رابی ربات عجیب
معرفی کتاب
«قصههای رنگیرنگی»، مجموعهای از قصههای متنوع است که به صورت تخصصی برای گروه سنی خردسال و کودک دستهبندی شده است. این قصههای کوتاه و خیالانگیز، بر اساس موضوع، شیوهی قصهگویی، جملات و حتی کلمات استفاده شده، به گروههای سنی مختلف تقسیم شدهاند. در داستان «رابی ربات عجیب» رابی، ربات پسر بچهای به نام «مکس» است. رابی بسیار علاقمند است که در کارهای خانه به مادر مکس کمک کند اما مادر مکس زیاد از این بابت راضی نیست! رابی هر زمان که میخواهد کاری انجام دهد یک دسته گل جدید هم به آب میدهد. مادر مکس دیگر از این وضعیت خسته شده است و میخواهد تصمیم جدی دربارهی حضور رابی در خانه بگیرد که اتفاقی مهم نظر او را عوض میکند. به نظر شما این اتفاق مهم چیست؟
صدای زندگی در محله
معرفی کتاب
مجموعهی حاضر با استفاده از داستانهای هدفمند در تلاش است که ساحتهای ششگانهی تربیت و موضوعاتی چون نعمتهای خداوند، آشنایی با مشاغل و کارآفرینی، همکاری و مسئولیتپذیری، رعایت بهداشت محیط زیست و زیبایی خلقت و ... را به دانشآموزان آموزش بدهد. در یک محلهی قدیمی تعدادی دختربچه دور هم جمع شدهاند تا چرخفلک حسن آقا را که کلی با آن خاطره دارند تعمیر کنند. هزینه تعمیر چرخ فلک خیلی بالاست و بچهها برای تأمین آن باید کاری انجام بدهند... این داستان ساحت اقتصادی و حرفهای را هدف قرار داده است. این داستان بچهها را با موضوع کارآفرینی بیشتر آشنا میکند و همچنین مزایای همکاری، مسئولیتپذیری و همدلی را به آنها گوشزد میکند.
قصه خاله کبری
معرفی کتاب
این کتاب روایت زنان از خود گذشتهای هست که در دوران دفاعمقدس پشت جبهه برای یاری رساندن به رزمندگان اسلام شبانه روز با جان و دل بدون هیچ چشمداشتی، تلاش و خدمت میکردند، قصه زنی که با پخت نان و فرستادن نانها برای رزمندگان تلاش میکرد تا به آنها برای مبارزه با دشمن نیرو و توان تازهای بخشد. این شیرزن آنقدر در این راه تلاش کرد که بر اثر دود تنور سالها بعد چشمهای خود را از دست داد. در واقع او جانباز دوران دفاع مقدس شد ولی جانبازی گمنام که حتی اسم واقعیاش را هم کسی نمیداند.
این فقط یک قصه نیست!: خاله موش بدو بدو، دنبال دُم
معرفی کتاب
مجموعه 52 جلدی «این فقط یک قصه نیست» هر هفته یک بازآفرینی از افسانههای کهن ایران زمین است با این تفاوت که کودک فقط یک قصه نمیخواند. بلکه تعاملی دو سویه بین مخاطب و پدیدآورندگان کتاب، ایجاد میشود و کودک میتواند با رنگآمیزی بخشی از کتاب، تصاویر را کامل کند. داستان «خاله موش بدو بدو، دنبال دُم» بازسازی افسانهای، به منظور آموزش ارزشهای اخلاقی به کودکان میباشد.
نجات پفکی
معرفی کتاب
مجموعه «خود مراقبتی روانی» سهگانه دوم از مجموعه 15 جلدی خودمراقبتی است. در این سهگانه به سراغ مراقبتهایی رفتهاست که باعث میشود روان فرد در سلامت بماند و دچار آسیب نشود. نجات پفکی اولین جلد از این سهگانه است که به اهمیت تفکر در زندگی میپردازد. اگر فرزند ما این را بیاموزد که در مواجهه با مسائل مختلف زندگی باید از قوه عقل و تفکر بهره ببرد، اتفاقاتی که متعاقباً پیش خواهد آمد، به گونهای نخواهد بود که به روانش آسیب وارد کند. دلا، پفکی و ارهای سه دوستی هستند که اوقاتشان را باهم میگذرانند. طی حادثهای پفکی به دردسر میافتد و آن دردسر به وسیله خوب فکر کردن حل میشود.
