در جستوجوی اردشیر
معرفی کتاب
این کتاب حاوی یازده داستان کوتاه به هم پیوسته درباره شاهنشاه بزرگ اشکانی، «اردوان»، است. او شبانه و درحالیکه سر و صورتش را پوشانده است، با چهار همراه، به دیدن «هپتانباد»، شاه کرمان، میرود تا او خواب شومی را که دیده است، تعبیر کند. اردوان در خواب شاهزادهای را میبیند که او را میکشد! هپتانباد میگوید: «سلطنت شما در خطر است و یکی از پسران حاکمانتان در ایالات ایران که امسال متولد میشود، شما را تهدید میکند!» او برای برطرف کردن خطر دو پیشنهاد دارد.
داستانهای کودکان و نوجوانان
معرفی کتاب
کتاب حاضر شامل نوزده داستان کوتاه است. نام بعضی از این داستانها به این ترتیب است: «پایان بدی»، «دو دوست»، «روز عجیب»، «کیسه کهنه» و «گرگ و چوپان». داستان اول درباره مرد بدجنسی است که روز جشن، تمام غذاها را مسموم میکند. پادشاه و همه مردم با خوردن غذاها مسموم و بیمار شده و مرد بدجنس به طوطی تبدیل میشود. مرد سعی میکند نزد جادوگر برود و تا شاید او بتواند کاری بکند؛ اما... . چند روز بعد، وقتی طوطی برفراز شهر پرواز میکند، متوجه میشود که طبیبِ پادشاه، گوشت طوطی را برای او تجویز کرده است و... .
دلنوشتههای عرفان
معرفی کتاب
نویسنده این کتاب روشندل است و خاطرات خود را با زبانی شاعرانه بازگو میکند. نویسنده پس از شرح زندگیاش، درباره مادر، معلم، درخت، باران، پاییز و... مطالبی بیان کرده است. او درباره معلم میگوید: «چوب الفی که به دستم دادی برای دیدگان بیفروغ من حکم عصای سپید روشندلیام را دارد و چون تو نوری در ظلمت شب مهر، مهتابیات را به من تاباندی و من همراه سمفونی جدول ضرب رنج تو را به ترانه میسرایم و میستایم». او معتقد است که خشخش برگهای زرد و ریخته شده در زیر پای درختان، موسیقی آرامبخشی برای رهگذران است.
فرانکلین و روز شکرگزاری
معرفی کتاب
روز شکرگزاری نزدیک است. هر سال در این روز، پدربزرگ و مادربزرگ «فرانکلین» به خانه آنها میآیند؛ اما امسال نمیتوانند آنجا باشند. فرانکلین بسیار ناراحت است؛ ولی کاری از دستش برنمیآید تا اینکه فکری به ذهنش میرسد. او آقای جغد و مادرش را برای این روز دعوت میکند. از طرفی مادر فرانکلین، خرسها را دعوت میکند و پدرش هم آقای موش کور را. روز شکرگزاری فرا میرسد، همه مهمانها آمدهاند؛ اما دیگر در خانه جا نیست. فرانکلین میز و صندلی و غذاها را بیرون از خانه میبرد... و یک روز عالی به پایان میرسد.
پرنده گرفتار و باغبان طعمکار
معرفی کتاب
کتاب حاضر دربردارنده داستانی از «مثنوی معنوی مولوی» است. باغبانی که باغی پر از درختهای میوه دارد، تصمیم میگیرد برای پرندههای زیبا و گوناگونی که به باغ او میآیند، دام بگذارد و... . پرنده زیبا و کوچکی در دام میافتد. وقتی پرنده خود را در دستان باغبان میبیند، به او پیشنهاد میکند که اگر آزادش کند، سه پند باارزش به او بگوید. باغبان کمی فکر میکند و میپذیرد و... . شایان ذکر است که در ابتدای کتاب، «مولوی» و کتاب «مثنوی معنوی» معرفی شدهاند.
