فکر کنم ماشین تحریر حرف زد
معرفی کتاب
فکر کنم ماشین تحریر حرف زد!... بله درست است، این کتاب از زبان ماشین تحریری به نام اُلیوِتی است و داستان خانوادهای را تعریف میکند که سالهاست از روزهای خوش و شیرین گذشته فاصله گرفتهاند؛ ماشین تحریر دیگر بلااستفاده شده است و خانواده صمیمت سابق خود را از دست داده است. در چنین فضایی، مادر خانواده هم ناپدید میشود و اوضاع کاملاً بههم میریزد. تکتک کلماتی که مادر خانواده پیش از ناپدید شدنش تایپ کرده بود، در دل اُلیوِتی محفوظ مانده است. حالا، ارنستِ دوازده ساله و گوشهگیر، باید از کلمات ماشین تحریر به سرنخهایی برسد که به کمک آنها مادرش را پیدا کند.
اگر میشد من را ببینی
معرفی کتاب
کتاب «اگر میشد من را ببینی» از مجموعهی چاباموچی، سرگذشت دختری بااستعداد به نام آلیس سان است که بهخاطر قطعشدن بورسیه و سطح مالی پایین خانوادهاش، مجبور است از مدرسهی بینالمللیاش که خیلی دوستش دارد برود تا اینکه متوجه میشود قدرتی ماورائی پیدا کرده است و میتواند نامرئی شود... واقعاً نامرئی شود! این قدرت باعث میشود درسش را تمام کند؟ !...
عروسکهای جادویی ناخدا
معرفی کتاب
«عروسکهای جادویی ناخدا» داستانی شاعرانه و لطیف دربارهی پنج عروسک خیمهشببازی است که سر از یک کشتی اسرارآمیز در آوردهاند. پنج دوست، پنج عروسک خیمهشببازی، در کشتی رازآلودی حبس شدهاند و رویای آزادی در سر دارند. میخواهند مسیرشان را پیدا و راهشان را در دنیا باز کنند، ولی همگی میدانند بخشی از یک قصهی بزرگتر هستند و دست تقدیر به هم نزدیکشان کرده است. عروسکها سر از اتاق دو خواهر کوچک درمیآورند و میفهمند تقدیری که انتظارش را میکشیدند، همین حالا فرا رسیده است.
یک عاشقانه آرام
معرفی کتاب
یک عاشقانهی آرام! داستان عشق گیله مرد و عسل. اما این عاشقانه با تمام عاشقانههای دیگر فرق دارد. اینجا ما فقط روایت ایام فراق و ذوق دو عاشق برای رسیدن به هم را نمیخوانیم. در این کتاب، داستان زندگی عسل و گیله مرد همچنان بعد از وصال نیز ادامه دارد و روزمرگیها و برنامهی زندگیشان را نیز روایت میکند؛ از برنامهی هر روز هفتهشان بگیرید تا اینکه چه طور زندگی را باهم می سازند و با هم رشد میکنند!
خاکسپاری دوم بانوی مرگ
معرفی کتاب
«خاکسپاری دوم بانوی مرگ» داستانی است از تقابل خیروشر، از نبردی به قدمت ابدیت. داستان جنگی که به اندازه عمر سه نسل طول کشیده و همچنان برقرار است. کتاب، داستان نوجوانانیست که روزگاری نه چندان دور در سرزمین خودشان مقابل دشمن غدّار، قدکشیدند و همچنان نیز به پایداری ادامه میدهند. داستان نوجوانانیست که مقاومت خویش را از غرب سوسنگرد شروع کردند و دشمن را تا شرق مدیترانه عقب زدند و برای این هدف صد البته هزینههای بسیار گزافی دادند. داستان تقابل دو نیروی امنیتی خبره با هم است که هرکدام سعی در حذف دیگری داشته و به طرق جذابی برای این هدف تلاش میکند. این کتاب میتواند شما را تا انتها میخکوب نگه دارد.
این داستان را با لهجه بخوانید
معرفی کتاب
توجه به خردهفرهنگهای بومی در تربیت کودکان و نوجوانان اهمیت بسیار دارد. چه آنان که تلاش در حفظ این خردهفرهنگها از قبیل زبانها و لهجههای محلی خود دارند و چه آنان که در زندگی اجتماعی خود میبایست با درنظرگرفتن تفاوتهای فرهنگی، به تعامل سازنده با مخاطب بیاندیشند. کتاب «این داستان را با لهجه بخوانید» به مخاطب خود یادآور میشود حفظ زبانها و لهجههای محلی در حفظ هویت ملی ضروری است و میباید فرهنگ عمومی کشور به سمت حفظ این ارزش فرهنگی برود و آن را حفظ نماید.
نمایشگاه نقاشی بچهها
معرفی کتاب
کتاب «نمایشگاه نقاشی بچهها» یک داستان طنزآمیز درباره نقاشیهای بچهها در یک نمایشگاه است که با نگاهی متفاوت و خلاقانه به نقاشی کودکان پرداخته و از زاویهای نو به این موضوع نگاه میکند. در این کتاب، آقای خبرنگاری که برای پوشش خبری یک نمایشگاه نقاشی کودکان آمده است، در گزارش خود به جای توصیفهای معمول از نقاشیها، با دیدی طنزآمیز و وارونه، نقاشیها را توصیف میکند و در نهایت میگوید که بچهها همه چیز را وارونه کشیدهاند.
پرواز اسب سفید
معرفی کتاب
این رمان در 16 فصل منتشر شده و درونمایهای از جنس انتظار و مهدویت دارد و داستان دختر نوجوانی به نام گلبرگ را روایت میکند که پدرش در اثر اتفاقی باعث مرگ همسایهشان میشود و پسر همسایه که شخصیتی هنجارشکن دارد به دنبال قصاص است و در پی این ماجرا به گلبرگ آسیب میزند. گلبرگ مجبور است تابستان را دور از پدر و مادر با دلهره و سختی بگذراند و انتظار بکشد. گلبرگ در روزهای پر انتظار خود سخت میکوشد به همه کمک کند.
نامی تلافی میکند
معرفی کتاب
نامی پسری 11 ساله، عاشق دروازهبانی، دارای یک برادر به نام هالیگان؛ درگیر با همسایهشان خانم چکشی و تحتپیگرد ناظم مدرسه جدیدش است. نامی با همه خصوصیات ذکر شده، رقیب همکلاسی جدیدش به نام میلاد هم هست. نامی و میلاد هر دو عاشق دروازهبانیاند و رقیب سرسخت یکدیگر... نامی همه تلاشش را میکند تا با کمک سامی رفیق شفیقش، میلاد را از مرحله خارج کنند؛ نامی در پی تلافی است اما...
چهار کلید، دو دوست یک جواب
معرفی کتاب
جرمی هشت ساله بود که پدرش را از دست داد؛ حالا او در روز تولد سیزدهسالگیاش هدیهای مرموز میگیرد. یک جعبهی چوبی و یک نامه. در نامه نوشته شده است که دوست پدرش جعبه را امانت نگه داشته اما چهار کلید آن را گم کرده است. حالا، جرمی و بهترین دوستش لیزی کمتر از یک ماه فرصت دارند تا چهار کلید جعبه را پیدا کنند، چون از هیچ راه دیگری نمیشود جعبه را باز کرد و این جستجو آغاز حرکت آنها به سمت روزهایی سرشار از ماجراهایی تفکر برانگیز است.