من کمکت میکنم
معرفی کتاب
کمک کردن به همدیگر حتی اگر خیلی کوچک، میتواند بسیار راهگشا باشد. همه ما داریم با هم زندگی میکنیم و نسبت به هم وظایفی داریم و خوب است که در مواقع لزوم و در صورت امکان به هم کمک کنیم. داستان حاضر که در یک جنگل میگذرد به خوبی به کودکان میآموزد که کمک کردن به همدیگر چقدر ارزشمند و زیباست.
کاش یکی با من بازی کنه!
معرفی کتاب
توی یک جنگل خیلی دور، زرافه کوچولویی به اسم «لویی» همراه خانوادهاش زندگی میکرد. لویی دوستان زیادی نداشت. او همیشه دلش میخواست کنار بقیهی بچهها بتواند توپ بازی کند؛ اما به خاطر گردن درازش نمیتوانست، برای همین کسی با او بازی نمیکرد.
لویی هر روز یواشکی لابهلای درختها قایم میشد و از دور و با حسرت، توپ بازی بچهها را تماشا میکرد و با خودش میگفت: «آخه این گردن دراز من به چه دردی میخورد؟ خوش بهحال بچهها که میتوانند بدون داشتن این گردن دراز، راحت بازی کنند... » یک روز فیل کوچولو با یک ضربهی محکم توپ را به طرف درختها پرتاب کرد. توپ رفت و رفت و رفت تا روی یک درخت بلند لای یک شاخه گیر کرد...
لویی هر روز یواشکی لابهلای درختها قایم میشد و از دور و با حسرت، توپ بازی بچهها را تماشا میکرد و با خودش میگفت: «آخه این گردن دراز من به چه دردی میخورد؟ خوش بهحال بچهها که میتوانند بدون داشتن این گردن دراز، راحت بازی کنند... » یک روز فیل کوچولو با یک ضربهی محکم توپ را به طرف درختها پرتاب کرد. توپ رفت و رفت و رفت تا روی یک درخت بلند لای یک شاخه گیر کرد...
مولی
معرفی کتاب
ماجرای کتاب «مولی» درباره بچهمارمولک کوچکی است که در نبود مادرش بیقراری میکند و خانممار، همسایه مهربانشان به دادش میرسد. خانممار، مولی را بر پشتش سوار میکند و به او سواری میدهد، دمش را از درخت آویزان میکند و مولی را تاب میدهد، برایش از درخت ازگیل میچیند تا گرسنگیاش را برطرف کند و میان دو درخت نَنو میشود تا مولی را بخواند و حتی برای او قصه میز میگوید. مولی که تمام این مدت بیقراری میکرده و خانممار مهربان را خسته کرده است با آمدن مادرش میگوید: «مامان چرا اینقدر زود اومدی؟ »…
ماجرای تابا و جنگل تاریک
معرفی کتاب
بیشتر آدمها در بچگی دوست دارند یک کرم کوچولوی شبتاب را ببینند و از قصه و پویانماییهایی که از شبتابهای روشن استفاده شده بود بسیار لذت میبردند. این کتاب سراغ یکی از همین موجودات کوچولو رفته است. «تابا» کرم شبتاب بامزهای است که میخواهد کار بزرگی بکند. تابا دلش میخواهد مثل ماه که درخشنده و کامل است، نورش مورد استفاده قرار بگیرد اما نمیداند چطور از پس این کار بربیاید. تابا در طول داستان میفهمد که یک نور کوچک شاید خیلی به کار نیاید اما وقتی همه کرمهای شبتاب کنار هم باشند، نور زیادی برای جنگل قشنگشان درست میکنند.