شیر درنده و خرگوش باهوش
معرفی کتاب
این کتاب حاوی داستانی از کتاب «مثنوی معنوی مولوی» است. در جنگل سبز، همه حیوانات به خوبی و خوشی زندگی میکنند تا اینکه شیر درندهای که به تازگی وارد جنگل شده است، به آنها حمله میکند و ... . حیوانات که بسیار وحشت کردهاند، تصمیم میگیرند هر روز بنا به قرعه، حیوانی را نزد شیر بفرستند تا از حملههای او در امان باشند. روزی قرعه به نام خرگوش میافتد و او با نقشهای زیرکانه شیر را از بین میبرد.
بقال و طوطی
معرفی کتاب
این کتاب حاوی داستانی از «مثنوی معنوی مولوی» است. طوطی سخنگو وباهوشی در دکان بقال زندگی میکند. طوطی با شیرینزبانیاش مشتریهای زیادی را به مغازه میآورد و بقال هم طوطی را بسیار دوست دارد. روزی که بقال در مغازه نیست، طوطی شیشه روغن را میشکند. بقال با عصبانیت ضربهای به سر او میزند که موجب کچلی و لال شدن طوطی میشود. بقال از این کار سخت پشیمان میشود و بارها و بارها سعی میکند دل طوطی را به دست آورد؛ اما فایدهای ندارد. طوطی سخن نمیگوید و همچنان افسرده است تا اینکه... .
آتش شوق: داستانهایی از زندگانی شیخ ابوالحسن خرقانی
معرفی کتاب
«ابوالحسن خرقانی» از بزرگان مشایخ ایران بود.زُهد و مبارزه با نفس یکی از اصول زندگانی و پایههای مکتب عرفانی شیخ بود. عرفان مثبت و سازندهای که علاوهبر پارسایی و سادهزیستی، بر اصل محبت به دیگران و مردمدوستی نیز تأکید بسیار داشت. کتاب حاضر حاوی دَه داستان از زندگی این عارف است. در یکی از داستانها آمده است، شبی بعد از نماز، سرِ سفره شام، شیخ دست دراز میکند تا از آش چغندر بخورد؛ اما ناگهان دستش را پس میکشد و میگوید از این غذا تاریکی میآید! مشکل چیست؟ و چرا شیخ این حرف را میزند؟
آشوبی در مدرسه
معرفی کتاب
آخرینبار «مکس کرامبلی» روی یک پیتزای بزرگ نشسته بود و سه خلافکار بیرحم برای مرگ او نقشه میکشیدند. آیا مکس مانند پیتزا قطعهقطعه میشود؟ یا میتواند از این مخمصه جان سالم به در ببرد؟ او فکر میکند ضایعترین ابرقهرمان تاریخ است و علت بدبیاریاش را این میداند که همهچیز را در نظر نگرفته است. برای همین قوانینی را برای خودش وضع میکند تا با پیروی از آنها دیگر به دردسر نیفتد. قانون اول این است که یک ابرقهرمان باید همیشه آماده باشد. طبق قانون دوم، یک ابرقهرمان باید همیشه شغل نیمهوقت داشته باشد. قانون سوم... .
رباتی که سیر نمیشود
معرفی کتاب
«کِنِدی» و «دن» از کلاس دوم با هم دوست هستند. یک روز کندی، جلوی در ورودی، جعبه بزرگی پیدا میکند که روی آن نام او نوشته شده است. کندی حدس میزند این جعبه از طرف پدربزرگش باشد. او تمام تلاشش را میکند تا جعبه را به داخل خانه ببرد؛ اما موفق نمیشود، پس با دن، تماس میگیرد و... . داخل جعبه پر از فلز است! یک سری مستطیل بلند و صاف، مربعهای کوچک، ذوزنقه، چیزهای گرد و... . اینها قطعههای چیزی هستند، چیزی بزرگ و شگفتانگیز؛ ولی چه چیزی؟