گوزن در کافیشاپ
معرفی کتاب
کتاب حاضر مجموعهای از ده شعر کوتاه درباره محیط زیست است. «گیرنده»، «دوستانه» و «گوزن در کافیشاپ»، نام بعضی از این شعرهاست. شاعر در شعر «گیرنده»، زمانی را تصور میکند که دیگر هیچ درختی وجود ندارد، زمانی که آدم چهاردهساله به چهلسالگی نمیرسد و بر اثر بیماری آسم میمیرد! در شعر «دوستانه»، شاعر یادآوری میکند که زمین در حال گرم شدن است. در شعر «گوزن... » سر گوزنی به دیوار کافه آویزان است که قهوه را قهوهایتر و فنجانها را تلختر میکند!
دولپی
معرفی کتاب
اهمیت آموزش و مدیریت مصرف انرژی در سنین کودکی ما را ملزم میکند به کودکانمان بیاموزیم برق را بیهوده مصرف نکنند. کتاب حاضر در قالب شعر و به زبان کودکانه، نکاتی را دربارۀ صرفهجویی انرژی در وسایل برقی معمولی خانگی آورده است. روشن نگذاشتن بیهوده تلویزیون یا توجه به برچسب انرژی وسایل برقی از جمله راهکارهای این کتاب هستند.
اشباح جنگلی
معرفی کتاب
نگهداری و حفاظت از منابع طبیعی و جنگلها از جمله اقدامات خوبیاست که لازماست کودکان نیز آن را بیاموزند. کتاب حاضر با تعریفکردن داستانی در همین باره، توجه مخاطب را به جنگل و چگونگی شبماندن در آن و نیز راههای حفاظت از آن جلب میکند. روشننکردن آتش در جنگل و نریختن زباله در آن از جملۀ این راهکارها هستند.
پیش به سوی عقب
معرفی کتاب
کتاب حاضر مجموعهای از دَه شعر کوتاه است که درباره محیط زیست سروده شدهاند. شاعر در هر شعر، به نوعی تذکر میدهد که زمین در حال نابودی است و هرچه زودتر باید فکری کنیم و راه چارهای بیابیم. «اینجا جنگل نیست»، «عروسهای عزادار»، «صرفاً جهت اطلاع» و «پیش به سوی عقب» نام برخی از این اشعار است. در شعر آخر، شاعر نگران است؛ زیرا بیابانها پیشرفت کردهاند و سرطان هم. ساختمانها تا کنار رودخانهها پیش رفتهاند و انسان تا مرز نابودی زمین!
سموره
معرفی کتاب
«سموره» و «سمیره»، دو سنجاب خواهر و برادر هستند که در حفرهای در درخت بلوط صدساله، به نام «پیربلوط» زندگی میکنند. از وقتی شکارچیان مادرشان را میگیرند و میبرند، پیربلوط از آنها مراقبت میکند. در صبحی بهاری، وقتی سموره از لانه بیرون میآید، متوجه میشود پیربلوط نگران است! دو سنجاب برای پیدا کردن غذا راه میافتند و... . سروکله شکارچیان پیدا میشود. سموره خواهرش را نجات میدهد؛ اما خودش در دام میافتد و... .
سیمرغ پدر بزرگ من بود
معرفی کتاب
«سارک»، دخترخاله «پرستو»، تلفنی به او خبر میدهد که مرغ عشقش مرده است. پرستو در کمال ناباوری متوجه میشود که مرغ عشق او نیز مرده است! پدربزرگ همه پرندههایش را آزاد میکند؛ ولی این دو مرغ عشق را به سارک و پرستو میدهد و حالا هر دو در یک زمان مردهاند! آنها میخواهند مرغعشقها را در باغچه دفن کنند؛ اما همین که هر دو را با هم در چاله میگذارند، مرغعشقها پرواز میکنند و میروند! مثل پدربزرگ که چند روز است رفته است و هیچکس نمیداند کجا! آیا بچهها میتوانند پرندههایشان را پیدا کنند؟ پدربزرگ کجا رفته است؟
سیرک سیاه
معرفی کتاب
دنیای تخیل داستانها میتواند آموزنده هم باشد. کتاب حاضر داستانی تخیلی است از حیواناتی که اسیر شعبدهباز بدجنس سیرک شدهاند. قهرمان شجاع داستان با احساس حفاظت از حیوانات به نجات آنها میشتابد و موفق میشود. این داستان ذهن خلاق کودک را به اندیشیدن دربارۀ محیط زیست و حیوانات آن تشویق میکند.