Skip to main content

سرباز

معرفی کتاب
کتاب پیش رو شامل سه نمایشنامه با عنوان‌های سرباز، همه کار و شهادت کبک است. نمایشنامه اول، با شخصیت‌های افسر و چند سرباز، داستان سربازی با گوش‌های سنگین است که نگران پرسش و پاسخ‌هایی است که قرار است با مافوقش داشته‌باشد. نمایشنامه دوم، داستان پدر و پسری است که پسر به درخواست‌های پدر بی توجه است. نمایشنامه سوم، با شخصیت‌های راهزن، قاضی و خدمتکار؛ داستان شهادت دادن دو کبک علیه راهزن است.

راز عبادت

معرفی کتاب
در این کتاب دو نمایشنامه طنز وجود دارد. کریمخان زند، پیشکار و هنرمند جوان از آدم های نمایش اول به نام " مزد وقت " هستند. پیشکار به کریمخان می گوید:"هنرمندی جوان اجازه ورود می خواهد." کریمخان اجازه می‌دهد هنرمند هنرش را نشان داده و سوزنی را به وسیله پرتاب، از سوراخ سوزنی دیگر عبور می‌دهد. کریمخان می‌گوید 50 اشرفی به جوان بدهید و سپس یکصد ضربه به او شلاق بزنید. اشرفی‌ها برای سرگرمی ما بود اما شلاق را به آن دلیل گفتم تا فکر و عمر خود را در راه‌های بیهوده صرف نکند. راز عبادت " نام نمایشنامه‌ای دیگر با حضور مرد عابد، هیزم شکن و چوپان است. در قدیم در بیابان مردی عابد بود که بیش از عبادت، دل در گرو ریش‌های بلند خود داشت. حضور چوپان و سخن با او، عابد را بیدار می‌کند و می‌بیند در عبادت اخلاص ندارد. راه رهایی را می‌پرسد. چوپان می‌گوید باید چاره را از حضرت موسی بپرسی. پیامبر خدا می‌گوید ریشت را رها کن. اما با این وضع تغییری در عابد پیدا نمی‌شود. باز مرد پرسان می شود و در ادامه چاره‌ای می‌یابد.

فکر پلید

معرفی کتاب
این مجموعه دو نمایشنامه دارد. در اولین اثر به نام " فکر پلید " یک کفاش و پسرش نقش آفرینی می‌کنند. پسر کفاش کارش را تمام می‌کند و به پدر یادآور می‌شود که به قولش عمل کند. پدر می‌گوید نمی‌توانم زیرا پیشه‌ورانی مانند ما حق ندارند تحصیل کنند. پسر می‌گوید چه کسی این قانون را وضع کرده است. پدر می‌گوید انوشیروان عادل...و به این ترتیب با پی‌گیری پسر، شاه می‌گوید اگر خزانه در اثر جنگ خالی باشد و این پسر به مخارج آن کمک کند باز اجازه بالا آمدن از طبقه پایین را به او نمی‌دهم. "‌ساده دل " نمایشنامه کوتاه طنز دوم این مجموعه است که در آن کدخدا مشغول شمردن پول‌هایش است. از شبلی می‌خواهد همه خانه های روستا را بشمارد و در مقابل آن پول بگیرد. شبلی می‌گوید چقدر می‌دهی؟ کدخدا معمولاَ همه دستمزد کارگران را به آن‌ها نمی‌داده است و بقیه را خودش برمی‌داشته است. برای همین شبلی تصمیم گرفت کاری کند که حقش ضایع نشود!

دیدنی

معرفی کتاب
در این مجموعه دو نمایشنامه طنز گنجانده شده است. نمایشنامه اول،" تیرخطا "، داستان چند سرباز است که برای تمرین تیراندازی در میدان تیر جمع شده اند. یکی از آن ها همه تیرها را به خطا می زند و سرگروهبان را عصبانی می کند. سرگروهبان می گوید به جای تو بودم خودم را می کشتم.سرباز می رود و صدای شلیک می آید. اما این بار هم تیرش به خطا می رود. " دیدنی " نام نمایشنامه بعدی است. پیر مردی که گوشهای سنگینی دارد به عیادت همسایه خود می رود، اما چون گوش پیرمرد سنگین است سخن بقیه را درست نمی شنوند و این باعث مشکلاتی می شود.

