توبی کرگدنی که میخواست با همه بازی کند
معرفی کتاب
کتاب «توبی، کرگدنی که میخواست با همه بازی کند»، داستانی کودکانه دربارهی تلاش یک کرگدن بزرگ برای پیداکردن جای خود در جمع دوستانش است. توبی با وجود جثهی بزرگش، دوست دارد با دیگر حیوانات بازی کند اما هر بار که به جمع آنها میپیوندد، ناخواسته باعث خرابشدن بازی یا فعالیت گروهی میشود. ساختار کتاب بهصورت تصویری پیش میرود و هر صفحه، احساسات و موقعیتهای طنزآمیز توبی را به نمایش میگذارد. نویسنده با انتخاب حیوانات مختلف و فعالیتهای متنوع، به چالشهای پذیرش تفاوتها و یافتن راهی برای مشارکت همه اعضا در بازی اشاره کرده است. در نهایت، داستان به راهحلی خلاقانه میرسد که توبی و دوستانش میتوانند با هم بازی کنند و از حضور یکدیگر لذت ببرند.
دوستی مدادرنگیها
معرفی کتاب
این کتاب داستان علی کوچولو و نقاشی نیمهکارش را روایت میکند. مدادرنگیها تصمیم میگیرند نقاشی را تکمیل کنند، اما میان خود بر سر اولویت هر رنگ و جایگاه آن در طبیعت اختلاف پیدا میکنند. سرانجام پاککن با یادآوری اینکه هر رنگ بخشی از طبیعت است و همه میتوانند سهم خود را داشته باشند، اختلافها را حل میکند و نقاشی به زیبایی کامل میشود.
پیش به سوی ماجرای جدید
معرفی کتاب
کتاب «پیش به سوی ماجرای جدید» جلد چهارم از مجموعه خانواده دوست داشتنی پوپک است که میخواهد کودکان را به مواجهه با تغییرات جدید ببرد. خانه جدید، دوستان جدید، مدرسه و همسایههای جدید چالشی سخت برای کودکان است. پوپک و خانوادهاش دیگر باید از خانه قدیمیشان کوچ کنند. اما این شرایط جدید را چندان دوست ندارد. انگار یک توپ سنگین به پاهایش بستند. حالا باید چکار کند؟ دوستان قدیمی را هم باید کنار بگذارد؟ اصلاً میتواند دوستان جدید پیدا کند؟ پوپک خیلی زود راهحل مسئلههایش را پیدا میکند.
دوستت دارم داداشی
معرفی کتاب
کتاب «دوستت دارم داداشی» جلد سوم از مجموعه خانواده دوست داشتنی پوپک است که میخواهد در قالب داستان فرزندان خانواده را آماده پذیرش فرزند جدید میکند. همچنین نحوه محبت به فرزند جدید و مراقبت از او را به دیگر فرزندان گوشزد میکند. پوپک از کنار تخمهای کوچولو تکان نمیخورد. منتظر بود تا هر چه زودتر خواهر و برادرهای جدیدش را ببیند. به زودی پوپک با شانی همبازی شد و طولی نکشید که حسابی با هم رفیق شدند. اما پوپک زیادی مراقب شانی بود. آن حتی نمیگذاشت شانی از لانه بیرون بیاید و پرواز کردن رو یاد بگیرد. اما بابا خیلی خوب پوپک رو متوجه اشتباهش میکند.
اندوه مثل فیل است
معرفی کتاب
کتاب «اندوه مثل فیل است» اثری کودکانه و درعینحال عمیق در حوزهی ادبیات روانشناختی است که با زبانی ساده و استعاری به مفهوم فقدان و اندوه میپردازد. در این کتاب، اندوه همچون فیلی بزرگ و سنگین تصویر شده است که سایهاش بر زندگی کودکانهی شخصیت اصلی میافتد. نویسنده با بهرهگیری از این تمثیل هوشمندانه، نشان میدهد که چگونه غم و رنج میتواند بر ذهن و جان کودک سنگینی کند، اما درعینحال با گذر زمان، گفتوگو و پذیرش، این فیل عظیم نیز میتواند کوچکتر و کمرنگتر شود. تصویرگریهای اثر، با رنگهایی لطیف و فرمهایی نرم، فضای آرامبخش و اطمینانبخشی را میآفرینند که کودک را برای درک و پذیرش این هیجان دشوار آماده میسازد. متن اثر، به دور از پیچیدگیهای زبانی، روایتگر راههای کنارآمدن با اندوه است و تلاش میکند به کودک بیاموزد که سوگواری بخشی از تجربهی
زیر هر چیزی
معرفی کتاب
کتاب «زیر هر چیزی» روایتی شاعرانه و تصویریست از نادیدنیترین لایههای زندگی. این کتاب، با بهرهگیری از زبانی کودکفهم و تصویرگریهایی گویا و سرشار از احساس، کودک را به سفری درونی دعوت میکند. سفری از سطح چیزها به عمق معناها. داستان، بهظاهر ساده است، اما در ورای سطرهایش، پرسشی بنیادین پنهان شده است: زیر هر چیزی، چه چیزی هست؟ این پرسش، کودک را وامیدارد تا بهدقت بنگرد، نه فقط با چشم، بلکه با دل. با هر صفحه، ماجرا به اعماق بیشتری میرسد و در این سیر نرم و آرام، کودک با مفاهیمی چون ترس، خیال، اندوه، محبت و حتی حقیقت آشنا میشود. تصاویر، مکملی خیالانگیز برای متناند. بیآنکه کلمهای بیش از اندازه گفته شود، فضاهایی شکل میگیرند که کودک در آنها میاندیشد، احساس میکند و میآموزد که معنای چیزها همیشه در سطح نیست.
