوه " وجود دارد.نمایشنامه اول شامل شخصیت های "اسکندر"، "ارسطو"، دو نوجوان و دو سردار و سرباز میباشد. ارسطو از فتوحات و تصمیماتی که برای لشکرکشی به دیگر کشورها دارد با ارسطو سخن می گوید، اما ارسطو او را پند می دهد که از خونریزی دست بردارد.نمایشنامه دوم با شخصیت های "ابوریحان بیرونی"، "سلطان مسعود"، "درباری اول و دوم" ، داستان پس فرستادن هدایای سلطان توسط ابوریحان را بیان می کند. در نمایشنامه سوم پهلوانی که توسط دو نوجوان مورد تمسخر قرار می گیرد، به وسیله پیرمردی متوجه غرور و تکبرش می شود. آخرین نمایشنامه با شخصیت های "ابوریحان" و " ابن الولاجی"، تلاش علمی ابوریحان را در آخرین لحظات عمرش روایت می کند.
تاپای جان
معرفی کتاب
نمایشنامه "تا پای جان" با انتفاضه فلسطین در ارتباط است. آدمهای نمایش نظامی، نوجوان، عمار، زبیر و سرباز هستند. نظامیها به دنبال یک مبارز به نام زبیر هستند. این خبر از طریق یک پسر بچه واکسی فلسطینی به بچههای دیگر میرسد. با تخریب خانههای مردم، زبیر به دام سربازان اسراییلی میافتد. گفت و گویی بین آنها در میگیرد و زبیر میگوید من یک فلسطینی آواره مسلمانم و برای آزادی مبارزه خواهم کرد. اسراییلی میگوید اگر شما بر حق هستید، پس چرا سازمانهای بینالمللی از شما حمایت نمیکنند؟ و ادامه میدهد ما در سرزمین اجدادیمان برای خشنودی خدا مبارزه می کنیم. در ادامه نوجوانان فلسطینی میخواهند یک خودروی نظامی را منفجر کنند و این چنین است که انتفاضه ادامه می یابد.
محاکمه
معرفی کتاب
داستان مؤاخذه دانش آموزانی است که عینک اولیای خود را برای اجرای نمایش به مدرسه آورده اند. شخصیت های نمایشنامه "مهدی"، "عابد"، "ناظم"، "امینی" می باشند. ناظم مهدی و عابد را هنگام تمرین نمایش با عینکهایی در دست می بیند، او که با اجرای نمایش مخالف است، عینک ها را از دسته آن ها گرفته و از آنها می خواهد که فردا بدون اولیا به مدرسه نیایند.
حاضرجواب
معرفی کتاب
کتاب پیش رو شامل دو نمایشنامه به نامهای " حاضر جواب " و " گریه سرباز " است. نمایشنامه اول با شخصیتهای انوشیروان، وزیرش بزرگمهر و چند سرباز در قصر به اجرا درمی آید. داستان گفتوگوی پادشاه و بزرگمهر را در فایده سحرخیزی و کامروایی روایت میکند. در نمایشنامه دوم، داستان پیرمردی را میخوانیم که مدتی است از پسر سرباز خود خبر ندارد؛ تا این که نامهای از او به دستش میرسد. پیرمرد نامه را به سربازی رهگذر میدهد تا برایش بخواند، اما سرباز با دیدن نامه به گریه میافتد.
امانت
معرفی کتاب
کتاب پیش رو حاوی دو نمایشنامه است.کجاندیش، داستان کشاورزی است که با شکستن بیل خود نیازمند امانت گرفتن بیل همسایه میشود. او با خود فکر می کند که مرد همسایه یکدنده و کلهشق است، به همین دلیل از تصمیم خود منصرف میشود؛ اما هنگامی که مرد همسایه را میبیند حوادث داستان طور دیگری اتفاق میافتد. نمایشنامه دیگر " امانت " نام دارد. شخصیتهای نمایش قاضی و پادشاه هستند. داستان درباره رسوا شدن خیانت در امانت قاضی توسط پادشاه است. پادشاه با به طمع انداختن قاضی او را رسوا می کند.
نماینده مرموز
معرفی کتاب
در این کتاب که با رگههای طنز است، پادشاه و یک وزیر از طولانی شدن جنگ با دشمن سخن میگویند. پادشاه از وزیر چاره میجوید و او میگوید که دشمن پیشنهاد صلح دارد. ما باید برای مذاکرات صلح نمایندهای انتخاب کنیم. وزیر، کشاورزی را به عنوان نماینده معرفی میکند. در زمان مذاکره نماینده کشور دشمن روی تخته سیاه دایرهای میکشد. نماینده کشور اول میرود و با تکیه به اطلاعات خود، خطی روی آن میکشد.آنها تا جایی پیش میروند که نماینده دشمن به نادانی و شکستش اعتراف میکند. پادشاه خوشحال و نگران است. از کشاورز میپرسد تو واقعا کشاورزی یا دانشمند؟ مرد میگوید کشاورزم و میخواهم به خانهام بروم و...