دایره کوچک کلافگی: داستانی در باره کنترلکردن خودت
معرفی کتاب
این کتاب به کودک آموزش میدهد که چگونه زمانی که کلافه و بیحوصله است، خودش را آرام کند. همچنین با مطالعه کتاب، کودک یاد میگیرد اگر دایرهی کلافگی را مدیریت نکند به دایرهی بزرگ عصبانیت تبدیل میشود. این اثر، راههای فراوانی را پیشروی کودک قرار میدهد تا دایرهی آرامش و تفکر تغییرپذیر خود را گسترش دهد.
ویکی و تاریکی
معرفی کتاب
«ویکی»، تقریبا از همه چیز میترسد. از زنبورها، هیولاها، انباریها، رعدوبرق، سگها، عنکبوتها، بلندیها، و...، اما از یک چیزی بیشتر از همه میترسد... تاریکی! در سفر شبانهی ویکی با او همراه شوید تا با بزرگترین ترسش روبهرو شوید و بفهمید که تاریکی چقدر مهربان و دوستداشتنی است. تصویرهای کتاب، ترکیبی از تکنیکهای مختلف و زیبای هنر دیجیتال و آبرنگ هستند. در این کتاب، ماجراهای ویکی، تفریح را بهجای ترس در ذهن کودکان مینشاند.
ساکت باشید تا داستان بخوانم!
معرفی کتاب
جغدکوچولو با جغدی زیر درختی توی سبزهها نشسته بود. او کتابی را که خیلی دوست داشت همراهش آورده بود و میخواست برای جغدی کتاب را بخواند. جغدکوچولو تازه کتاب را باز کرده بود که... این کتاب قصّه جغد کوچولویی است که میخواهد برای عروسکش جغدی قصه بخواند امّا جوجه ریزهها نمیگذارند و کلافهاش کردهاند.
خدا، قصه، مربی: داستانهای جذاب برای تسهیل آموزش خداشناسی به کودکان و نوجوانان
معرفی کتاب
این کتاب، نتیجه جلساتی است که پیرامون مفاهیم و مسائل دینی و عقیدتی با نوجوانان و جوانان برگزار گردیده است. در این کتاب، مجموعهای از قصهها و حکایتهای کوتاه درباره خداشناسی ارائه شده که در سه بخش به «تبیین دلیل وجود خدا و اهمیت شناخت او»، «صفات خداوند»، و «جلوههای ایمان و عقیده به خدا» میپردازند. این داستانها به مربی کمک میکند تا شناخت خدا را برای کودکان و نوجوانان آسانتر کند.
کفشها مال چه کسی است؟
معرفی کتاب
این کتاب، جلد سوم از مجموعهی «قصههای آن مرد بزرگ» است که در این مجموعه، بخشهایی از زندگی و شخصیت امام خمینی (ره)، روایت میشود. در داستان این کتاب، امام خمینی (ره) برای تدریس وارد یکی از کلاسهایشان میشوند. پیش از ورود یک جفت کفش پاره را جلوی در میبینند، ایشان با دیدن این صحنه دلگیرشده و پس از پایان کلاس از یکی از شاگردان خود میخواهند که صاحب کفش را پیدا کنند و... .
یولبارس و شهر زیرزمینی
معرفی کتاب
این کتاب، برداشتی آزاد از داستان حماسی و قدیمی ترکزبانها با نام «ده ده غورت» است. «تایماز» و خانوادهاش در بیشهزار زندگی میکنند. تایماز تنهاست و دوستی ندارد؛ تااینکه بهطور اتفاقی با «یولبارس»، پسر جنگل آشنا میشود و این آشنایی باعث میشود که تایماز متوجه شود که یولبارس تنها حاکم برحق قدیم تورکان بوده که سالها پیش در جنگل گم شده و طی این سالها مثل حیوانات زندگی کرده است. تایماز میخواهد انسان بودن و شیوه زندگی را به یولبارس بیاموزد و... .
ستارهبان
معرفی کتاب
در آغاز، جهان، تاریک بود. هفت ریشسفید که میدانستند مردم در تاریکی زنده نمیمانند قلب خود را بهشکل ستاره به آسمان فرستادند تا جهان روشن شود. اما موجوداتی که از تاریکی بودند در کوههای «راداماک» پنهان شدند تا در فرصتی مناسب ستارههایی که به زمین میافتند را برای همیشه خاموش کنند و تاریکی را بر جهان مسلط کنند. «کایرو» و پدرش با یکدیگر زندگی میکنند. پدرِ کایرو، ستارهبان است اما مدتی است که ناپدید شده است... .