پروفسور فوفو
معرفی کتاب
این قصه درباره دختری است که به تازگی وارد مدرسه جدیدش شده و قصد دارد راجعبه یکی از معلمهای مدرسه به نام پروفسور فوفو تحقیق کند. پروفسور فوفو درحال کاوش درباره یک پروژه محیطزیستی است؛ پروژهای که ما را با موجوداتی افسانهای به نام گلیمگوشها، آشنا میکند.
بهنظر شما دخترک داستان میتواند راز گلیمگوشها را کشف و به آنها کمک کند؟
بهنظر شما دخترک داستان میتواند راز گلیمگوشها را کشف و به آنها کمک کند؟
لبخندی برای سوفیا
معرفی کتاب
"جمشید" و "حمید"، شخصیت های نوجوان داستان همراه دایی "رضا" و عمو "صابر" که کامیون دار هستند، می خواهند یک محموله گندم را از بندر پهلوی(سابق) به تهران قحطی زده ببرند. در همین حین یک کشتی حاوی صدها لهستانی اسیر در سیبری در بندر لنگر می اندازد و مقامات محلی الزام می کنند که اسرا هم روی بار گندم سوار شوند تا از طریق تهران به لهستان برگردانده شوند. در این بین شخصیت داستان با دختر نوجوان لهستانی به نام "سوفیا" آشنا می شود و رابطه ای عاطفی بین آن ها شکل می گیرد. سر انجام بعد از ماجراها و تعلیق های گوناگون و در ضمن مروری بر روزهای پر آشوب به قدرت رسیدن رضا خان میر پنج، اسرا و بار گندم به تهران می رسند و ....
هایدی
معرفی کتاب
هایدی در هوای آزاد و زیر نور آفتاب کوه های آلپ با پدربزرگش خوشحال و سرزنده است تا این که قرار می شود به جای دویدن دنبال بزها تحصیل کند. برای همین به شهر فرستاده می شود تا همنشین کلارا شود، دختری که نمی تواند راه برود. بین او و کلارا دوستی عمیقی ایجاد می شود اما هایدی همچنان دلش در گروی کوهستان و پدربزرگ و بزهاست. اما آیا این دختر جسور و طبیعت دوست دوباره به کوهستان بر می گردد و آن شادی عمیق را تجربه می کند؟
آدمنباتی تیپ الف
معرفی کتاب
"دنیای آدم نباتی ها" داستان سه نوجوان ماجراجوست که نه در زمان ما بلکه در آینده زندگی می کنند. بعد از جنگ جهانی پنجم همه چیز در دنیا تغییر کرده، خبری از حیوانات و گیاهان نیست و انسان ها دیگر به شکلی که امروز می شناسیم، نیستند. انسان ها دو دسته شده اند، انسان های تیپ"الف" و انسا ن های تیپ"ی" یا همان آدم نباتی ها. آدم های تیپ الف کار می کنند و آدم نباتی ها فقط می خورند و می خوابند و بازی می کنند و ....
مومو
معرفی کتاب
دخترکی به نام "مومو"در حاشیه شهری بزرگ در خرابه های یک آمفی تئاتر زندگی می کند. او فقط با چیزهایی که در گوشه و کنار شهر پیدا می کند روزگار می گذراند، اما استعدادی عجیب و غریب در شنیدن درددل های آدمها دارد.
روزی سر و کله عالیجنابان خاکستری پیدا می شود. آنها می خواهند وقت ارزشمند آدم ها را بدزدند و برای همین هر روز که می گذرد زندگی آدمها یکنواخت تر و بی روح تر می شود . در این میان مومو تنها کسی است که حاضر شده جلوی عالیجنابان سینه سپر کند....
روزی سر و کله عالیجنابان خاکستری پیدا می شود. آنها می خواهند وقت ارزشمند آدم ها را بدزدند و برای همین هر روز که می گذرد زندگی آدمها یکنواخت تر و بی روح تر می شود . در این میان مومو تنها کسی است که حاضر شده جلوی عالیجنابان سینه سپر کند....
درخت آرزو
معرفی کتاب
کتاب حاضر داستان درخت بلوطی است به نام "قرمز" که سال های زیادی از عمرش می گذرد. او یک درخت آرزو است و مردم محل، آرزوهایشان را بر روی تکه های لباس می نویسند و به شاخه های آن می بندند. این درخت آرزو به همراه کلاغی به نام"بانگو" و سایر حیواناتی که در گوشه و کنار تنه اش پناه می گیرند، مراقب محله نیز هست.تا این که خانواده ای جدید به محله می آیند. بسیاری از ساکنان محله از این اتفاق ناراضی هستند و قرمز به عنوان یک درخت آرزو، سعی می کند بین آنها و اهالی ارتباط برقرار کند.
رویکردهای ادبیات داستانی از مشروطه تا دهه 80 ویژه متون نثر روایی(2)
معرفی کتاب
کتاب حاضر درسمایهای برای متون روایی است. متون روایی یکی از درسهای دوره کارشناسی رشته آموزش زبان فارسی است. این کتاب سیر تاریخی ـــ سبکی نثر روایی زبان فارسی را از مشروطه تا دهه هشتاد بررسی میکند و حاوی شش فصل است. فصل اول نثر دوره مشروطه و عوامل تاثیرگذار بر آن را بررسی میکند. فصل دوم از ظهور داستان کوتاه سخن میگوید. فصل سوم با اشاره به جنگ جهانی دوم، به رمانهای تاریخی و اجتماعی این دوره و ویژگیآنها اشاره میکند. فصل چهارم... .
خرمالوها را به گنجشکها بفروش
معرفی کتاب
این رمان روایتگر داستان "ریحانه" است که در دانشگاه درس می خواند و خواستگارانی دارد. یکی از آنها پسر همسایه و دیگری" امیریل" همکلاسی او در دانشگاه است؛ اما پدر ریحانه با آنها مخالفت می کند. در نهایت، ریحانه با پسر دایی خود "یغما" نامزد می کند تا پدرش را راضی کند و از اینجا داستان یغما و ریحانه وارد مرحله جدیدی می شود و اتفاقات داستان رقم می خورد.
کمیک استریپهای شهاب
معرفی کتاب
داستان کتاب درباره طلبه جوانی است که به دلیل مشکلات خانوادگی، توانایی صحبت و سخنرانی در جمع را ندارد و در مواجهه با افراد دچار لکنت زبان میشود. ناامید شدن جوان، عشقی عفیفانه و پاک و ارتباط با پدری بداخلاق و خودرأی، مشکلات مالی و تصمیمگیری درباره آینده، زندگی "شهاب" را به مرز ناامیدی و دوری از مردم میکشاند.از سوی دیگر، پدر شهاب که با طلبه شدن پسرش مخالف بوده، با مشاهده ناتوانی او در منبر رفتن، طلبه شدن او را هم بی نتیجه یافته است و بهانه دیگری برای سرزنش کردن شهاب پیدا کرده است.