پند مرد روستایی

معرفی کتاب
کتاب پیش‌ رو شامل دو نمایشنامه است که در نمایش اول با شخصیت‌های حاکم، وزیر، مرد روستایی، ماجرای حاکمی است که خویشتن‌داری ندارد. فیلسوفان و واعظان ناتوان از درمان پادشاه هستند تا این که مرد روستایی حاکم را پندی می‌دهد. نمایشنامه دوم، با عنوان دعای خیر، با شخصیت‌های سلطان، پیشکار، درویش؛ داستان سلطانی است که درویشی را به بارگاه خود می‌خواند تا در حقش دعا کند. درویش نیز دعایی می‌کند که سلطان عصبانی می‌شود و قصد جان وی را می‌کند، اما در همان هنگام دعای درویش مستجاب می‌شود.

بازرس سؤال می‌پرسد

معرفی کتاب
در این کتاب دو نمایشنامه دانش‌آموزی وجود دارد. اولی با نام " آب تازه " داستان روبه رو شدن دو سقای پیر و جوان است. در طی داستان آن دو بر سر منشأ آب که خانه داروغه و موضوعی بحث برانگیز است، مجادله می‌کنند. نمایشنامه دوم به نام " بازرس سؤال می‌پرسد " در دوران پیش از انقلاب اسلامی رخ داده است، معلم در کلاسی با 15 دانش‌آموز است که بازرس وارد شده و از آن‌ها سؤال‌هایی درباره درس می‌پرسد. معلم به دانش‌آموزی که نمی‌تواند نام آمریکا رادرست تلفظ کند، ایراد می‌گیرد و بازرس آن‌ها را آرام می‌سازد و از بقیه سؤالاتی می‌پرسد.

چراغی در باد

معرفی کتاب
این نمایش‌نامه درباره دختری به نام «ستاره» است. او بسیار بااستعداد است و به دوستش «عاطفه» کمک می‌کند تا برای کنکور آماده شود. عاطفه با موفقیت کنکور را پشت سر می‌گذارد؛ اما ستاره تصمیم گرفته است برای ادامه تحصیل به خارج از کشور برود؛ چون معتقد است در ایران آینده‌ای ندارد. اتفاقاتی که در ادامه رخ می‎دهد، ستاره را از تصمیمش منصرف می‌کند.

المپیاد در فرودگاه

معرفی کتاب
کتاب نمایش‌نامه‌ای درباره تیم المپیاد دانش‌آموزی ایران است که به دلیل ندادن ویزا، نمی‌توانند در بیستمین المپیاد جهانی کامپیوتر، در «قاهره»، شرکت کنند. نمایش با صحنه‌ای از فرودگاه «دوحه» و گفت‌وگوی دانش‌آموزانی که راهی المپیاد هستند، شروع می‌شود. به آن‌ها اجازه ورود به مصر را نمی‌دهند. پس از پیگیری زیاد، مشکل حل می‌شود؛ اما فرصت بسیار کم است و بچه‌ها مجبور می‌شوند غیرحضوری در مسابقه شرکت کنند.

دمام

معرفی کتاب
این نمایش درباره مراسم سوگواری محرم است. بچه‌ها در تکیه جمع شده‌اند و در حال مشورت هستند. دَمّام (سازی که جزو سازهای کوبه‌ای و به شکل استوانه است و با نوسان پوست به صدا درمی‌آید) هیئت پاره شده و فردا اول محرم است. بچه‌ها فکر می‌کنند «صابر»، از بچه‌های محله بالا، این کار را کرده است و او را متهم می‌کنند؛ اما بعد از بررسی، متوجه می‌شوند که اشتباه کرده‌اند.

اسب تنها

معرفی کتاب
کتاب نمایشنامه‌ای است که برای دانش‌آموزان دختر و پسر دوره‌های اول و دوم متوسطه نوشته شده است و موضوع آن درباره توفان نوح است؛ هرچند که مستقیم به آن اشاره نمی‌کند. توفان در راه است و حیوانات تا غروب خورشید فرصت دارند که با جفت خود وارد کشتی شوند تا در امان باشند. اسب کوچک تنهاست. او سعی می‎کند دوستی برای خودش پیدا کند. روباه تمام تلاشش را می‌کند تا با اسب وارد کشتی شود؛ اما اسب قبول نمی‌کند. تا غروب آفتاب چیزی نمانده است. آیا اسب کوچولو موفق می‌شود همراهی پیدا کند؟