لیلی کره و مجنون مربا
معرفی کتاب
باز گذاشتن در یخچال یکی از عادتهای بسیاری از کودکان و حتی بزرگترهاست. داستان تخیلی این کتاب با دستمایه قراردادن این موضوع، دربارۀ مصرف بهینۀ برق و راههای جلوگیری از هدر رفتن آن، تذکراتی به مخاطب داده است. کودک از داستان طنز این کتاب میآموزد که باز گذاشتن در یخچال، علاوه بر هدر دادن منابع انرژی برقی، به از بین رفتن مواد غذایی نیز میانجامد.
آن روز صبح که از آسمان گوسفند میبارید
معرفی کتاب
یکی دیگر از مظاهر حفظ محیط زیست، توجه به ایجاد فضاهای سبز و چراگاه برای حیوانات است.داستان تخیلی این کتاب دربارۀ گوسفندهایی است که چون علفی برای خوردن ندارند، به خانه حمله کردهاند تا آنچه را دستشان میرسد بخورند. جادوگر تخیلی این قصه مشکل را حل میکند. راه حل مشکل، ایجاد چراگاه است تا علف کافی برای حیوانات داشتهباشد.
تانتانا خوب میداند چگونه میشود از شر یک کلهپوک زباننفهم راحت شد
معرفی کتاب
داستانهای تخیلی قدرت تخیل بچهها را رشد میدهند. داستان این کتاب دربارۀ چند موجود تخیلی است که یکیشان نقش زباله را دارد و باعث بستهشدن لولههای آب شده است. در طول ماجراهایی تخیلی که حیوانات داستان از سر میگذرانند، شر این موجود مزاحم از آنجا کم میشود و دوباره آب در شهر جریان مییابد.
توتیوشا و جاده پرپیچوخم
معرفی کتاب
در فرایند شهریشدن، حفظ محیط زیست و نگهداری از جنگلها و حیات موجودات آن را نباید فراموش کرد. در این کتاب، ماجرای یک طوطی را میخوانیم که میتواند به زبان انسانها صحبت کند. او تحصیلات دانشگاهی کسب میکند و پس از بازگشت به جنگل محل زندگیاش، به همراه طوطی دیگری، جنگل را از نابودی نجات میدهد. آنها نقشهای جدید میکشند و مسیر اتوبان را از کنار جنگل عبور میدهند.
آقاقچقچی
معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه «ماجراهای مردم شهر عجیب» است. این داستان درباره آقای «قچقچی» است. او آرایشگر بسیار ماهری است و خوب میداند موهای هر کسی چقدر باید کوتاه شود و... . برای همین مردم شهر هر جا او را میبینند، درباره سر و وضعشان میپرسند و آقا قچقچی پاسخ همه آنها را میدهد؛ اما بعد از مدتی، آقا قچقچی ایرادگیر و وسواسی میشود و همهچیز را قیچی میکند، از شاخههای درخت تا نخ بادبادک دختر کوچولو را. او که همیشه مرتب و تمیز است، حالا موهایش بلند شده و لباسهایش کثیف و نامرتب است؛ اما این وضع تا کی ادامه پیدا میکند؟
آقا چیکچیکی
معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه «ماجراهای مردم شهر عجیب» است. در این شهر، آدمهای عجیبی زندگی میکنند، مثل آقای «چیکچیکی». او عکاس شهر است؛ اما نه یک عکاس معمولی! افرادی که با هم دعوا میکنند، نزد آقای چیکچیکی میروند، او از آنها عکس میگیرد و متوجه میشود مقصر کیست؛ چون عکس شخص مقصر، سیاه و مات میافتد! روزی آقای «اولی» و آقای «دومی» که با هم دعوا کردهاند، نزد آقای چیکچیکی میروند و... . آقای عکاس با تعجب میبیند که عکس هر دو نفر سیاه و مات است؛ ولی حقیقت را نمیگوید و... . از آن به بعد تمام عکسهای آقا چیکچیکی سیاه میافتد. شما میدانید علت چیست؟
فرازمینیها
معرفی کتاب
«دانا» و «فاکس» دو دوست هستند و میخواهند شب را در چادرشان که وسط حیاط عَلَم کردهاند، بمانند. دانا با خواندن داستان «پروندههای مجهول» که درباره آدمفضاییهاست، ترسیده است و از فاکس میخواهد که داخل خانه بخوابند؛ اما فاکس معتقد است که آدمفضاییها واقعی نیستند. در ادامه داستان، حوادثی رخ میدهد که دانا را بیشتر از قبل میترساند.
اژدهای ماه
معرفی کتاب
در جلد ششم از مجموعه «استاد اژدها»، در قلعه شاه «رونالد»، پنج اژدهابان (دریک، بو، آنا، روری و پترا) نگران از بین رفتن سنگ اژدهای اصلی هستند؛ چون نورِ سنگ اژدهایشان کم شده است و آنها دیگر نمیتوانند به خوبی با اژدهای خود ارتباط برقرار کنند. «هرو»، ششمین اژدهابان، در سرزمین اهرام زندگی میکند؛ اما حالا نزد دیگر اژدهابانها آمده است تا با دنبال کردن نشانهها، به هرم هفت اژدها برسند و با استفاده از قدرت اژدهای خود، سنگ اژدهای اصلی را نجات دهند.