Skip to main content

دختر دوست‌داشتنی‌ام (مادر)

معرفی کتاب
«دختر دوست داشتنی‌ام (مادر)» ادای احترامی به پیوند بی‌همتا و عمیق بین مادر و دختر است. این کتاب به‌عنوان هدیه‌ای عاشقانه و به‌عنوان پیامی صمیمانه بین مادر و دختر، بر ارتباط عمیق و نیرومندی را که زندگی یک دختر را از همان روزهای اولیه شکل می‌دهد، تأکید می‌کند. در هر صفحه‌ این کتاب لحظات آرام و خاطرات روزمره‌ را بیان می‌کند و به‌طور ماهرانه حضور پایدار و همیشه در دسترس مادر را در لحظات مختلف زندگی دختر نمایان می‌سازد. این کتاب، یادآور لطیفی است که چگونه عشق مادرانه می‌تواند شجاعت، مهربانی و عزت نفس را در دختران پرورش دهد. کتاب درباره‌ صحبت‌های مهربانانه و جرأت‌بخش مادری به دخترش است.

پسر دوست‌داشتنی‌ام (مادر)

معرفی کتاب
کتاب «پسر دوست داشتنی‌ام (مادر)» مجموعه‌ای از جملات محبت آمیز مادرانه خطاب به پسرها است که خواندن آن از سوی والد برای کودک، می‌تواند ارتباط آن‌ها را صمیمی‌تر از قبل کند. در واقع کودک در کنار رفتارهای محبت آمیز والدین، به محبت کلامی نیز نیاز داشته که این کتاب در همین راستا نوشته شده است. زمانی که این جملات از زبان شما جاری می‌شوند، کودک در کنار شما احساس امنیت و آرامش کرده است و بیش از قبل به شما عشق می‌ورزد. این کتاب درباره‌ی صحبت‌های مهربانانه و جرأت‌بخش مادری به پسرش می‌باشد.

باد آواز‌ تو را خواهد برد...

معرفی کتاب
کتاب «باد آواز تو را خواهد برد» یک داستان مصور است که مراحل رشد و زندگی یک کودک را از دید یک مادر روایت می‌کند. این کتاب به شکل رؤیاگونه، لحظه به لحظه بالندگی کودک را تا دوران سالمندی به تصویر می‌کشد. این کتاب به عنوان هدیه‌ای برای نشان دادن عشق و علاقه مادرانه به فرزند توصیه می‌شود.

مامان تمساح

معرفی کتاب
این داستان درباره «مادر بودن» است؛ مادرها چه پیر باشند چه جوان مهربان هستند؛ حتی اگر یک تمساح باشند باز هم مهربان هستند و از فرزندانشان مراقبت می‌کنند. این کتاب درباره یک تمساح بزرگ است که از رودخانه وارد جنگل شده است. حیوانات جنگل از شیر گرفته تا میمون بچه‌هایشان را برداشتند و در جای امنی مخفی شدند. آن‌ها تصور می‌کردند ممکن است تمساح به کودکان آن‌ها آسیب برساند اما واقعیت اینگونه نبود و تمساح برای کار دیگری به آن جنگل آمده بود؛ کاری که ثابت می‌کرد تمساح هم مثل همه مادرها مهربان است.

قصه ننه‌علی: روایت زندگی خانم زهرا همایونی، مادر شهیدان امیر و علی شاه‌آبادی

معرفی کتاب
این داستان درباره خانم زهرا همایونی، مادر شهیدان امیر و علی شاه‌آبادی است. قصه از زبان خانم همایونی بازگو شده است و از جایی شروع می‌شود که قرار است خانواده زهرا خانم، ایشان را بدون توجه به خواسته و مخالفت‌هایش، به عقد مردی به نام رجب دربیاورند. آقا رجب مردی خشن و زندگی همسرش از ابتدا تا پایان، با آقا رجب دچار مشکلات زیادی بود. در این میان تولد شهیدان امیر و علی، شهادت آن دو، حوادثی که پس از شهادت برای ایشان رخ می‌دهد و... روایت شده‌ است.

عروس نجف: روایت زندگی علیه بحرینی، مادر شهید مصطفی انجم‌افروز

معرفی کتاب
این داستان درباره علیه بحرینی، مادر شهید مصطفی انجم‌افروز است.
ماجرا از آن جایی شروع می‌شود که خانواده بحرینی در سال 1341 تصمیم می‌گیرند برای زندگی به شهر نجف بروند. مدت زیادی از مهاجرت آن‌ها نمی‌گذرد که علیه ازدواج می‌کند و بعد مصطفی متولد می‌شود. اما تقدیر به گونه‌ای پیش می‌رود که صدام، رییس جمهور عراق در اواخر دهه 50 و دهه 60 ه.ش، آن‌ها را از عراق بیرون کرد و علیه و همسر و خانواده‌اش به ایران بازگشتند.از آن زمان به بعد همه‌چیز برای علیه متفاوت شد. با آغاز جنگ و عزیمت مصطفی به جبهه و شهادت او، زندگی روی پررنج خود را به این مادر شهید نشان داد و موجب حوادث جدیدی در زندگی او شد.

لالایی‌های دینی

معرفی کتاب
این کتاب پانزده لالایی کودکانه دارد که درباره خدا، پیامبر، حضرت فاطمه(س) و ائمه(علیهم‌السلام) می‌باشد. لالایی‌های حاضر قصد دارد به کودک آرامشی پیش از خواب بدهد و گوش او را با عاطفه‌های معنوی و اسامی امامان و معصومین آشنا کند. لالایی به شنونده کمک می‌کند تا با جهان اطراف آشنا شود و مفاهیمی را نیز از آن‌ها یاد بگیرد.

آخرین روز جنگ: خاطرات زنی از قلب جنگ 33 روزه اسرائیل و حزب‌الله

معرفی کتاب
این داستان درباره زنی است که در جنوب لبنان زندگی می‌کرد. هنگامی که حزب‌الله تحت حمله صهیونیست‌ها قرار گرفت، مردم جنوب لبنان دچار ناامنی و تشویش شدند. این جنگ 33 روز به طول انجامید. قصه حاضر ماجرای زنی باردار است که در یکی از روستاهای منطقه جنگ‌زده تنها مانده و دچار مشکلات بسیاری شده است. نویسنده به مخاطب کمک می‌کند تا با درد و رنج مردم این ناحیه بیشتر آشنا شود.

غافلگیری در روز مادر

معرفی کتاب
روز مادر نزدیک شده و باباخرسی و بچه‌ها می‌خواهند یک کار خاص برای مامان خرسی بکنند. مامان خرسی کاملا مطمئن بود که امسال آن‌ها می‌خواهند غافلگیرش کنند و برایش صبحانه آماده کنند ولی حیف که بعدش او باید همه روز را صرف تمیز کردن آشپزخانه و کثیف کاری‌های آن‌ها کند...

همیشه دوستت خواهم داشت

معرفی کتاب
«اولین روزی که تو را دیدم؛ خورشید به زیبایی می‌درخشید. تو سرت را بالا آوردی و به من نگاه کردی و من لبخند زدم. حس می‌کنم تو هم لبخند زدی.» این کتاب درباره ورود یک فرد جدید به خانواده است. زرافه کوچولو که تازه پا به این دنیا گذاشته است، در کنار مادرش ماجراجویی‌های جدید را تجربه می‌کند.