حلزون فضانورد
معرفی کتاب
در کتاب «حلزون فضانورد» شخصیت اصلی داستان، حلزونی به نام گیل است. حلزونها موجوداتی هستند که به خاطر کندی ضربالمثل شدهاند. اما گیل حلزونی کوچولو است که با همهی حلزونها فرق دارد. او بلندپرواز است و میخواهد اولین حلزونی باشد که به فضا میرود. گیل میخواهد با این کارش همه را متعجب کند. هدف و آرزوی گیل دشوار و سخت است و او راهی سخت و طولانی پیشرو دارد. اما گیل کسی نیست که جا بزند و از آرزویش دست بکشد. نویسنده در این داستان به کودکان میآموزد لازمهی رسیدن به آرزوها و موفقیت، تلاش و پشتکار است. تجسم و تصور حلزون در سفینه، تخیل کودکان را پرورش میدهد و جهانی رویایی برایشان میسازد. این جهان تخیلی که در آن حلزونی کوچک و دوستداشتنی در سفینهاش نشسته است و به فضا میرود به کمک تصاویر ملموس و قابل درک شده است.
من گربه هستم
معرفی کتاب
کتاب «من گربه هستم» با زبان طنز و دقت به دنیای پیچیده و شگفتانگیز انسانها از دیدگاه یک گربه نگاه میکند. این داستان جذاب، گربهای کنجکاو را در یک سفر جالب و سرگرمکننده دنبال میکند که در آن از دیدگاه منحصربهفرد خود به بررسی زندگی روزمره میپردازد. نویسنده، دنیای اطراف گربه را به گونهای خاص و از دریچهای تازه به خوانندگان ارائه میدهد. قهرمان داستان یک گربه کنجکاو و دقیق است که خواننده را به سفری جذاب میبرد تا دنیای اطراف خود را کشف کند. از لذت ساده یک پرتو آفتاب تا تعاملات پیچیده با دیگر حیوانات و انسانها، گربه به روش خود و با مشاهدات طنزآمیز دنیای اطرافش را توضیح میدهد. از هر چیزی که به نظر میرسد عادی باشد، گربه نکات جدید و آموزندهای پیدا میکند.
گُلک چه مهربان است
معرفی کتاب
در کتاب «گلک چه مهربان است» مادر گلک، برای او یک پیراهن قشنگ دوخته است. یک پیراهن سفید با خالهای سرخ و سبز و سیاه. گلک پیراهن خالخالیاش را میپوشد و به حیاط میرود. گلک درحیاط خانهشان با قورباغهها پروانهها و کفشدوزکها آشنا میشود. هر کدام از آنها مشکلی دارند. گلک به آنها کمک میکند و مشکل آنها را حل میکند. قصهی کتاب مهربانی و دوستی است.
خوابم نمیبره!
معرفی کتاب
در مجموعه «قصه، بازی، نمایش» تلاش میشود قصههای معروف ادبیات شفاهی ایران زمین با سه رویکرد روایت، بازی و نمایش ارائه شود. در انتخاب قصهها تلاش شده انواع افسانهها اعم از حیوانات، در بخش تمثیلی و استعاری و نیز افسانههای واقعگرا وجود داشته باشد و با نثری روایی و مناسب برای قصهگویی ارائه شود تا مخاطبان بسته به گروه سنی مخاطب و صلاحدید آموزشی تربیتی خود، دست به انتخاب بزنند. در طراحی بازیها تلاش شده بازیها با یکی از شاکلههای قصه مثل موضوع، شخصیت، درون مایه یا پیام برخاسته از آنها ارتباط داشته باشد.در این جلد بچهها با این نکته آشنا میشوند که موجودات مختلف، با هم تفاوتهایی دارند. به همین ترتیب انسانها گرچه نیازهای مشترک دارند با این حال تفاوتهایی در شکل زندگی با هم دارند و آنها باید قواعد زیستن را همانطور که هستند بپذیرند. در بخشی از این داستان میخوانیم: «یکی بود یکی نبود توی یه جنگل یه بچه خرس با خونوادهاش زندگی میکرد، قصه ما برای زمانیه که یواش یواش باید پاییز تموم میشد و زمستون از راه میرسید..»